سقوط اخلاقی جامعه بین‌الملل

50 روز تجاوز و قریب به 7000 کشته و مجروح، نتیجه حمله ریاض به همسایه عرب خود است. یمن، همان کشوری که بسیاری از بازاریان عربستانی تبارشان به آن می‌رسد و شاید اگر ماهیت اجاره‌ای ارتش عربستان سعودی نبود، کم نبودند نظامیانی در عربستان که حاضر به بمباران خانه‌های پسرعموهای یمنی خود نمی‌شدند.

کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل می گوید در شش روز پیش از آتش‏بس یمن، دستِ‏کم 828 غیرنظامی یمنی بر اثر حملات عربستان کشته شده و 1500 یمنی دیگر مجروح شده‌‏اند. در میان کشته‏‌شدگان در این بازه شش روزه، ۵۱ کودک و ۴۱ زن حضور دارند و با وجود این خبری از دخالت آنچه جامعه بین‏‌الملل خوانده می‏شود، برای پایان این تجاوز نیست!

مفهوم جامعه بین‏‌الملل، برآمده از عبارتی سیاسی-حقوقی تحت عنوان جامعه ملل است که 94سال قبل به شکل‏‌گیری نهادی میان دولت‏‌ها انجامید.

نهادی که قرار بود تلاش‏‌هایش به «خلع سلاح، جلوگیری از جنگ به واسطه تامین امنیت همگانی، رفع اختلاف و مشاجره بین کشورها از راه مذاکره و دیپلوماسی و همچنین بهبود سطح زندگی جهانی» بینجامد. با این حال فرجام این جامعه یا سازمان مجمع اتفاق ملل تلخ بود؛ چرا که با به راه افتادن جنگ جهانی دوم، 58عضو این سازمان دریافتند میراث وودرو ویلسون، رئیس‏‌جمهور وقت آمریکا، کارآمدی لازم برای تأمین صلح جهانی را ندارد.

24سال پس از تشکیل جامعه ملل، این بار سازمانی با عنوان «ملل متحد» جایگزین آن شد تا تثبیت‏‌کننده نظم نوین بین‏‌المللی، پس از جنگ جهانی دوم باشد.

با وجود این دیری نپایید پیروزشدگان جنگ، جهان را به دو نیمه شرقی و غربی تقسیم کرده و پا در راهی نهادند که بعدها جنگ سرد نامیده شد و بر اساس آن، کشورها به نیابت از قدرت‏‌های بزرگ بلوک شرق و غرب در برابر یکدیگر صف‏‌آرایی می‏کردند.

اختلاف‏افکنی منطقه‏‌ای، تضعیف کشورهای مستقل ـ که پیش از این در یک نهاد نمادین تحت عنوان غیرمتعهدها متحد شده بودند ـ نفی استقلال ملی کشورها به بهانه جهانی‏‌سازی و در اختیار گرفتن ظرفیت‏‌های مادی و معنوی کشورها برای بسط قدرت آمریکا، از جمله راهبردهایی بودند که واشنگتن و متحدانش برای بسط قدرت خود و شکستن مقاومت جهانی از آن بهره می‏‌بردند.

در 70 سال گذشته مدعیان جامعه جهانی به گونه‏‌ای آشکار، نه تنها هیچ آتش جنگی را خاموش نکرده‏اند، بل بر آن دمیده‏‌اند تا آنجا که بیم آن می‏رفته شعله‏‌های این آتش دامن‌گیر آنان شود.

در تمام این مدت اگرچه نهادهای وابسته به سازمان ملل متحد، به سوگ میراث تاریخی بر باد رفته در جنگ‏‌های ویرانگر نشستند و مثلا برای بودایی که طالبان در افغانستان آن را منهدم کرد اشک ریختند، اما کمتر کسی به یاد آورد نتیجه بحران خودساخته طالبان، مرگ دستِ‏کم 170هزار افغان در 13 سال گذشته بود.

به‏این ترتیب هراس‏‌افکن‏‌ها، افراطیون، خشونت‏‌طلبان متعصب قومی و مذهبی و همه آن‏ها که ظرفیتی برای راه‏‌اندازی جنگی تازه در جهان داشتند، تبدیل به متحدان پنهان جامعه بین‏‌الملل شدند تا ادعایی که قرار بود تضمین‏‌کننده موقعیت برتر آمریکا باشد، همواره توجیهی برای مطرح شدن داشته باشد.

در واقع اگر نبود جنگ‏‌های گسترده در مناطق گوناگون جهان، فلسفه وجودی کدخدا و جامعه بین‏‌الملل نیز زیر سوال می‏رفت و برای همین، تز صلح‏طلبی جهانی، نیاز به آنتی‏‌تزی در درون خود داشت تا ضمن پایدار نگهداشتن فضای جنگ‏‌طلبی جهانی، افکارعمومی را نیازمند یک ناجی صلح‏‌طلب نشان دهد. پس از آن در سوریه و حالا یمن، باز هم تلاش‏‌ها برای درگیر کردن ایران در جنگی منطقه‏‌ای ادامه دارد و به خدمت گرفتن نهادهای بین‏‌المللی به عنوان پیمان‌کاران شعله‏‌ور کردن آتش جنگ، جامعه بین‏‌الملل را که روزگاری امید می‏رفت پاسدار صلح باشد، به آتش‏‌بیار معرکه در میدان نزاع‏‌های قومی و مذهبی تبدیل کرده است.

یمن این روزها درحالی نه فقط در تب جنگ که در آتش فاجعه انسانی ناشی از محاصره غذایی و دارویی می‏سوزد، که مقام‏‌های آمریکایی به حمایت از ریاض برای تداوم تجاوز و تحقیر ملت یمن ادامه می‏دهند. همان «جامعه بین‏‌الملل» که پیش از این پیشینه اعلام نگرانی «نحوه شکار دلفین‏‌ها در جاپان» را داشت، حالا در برابر یک قتل عام آشکار در یمن سکوت کرده و به متجاوز، وعده فروش سلاح بیشتر می‏دهد.

امروز با نگاهی به تصاویر منتشر شده از پیکرهای بی‏جان کودکان یمنی، این پرسش برای بسیاری از مخاطبان رسانه‏‌ها به وجود می آید که به راستی جامعه بین‏‌الملل کجاست؟ و تأسف‏‌بارتر این که باید به‏‌این پرسش پاسخ داد؛ جامعه بین‏‌الملل دقیقا همین جایی است که به نام صلح جنگ تئوریزه می‏شود و به جای جان انسان‏‌ها، قیمت نفت و بازار سلاح است که تعیین‏‌کننده مواضع دولت‏‌های مدعی محسوب می‏شود؛ همان جا که به جای بودای سنگی بامیان، کودکان یمنی شاید از شرم بی‏‌اخلاقی بین‏‌المللی فرومی ریزند.

رخدادهای یک قرن گذشته نشان می‏دهند شاید حتی ویلسون، مبدع عنوان جامعه ملل هم گمان نمی‏برد، یک قرن پس از طرح ایده جامعه بین‏‌الملل، این مفهوم این‌چنین دست‌مایه تشدید تشنج‏‌های جهانی شده و سپری برای توجیه پروژه‏‌های خونین «هراس‏‌افکن‏‌سازی»، «اعمال سیاست‏‌های غیرانسانی تحریم»، «تحریک کشورها به جنگ نیابتی»، «تضعیف قدرت دولت‏‌ها با درگیر کردن آن‏ها در مجادلات تاریخی قومی و مذهبی» و… شود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده