سناریوی سفر رئیس‌جمهور به پاکستان

اسلام‏ آباد در ماه آگست سال جاری میلادی بار دیگر میزبان رئیس‏ جمهورکرزی و تیم همراهش خواهد بود. این شهر که پایگاه مهمی برای تدوین سیاست‏ های مسلط بر افغانستان بوده است، بیستمین بار است که فرش سرخ اما بی‏‌ثمر را زیر گام‏‌های رئیس‏‌جمهور همسایه‏‌اش (افغانستان) می‏‌گستراند.

در عرف دپلوماتیک، میزان سفرهای صورت گرفته میان دو کشور نشان از گستره‏‌ی روابط آن‏‌ها داشته و مسلم است که هرچه این سفرها بیش‏تر باشد، نشان از زیاد بودن تعامل میان دو کشور است. به همین‏‌سان تعداد سفرهای مقام‏‌های عالی‏‌رتبه‏‌ی یک مملکت به کشور دیگری، به معنای وابستگی سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و… به آن کشور است.

هرگاه این اصل را در خصوص روابط افغانستان و پاکستان مورد ارزیابی قرار دهیم، خواهیم دید که مقام‏‌های قصر گل‌خانه در کابل بیش از آنکه میزبان دولت‏‌مردان اسلام‏آباد باشند، مهمان آن‏ها بوده اند. این امر حکایت از آن دارد که سیاست افغانستان به شدت تحت تأثیر رویکرد دولت اسلام‏‌آباد قرار دارد و اوضاع کشور ما بیش از آنکه با خواست حاکمان کابل رقم بخورد، با دیکته‏‌های پاکستان و مهندسی سیاست‏‌گذاران آن کشور رنگ می‏‌گیرد.

در شرایط حاضر که افغانستان در وضع حساسی قرار گرفته و بن‏‌بست ایجاد شده فراروی روند مصالحه از یک‏‌سو و مقابله با چالش‏‌های احتمالی پیش‏ رو در سال 2014 از جانب دیگر تدابیر بیش‏تری را می‏‌طلبد، پرسش عمده این است که تفاوت سفر بیستم رئیس‏‌جمهور حامدکرزی به اسلام‏‌آباد باسایر سفرهای سیاسی او چه خواهد بود؟

آنچه اکنون در ذهن سیاسی هر شهروند افغانستان خانه کرده این است که این سفر به لحاظ نتیجه‏‌ی مثبت برای افغانستان امیدوارکننده نبوده و نویدبخش دست‌اوردهای بهتر از گذشته نخواهد بود.

این قضاوت ذهنی ناشی از سابقه‏‌ی سیاست سیاه پاکستان در قبال افغانستان بوده و تصور بن‏‌بست از سیاست‏‌های پاکستان بیش‏تر قابل انتظار است تا ایجاد نقشه‏‌ی راه برای بن‏‌بست‏‌های سیاسی در افغانستان.

با این وجود، تنها نکته‏‌ی برجسته‏ در سفر بیستم این مسأله می‏‌باشد که مهندسی این سفر و بایدها و نبایدهایی که در گفت‏‌وگوهای اسلام‏‌آباد میان آقای کرزی و مقام‏‌های پاکستانی رقم ‏می‏‌خورد، به دست سیاست‏‌گذاران کاخ سفید قرار دارد. لذا انتظار اینکه سیاست‏‌گذاران پاکستانی بر گفت‏‌وگوی صلح‏‌جویانه و ثبات‏‌آور بیندیشند، بعید از تصور نمی‏‌باشد، ولی هیچ‏گاه ‏نمی‏‌توان به این امید دل‏‌خوش کرد که این سفر با محوریت خواسته‏‌های حکومت افغانستان به ثمر بنشیند. زیرا همان‏گونه که گفت‏‌وگوهای گذشته در لندن با طرح صلح شش‏‌ماهه با نیت نامیمون پاکستان درهم آمیخت و عقیم ماند، احتمال اینکه بار دیگراز زیر پلو سیاست پاکستان برای مهمانان کابلی مُلی تلخ دیگری بیرون آید، دور از انتظار نیست.

به هر ترتیب، چشم‏‌داشتی که در حال حاضر از سفر بیستم آقای کرزی به اسلام‏‌آباد خلق شده است، رسیدن به نتیجه‏‏‌ای است که فرآیند صلح را در افغانستان سرعت بیش‏تری بخشیده و روند مذاکرات آشتی با طالبان و سایر گروه‏‌های مخالف مسلح را به صورت مثبت آن میسر سازد. به همین دلیل نیز عضوی از شورای عالی صلح نیز در این سفر، تیم ریاست‏‌جمهوری را همراهی خواهد کرد.

نکته‏‌ی قابل تأمل دراین خصوص آن است که مذاکره و انتظار صلح از سفر پاکستان پس از بن‏‌بست به وجود آمده از روند صلح قطر صورت می‏‌گیرد؛ امری‏ که با مهندسی و سرمایه‏‌گذاری ایالات متحده امریکا انجام شده بود و با سرپیچی سیاست‏‌مداران افغانستان بی‏‌فرجام باقی ماند.

لذا به نظر می‏‌رسد فشار کاخ سفید بر دو جانب افغانستان و پاکستان بیش ازآنکه جست‌جوی راه جدیدی برای صلح باشد، دنبال کردن همان مسیر کهنه است که از روند قطر با گشایش دفتر سیاسی طالبان و آن‏‌هم تحت عنوان امارت اسلامی مد نظر بود.

این بدان معناست که طالبان و گروه‏‌های مخالف مسلحی که تحت نفوذ پاکستان از خواسته‏‌های خویش که حداقل آن شریک شدن در ساختار سیاسی افغانستان به عنوان یک جانب عمده و تأثیرگزار است کوتاه نخواهند آمد.

هرچند راه اندازی چنین ساز‏وکاری از سوی عناصر حکومت که در این اواخر نشان از هم‌سویی بیش‏تری با این گروه‏‌ها دارد بعید نیست؛ اما توجیه چنین سازشی در نزد افکارعمومی و عبور از ارزش‏‌های دموکراتیک که دست‌اورد اندک یک و نیم دهه‏‏‌ی اخیر است قدری دشوار به نظر می‏‌رسد.

نکته‏‌ی دیگر این است که در فرایند مذاکرات صلح خواسته‏‌های متفاوت با اهداف نسبتا متضادی وجود دارد که نقطه‏ی تلاقی میان این دیدگاه‏‌ها کم‏تر دیده می‏‌شود.

ایالات متحده امریکا به دنبال صلحی است که در آن طالبان سهم نازل‏تری در ساختار قدرت داشته باشند و بیش‏تر با رویکرد مورد نظر آنان در این چهارچوب حضور داشته باشند، پاکستان در پی تشکیل حکومتی در کابل است که به طور کامل تحت نفوذ دولت این کشور قرار داشته و طبق میل اسلام‏‌آباد حرکت کند، حکومت کابل در جست‌جوی راهکاری است که بتواند به تداوم اقتدارطلبی تیم حاضر بینجامد و در نهایت طالبان طرفدار یک دولت اسلامی با تفسیر خودشان می‏‌باشند که دیدگاه‏‌های سه جانب دیگر را کم‏تر برمی‏‌تابد.

بنابراین، انتظار معجزه از سفر آقای کرزی و تیم همراهش به اسلام‏‌آباد در خصوص تأمین امنیت، تحقق صلح و آوردن آشتی در افغانستان مشکل به نظر می‏‌رسد. تنها نقطه‏‌ی امیدبخش این است که نقشه‏‌ی اصلی صلح به گونه‏‌ای ترسیم شده باشد که باعث گردد جانب‏‌های مختلف قضیه قدری از تقاضاهای خویش کوتاه آمده و این امر منجر به نتیجه‏‌ی بهتر از گذشته گردد.

در آن صورت نیز قدر مسلم آن است که در این تعامل بازهم دست پاکستان بالاتر از افغانستان بوده و جایگاه منطق‌ه‏ای اسلام‏آباد در بازی‏‌های سیاسی موجود برجسته‏‌تر خواهد بود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده