سوء مدیریت انتخاباتی، عامل زوال سرمایه‌های اجتماعی

محمدرضا گلکوهی/ انتخابات با شاخص‌های اصلی خویش که مشارکت مردمی و جلب اعتماد آنان در سرفصل آن قرار دارد، با مبنای تحقق مردم‌سالاری صورت می‎گیرد تا بتوان به نتیجه حکومت مردم بر مردم و برای مردم دست یافت.

این امر نیازمند آن است تا با رعایت اصول، زمان و معیارهای واقعی آن، اعتماد اجتماعی را به عنوان یک سرمایه اصلی حفظ نموده، ارتقا بخشیده و گسترش داد. امری‎که در چند دور انتخابات گذشته محقق نشده است. دردمندانه حتی روند برعکس این مسیر طی شده و ما شاهد نزول و افول اعتماد اجتماعی به عنوان یک سرمایه بزرگ بوده ایم. نقطه‎ آغاز این آفت و آسیب نیز دولت‎مردان و سردمداران نظام بوده‌اند. زیرا آنها باعث شده‌اند تا بارها زمان، شرایط و چگونگی برگزاری انتخابات‎ها با تغییرات مستمر مواجه شده و اعتماد اجتماعی روی این پروسه از بین رفته و تغییر کند.

از سوی دیگر، در فضای کارزار انتخاباتی، مسایلی چون؛ دروغ، تهمت، تقلب، تغلب و… همگی به نحوی در این روند تاثیرگزاری منفی داشته و باعث زوال و افول اعتماد اجتماعی گردیده است. از سوی دیگر، تعهدات، وعده‌ها و نویدهای داده شده نیز پس از برگزاری انتخابات عملی نگردیده و این امر در زوال این سرمایه‎های اجتماعی تاثیر مضاعفی داشته است. این موارد و بخصوص تغییر زمان انتخابات، تاثیر ناگواری بر سلامت اخلاق و روان جامعه داشته است. اما با این وضعیت، در هر دوره انتخابات شاهد از بین رفتن بخشی از سرمایه‌های اجتماعی هستیم.

این مقدمه طولانی‎تر از متن از آن رو بیان شد که در حال حاضر نیز ما در آستانه انتخابات پارلمانی قرار داریم؛ انتخاباتی که پس از یک تاخیر طولانی و ناموجه، تاکنون نیز با تردیدها و ابهامات زیادی، هم در خصوص اصل برگزاری و هم در مورد شفافیت، آزادی و سراسری بودن آن مواجه است. پشت سر این پروسه نیز، انتخابات ریاست‌جمهوری قرار دارد؛ امری‌ که باید برای کسب مشروعیت دولت و حکومت، به موقع معین آن برگزار گردیده و تمام اصول انتخاباتی – اعم از عدالت، شفافیت و سراسری – بودن آن زیر سوال نرود.

اما زمزمه‎هایی وجود دارد که بنا به دلایلی، ممکن است انتخابات ریاست‌جمهوری به تعویق افتاده و حتی امکان دولت توافقی وحدت ملی فراهم شود. بدون شک، اگر چنین اتفاقی بیفتد، شاهد زوال و افول بیش‎تر از پیش اعتماد اجتماعی بوده و دیوار شکسته و متزلزل کنونی که میان دولت–ملت قرار دارد نیز به کلی فرو خواهد ریخت.

بی‌تردید هرگاه مشارکت سیاسی به درستی مدیریت و کنترل نگردد، ما شاهد آفت‎های بزرگی خواهیم بود. زیرا یکی از حوزه‌هایی که به نظر می رسد سرمایه اجتماعی بر آن تاثیر دارد، مشارکت سیاسی و به‌ویژه مشارکت در انتخابات است که می‌تواند ازطریق تقویت و گسترش علاقه‌مندی افراد به مسایل سیاسی، باعث بهبود فعالیت‌های سیاسی آنان شود. حقیقت این است که از یک طرف اعتماد اجتماعی و هنجارهای اجتماعی بر تقویت شبکه‌های اجتماعی تاثیر می‎گذارد و ازسوی دیگر، اعتماد اجتماعی و شبکه‌های اجتماعی نیز بر افزایش میزان مشارکت در انتخابات تاثیر مثبت و معنی‌داری دارد. بنابراین، باید به دنبال تثبیت زمان و تحقق اصول انتخاباتی بود تا بتوان سرمایه‌های بزرگ و ارزشمند اجتماعی را احیا نموده و اعتماد اجتماعی رو به زوال مردم را زنده کرد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده