سهم ما از کتابخوانی

با آنکه سهم ما از کتاب و کتابخوانی بر اساس گزارش چندی قبل بی‏‌بی‏‌سی یک دقیقه در روز می‏‌باشد – اگر اشتباه نکردم و دقیق تر نیز باشد یک دقیقه در هفته !- اما نمایشگاه رمضانی تحت عنوان بهار قرآن در کابل به مدت ده روز دایر می‏‌باشد.در این نمایشگاه افزون بر نمایش آثار دینی و هنری و نرم‏افزارهای قرآنی ،غرفه‏‌هایی برای نقاشی کودکان و سرگرمی و غرفه‏‌ای به نام حجاب نیز دیده می‏شود. مسئولان برگزاری این نمایشگاه می‏گویند تفاوت این نمایشگاه با نمایشگاه‏‌های سال‌های پار همین غرفه‏‌های حجاب و کودکان می‏‌باشد.

این نمایشگاه هر سال به مناسبت ماه رمضان درکابل برگزار می‏گردد و امسال گویا از ناشران خارجی کسی دراین نمایشگاه حضور ندارد. شاید این موضوع هم به جنجال‏‌های انتخاباتی کشور ربط پیدا کرده و مانعی برای اشتراک ناشران خارجی در این نمایشگاه شده باشد.

استقبال از این نمایشگاه خوب ارزیابی شده هرچند که زیاد نمی‏توان، بین استقبال از این نمایشگاه موقتی و روحیه‏‌ی کتاب و کتابخوانی مقایسه درستی کرد ولی تا اندازه‏‌ای می‏توان فرهنگ مطالعه و گرایش به کتاب را در بین قشر خاصی دنبال کرد.

اما چرا وقتی گزارشی در سطح جهان از کتاب و کتابخوانی به نشر می‏رسد سهم ما افغان‏‌ها با آن همه ادبیات غنی و پشتوانه‏‌های گران‏سنگ تاریخی و فرهنگی، اندک و بسیار اندک است و پایمان در رده‏‌بندی کتاب و خواندن کتاب دستِ‏کم در بین کشورهای منطقه بسیار زیاد می‏لنگد وهمچنان لنگان‏لنگان روان هستیم.

با سابقه درخشان تاریخی و فرهنگی اما به دلیل بی‏سوادی اکثر شهروندان کتاب از منزلت و جایگاه خوبی در بین ما بر خوردار نیست. چاپ کتاب با کیفیتی که مورد پسند دسته‏‌ی کتابخوان جامعه قرار گیرد هم علتی است که ما کمتر سراغ کتاب می‏رویم.

اکثر کتابفروشی‏‌ها در فضای باز کتاب‏‌ها را عرضه می‏کنند و در هوای آلوده کابل کتاب‌هایی که ممکن است حتی یک بار باز و یا دست نخورند، چنان کهنه و ژنده به نظر برسند که گویا در حال خرید کتاب و یا تورق آن در یکی از دست‌فروشی‏‌های دست چندم در بازارهای هفتگی چند دهه پیش هستی دنیای جدید و دیجیتل دسترسی به کتابخانه‏‌های آنلاین را بالا برده و اگر امکان دسترسی به انترنت باشد بخشی از جامعه که نیازمند دریافت این چنین خدماتی هستند بی هیچ دردسری به این دنیای پر رمز و راز سر می‏زنند و حق گزینش زیادی هم در اختیار دارند و فقط با یک کلیک می‏تواند رفع عطش کنند. اما این امکان برای همه شهروندان فراهم نیست و از طرفی شهروندان ما تا اندازه زیادی دچار رسانه‏‌زدگی شده‏‌اند و می‏‌توانند به هیچ زحمتی تمام اطلاعات مورد نیاز خود را از رسانه‏‌های گوناگون به دست آورند.

به نظر می آید مردم ما به دانش سطحی و موقتی که همان خبر و رویدادهای خبری و تحلیل و تجزیه آن است، بیشتر اهمیت می‏دهند تا یک علم عمیق‏‌تر و کاربردی‏‌تر که از طریق خوانش و مطالعه مستمر به دست آید. همین دیدگاه، سطح کتابخوانی و مطالعه و پژوهش را در بین جوانان و حتی کسانی که از دانش بالایی نیز برخوردارند، پایین آورده است تا جایی که سهم ما افغان‏‌ها از کتاب و کتابخوانی یک دقیقه در روز یا در یک هفته گفته شده است.

تعداد انگشت‏‌شماری از نخبگان هستند که همین سهم اندک کتابخوانی بین افغان‏‌ها به آنها اختصاص یافته اما جامعه فقط از نخبگان ساخته نشده آنها راه‌شان را بلندند و همان راهی را می‏روند که باید بروند. دولت باید به دنبال راهکارهای درست ومناسبی برای ترویج فرهنگ کتابخوانی در جامعه باشد. سهولت‌ها و ابتکارهای زیادی را می‏شود به خرج داد تا دست‏ِِکم تا اندازه‏‌ای کتاب و مطالعه از ارزش و جایگاه لازم و شایسته‏‌ای برخوردار گردد و جوانان همان اندازه که ساعت‏‌های زیادی را در شبکه‏‌های اجتماعی سپری می‏کنند، سری به کتابخانه‏‌ها هم بزنند و از خدمات نوین و ابتکاری در این مکان نیز مستفید شوند. اما از چنین برنامه‏‌ای خبری که نیست هیچ که همان روحیه کتابخوانی با مراجعه به کتاب‏‌های دولتی و کتابفروشی‏‌ها نیز از بین می‏رود و این جای تاسف است.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده