سهم ما از «دست راست تمدن»

از زمانی ‏که دوندگان تیزرفتار و کبوتران سفید، مسوولیت رساندن پیام پادشاهان را به عهده گرفته و ابزار ارتباطات در زندگی بشر به شمار می‏آمدند، مدت زمان زیادی می‏گذرد؛ اما به کارگیری سریع‏ترین وسیله‏ی قابل تصور برای برقراری ارتباطات، اهمیت این پدیده را در حیات بشر نشان می‏دهد. وقتی در هفدهم ماه می 1865 میلادی اولین اتحادیه‏ی جهانی تلگراف در پاریس، پایتخت فرانسه تشکیل شد، اولین موج الکتریسته توانسته بود نقش روشن‏تر و برجسته‏ی خود را در ارتباط انسان با همنوعانش نشان داده بود. از آن زمان به بعد این اتحادیه دستخوش تغییرات اسمی و رسمی به اشکال گوناگونی شد که در نهایت در نهم ماه دسامبر سال 1932 میلادی شاهد اتحادیه‏ای زیر نام “اتحادیه ارتباطات راه دور” بود.

گذشت زمان، اهمیت ارتباطات و فن‌آوری‌های مخابراتی را در زندگی بشر به شکلی آشکار ساخت که امروزه این پدیده را دست راست تمدن می‏نامند. به این معنا که به کمک ارتباطات مخابراتی می‏توان به توسعه‏ی همه‌جانبه دست یافت و در کاروان تمدن پیشگام تلقی شد. به صورت کلی، آثار مثبت توسعه و گسترش پدیده‏ی مخابرات را می‏توان در “ تسهیل همگرایی سیاسی در داخل جوامع و بین ملت‌ها در صحنه‌ی جهانی، توسعه‌ی شهرنشینی، ارتقای سطح سواد، افزایش درآمد سرانه و تقویت پیوندهای اجتماعی بین جوامع که نهایتاً روند دستیابی به “رفاه اقتصادی” را هموار کرده و مناسبات و مبادلات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و علمی میان ملل و اقوام گوناگون را افزایش داده و به از میان رفتن فواصل جغرافیایی و کمک به برقراری تفاهم، همبستگی، همگونگی و همکاری بین‌المللی کمک می‌کند، اشاره کرد.”

ملت‏های متمدن برای تسهیل در روابط گوناگون در عرصه‏ی اجتماعی شان، از تکنولوژی ارتباطات به نحوی بهره‏برداری نموده اند که ثمره‏ی آن آسایش، شفافیت و ترقی در روابط شهروندان می‌باشد. ایجاد شناسنامه‏های الکترونیکی، انجام اموربانکی، خرید و فروش‏های گوناگون در زودترین وقت از طریق ارتباطات الکترونیکی و… از جمله آثار درخشان این پدیده بوده است. با این حال، پیامدهای منفی این پدیده نیز قابل دقت است. امروزه سرقت‏های سایبری با استفاده از فن‌آوری ارتباطات، سوء استفاده‏های هراس‌افکنانه، اجرای نقشه‏های جاسوسی و آسیب‏زا از جانب کشورهای سلطه‌گر و… روی دیگر این سکه را رونما ساخته است.

در این میان، افغانستان از زمان اولین رخدادی که توانست این نقطه‏ی زمین را به جهان ارتباطات وصل سازد، دستخوش حوادث و حالت‏های گوناگون گردیده است. از زمانی‏ که در سال 1898 که اولین تلفن سیم‏دار در قصر شاهی نصب شد تا وقتی ‏که در سال 1955 وزارتی زیر نام مخابرات تأسیس شد، این پدیده به گونه‏ی آهسته و کند راه خویش را می‏پیمود تا اینکه دهه‏ی شصت و هفتاد، جنگ‏های خانمانسوز باعث ویرانی زیربناهای اقتصادی شده و ارتباطات را نیز به سرحد صفر تنزل داد.

هرچند با راه اندازی بخش خصوصی و فعالیت بیش‏تر از پنج شبکه مخابراتی بی‏سیم، راه اندازی صدها رسانه‏ی الکترونیکی، شنیداری و دیداری و استفاده از انترنت در افغانستان در یک دهه‏ی اخیر پیشرفت قابل ملاحظه‏ای به حساب می‏آید؛ اما به یقین که تاهنوزهم سهم ما از دست راست تمدن ناچیز است. به گفته‏ی منابع آگاه در وزارت مخابرات هم اکنون 90 درصد از شهروندان کشور از تلفن همراه استفاده می‏کنند و تا چند سال دیگر نیز 85 درصد از شهروندان در نقاط گوناگون کشور از انترنت پُرسرعت بهره‌مند خواهند شد، ولی موانعی نیز فراروی این موج ارتباطی الکترونیک وجود دارد. جلوگیری گروه‏های مخالف مسلح از فعالیت شبکه‏های مخابراتی در مناطق ناامن، استفاده‏های ناروا از فن‌آوری ارتباطی برای ساماندهی عملیات مخربی چون ترور، آدم‌ربایی، فریب دختران و مزاحمت‏های تلفونی، عدم آشنایی با فرهنگ مخابراتی و… از جمله چالش‏های موجود فراروی رشد این پدیده به شمار می‏آیند.

با این وجود، چیزی‏ که عیان است، نقش بی‌نظیر ارتباطات در رقم زدن توسعه در کشورهایی است که بتوانند برای جمع‌آوری اطلاعات انبوه از طریق این فن‌آوری، استفاده از آن در انجام امور خدماتی، تسهیل روابط در عرصه‏های گوناگون و ارائه‏ی برنامه‏های آموزشی مفید و سریع استفاده نمایند.

لذا هرگاه سیاست مشخص با چشم‌انداز معین و دارای اهداف روشن در این خصوص مد نظر قرار نگیرد، به یقین می‏توان گفت که پیمودن مسیر توسعه و رسیدن به مقصد ترقی به کمک فن‌آوری ارتباطات در جهانی ‏که با تندی تمام در حال شتاب قرار دارد، جایگاه ما برجستگی نخواهد یافت. در آن صورت، ما همچنان در نشیب دایم قرار گرفته و فرازهای امید بخش فراورده‏های ارتباطی به صورت مفید و موثر آن نصیب ما نخواهد شد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده