سهم افغانستان از دهلیز اقتصادی چین- پاکستان

افغانستان در نخستین اجلاس سه‌جانبه پکن توافق کرده که به طرح «کمربند و جاده» چین بپیوندد تا «دهلیز اقتصادی چین- پاکستان» از طریق افغانستان به آسیای میانه توسعه ‌یابد. سه طرف بر تحکیم همکاری‌های اقتصادی براساس تعامل «برد- برد» تاکید کردند.

«کمربند و جاده» طرح بلندپروازانه چین برای اتصال این کشور با آسیا، اروپا و افریقاست. «دهلیز اقتصادی چین- پاکستان» بخشی از این طرح جاده‌ای بین دو کشور به ارزش ۵۷ میلیارد دالر است که براساس توافق تازه از طریق افغانستان به آسیای میانه توسعه می‌یابد.

این طرح که از آن به عنوان «جاده ابریشم جدید یا طرح «کمربند و جاده» نیز نام برده می شود را شی‌جین‌پینگ؛ رئیس‌جمهوری چین با الهام‌‌ از راه ابریشم باستانی در ۲۰۱۳ ارائه کرد. این طرح جدید با ایده و هزینه ۱۳۰۰ میلیارد دالری چین برای ساخت هزارها کیلومتر جاده، راه آهن و مسیرهای آبی و هوایی در نظر گرفته شده که ۶۵ کشور را در آسیا، اروپا و افریقا به هم وصل خواهد کرد.

بدیهی است که این طرح عظیم و بلندپروازانه و فوق العاده راهبردی که عملیاتی شدن آن می تواند به انقلابی بزرگ در عرصه تجارت جهانی، منجر شود، هم برای چین و هم برای پاکستان، منفعت و اهمیت زیادی دارد.

برای چین، اجرای این طرح می تواند راه تبدیل شدن این کشور به غول درجه یک و بی رقیب اقتصاد جهان را هموارتر و کوتاه تر سازد و به هژمونی بی قید و شرط آن کشور بر شاهرگ ها و گلوگاه های استراتژیک اقتصاد و تجارت جهان، منتهی شود.

به همین دلیل، امریکا در ابعاد بین المللی و هند در عرصه منطقه ای، نخستین مخالفان اصلی این طرح بلندپروازانه محسوب می شوند.

برای پاکستان نیز افزون بر منافع عظیم و سود سرشار اقتصادی که پیوستن به این شبکه بزرگ در پی دارد، به تعمیق هرچه بیشتر روابط راهبردی اسلام آباد با پکن نیز کمک می کند؛ رویدادی که به ویژه برای مهار هژمونی خصمانه هند، برای هردوطرف این تعامل، بسیار حیاتی و تعیین کننده است.

سهم افغانستان از این طرح اما به درستی مشخص نیست. اگرچه وزرای خارجه سه کشور در نشست پکن، روی یک تعامل مبتنی بر «برد- برد» توافق کرده اند؛ اما هنوز روشن نیست که افغانستان چگونه می تواند با وجود و حضور عاملی به نام پاکستان، برنده این تعامل باشد.

پاکستان که متهم ردیف اول ناامنی های جاری در افغانستان است و از هر ابزاری برای عقب نگه داشتن اقتصاد و سیاست و امنیت این کشور، استفاده می کند، چگونه در چارچوب این طرح، به کابل امکان خواهد داد که به رویای بلندپروازانه اش مبنی بر تبدیل شدن به «چهارراه اقتصادی آسیا» جامه عمل بپوشاند؟

از سو دیگر، چراغ سبز کابل به فراخوان چین در مشارکت در طرحی اقتصادی و تجاری که پاکستان نیز یکی از شرکای اصلی آن به حساب می آید، اندکی عجیب به نظر می رسد؛ زیرا عزم کابل همواره بر این اساس، استوار بوده که وابستگی اقتصادی و تجاری اش به پاکستان را کاهش دهد و در نهایت به صفر برساند.

به همین منظور، گام های مهم و بلندی نیز در سال های اخیر برداشته شده است که حضور افغانستان در سرمایه گذاری عظیم مشترک با ایران و هند در بندر چابهار که می تواند راه هند و ایران را از مسیر افغانستان به آسیای مرکزی، باز کند، یکی از بزرگ ترین آنها بوده است.

همزمان، دولت کابل، بدون حمایت منابع کمکی غرب و به ویژه امریکا، قادر به ادامه حیات خود نیست؛ بلوکی که از قدرت گیری اقتصادی، سیاسی و نظامی چین و توسعه روزافزون هژمونی آن بر سراسر جهان، دلواپس می باشد.

با این حال، ورود کابل به بازی بزرگ اقتصادی چین- پاکستان، یا بدون حساب و کتاب و تابع رویکرد این کشور در عرصه سیاست است که غالبا مبتنی بر توافق و امضای ناخوانده هر پیمان و عهدنامه و کنوانسیون و توافقنامه و تفاهمنامه ای، بدون توجه به تبعات و پیامدهای آن می باشد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده