سوریه و رقابت تنگاتنگ امریکا و روسیه

بدون تردید هر قدرتی، حضورخود را در یک کشور خارجی، در راستای منافع ملی خود تعریف می‌کند و تمام ساز و کارها و امکانات را درهمین مسیر به اجرا می‌گذارد ،ازسوی هم زمانی که از حضور نظامی قدرت‌های بزرگ سخن می‌گوییم، نمی‌توانیم انتظار خروج فوری و مستقیم نیروهای آنها از هیچ منطقه‌ای را داشته باشیم، بلکه همواره سخن از روش‌های مختلفی است که این قدرت‌ها برای پیگیری منافع خود در سایه تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی از آنها استفاده می‌کنند.

درباره امریکا تقریبا اجماعی عمومی مبنی بر عقب‌نشینی سیاسی این کشور در سوریه، طی یک سال گذشته وجود دارد؛ درحالی‌که روسیه توانسته از طریق همکاری با ایران و ترکیه، واقعیتی جدید، تماما متفاوت از آن‌چه‌کشورهای غربی به‌دنبالش بودند، در بحران سوریه ایجاد کند.

اگرچه امریکا و متحدانش در پرونده سوریه به شکست خود اعتراف نکرده‌و هرگز نخواهند کرد، اما ناکامی آنان در تحقق تمامی اهدافی که از آغاز جنگ سوریه به ‌دنبالش بودند،عملا به معنای شکست طرح آنان است. باید توجه داشت از زمان روی کار آمدن ترامپ، امریکایی‌ها به‌طور آشکار در ارایه راهبردی واضح، دچار مشکل بوده‌اند؛ درحالی‌که میان وزارت خارجه، وزارت دفاع و کاخ سفید اختلافات جدی دیده می‌شود. البته این اختلافات در ساختار سیاسی امریکا امر جدیدی نبوده و ضرورتا نشانه‌ای از ضعف نیست بلکه می‌تواند قدرت تلقی شود. اما مشکل جدید آن است که ترامپ با شخصیت عجیب و روش‌های سبک خود، کار را برای دیگران به‌منظور پذیرش سیاست‌هایش سخت می‌کند.

بر‌این اساس می‌توان گفت حضور امریکا در سوریه ادامه خواهد داشت. اما بدون شک نزاع امریکایی و روسی در داخل سوریه با ابزارهای سیاسی و شاید امنیتی به‌ویژه از سوی امریکایی‌ها که از طریق کردها از حضور خود در سوریه صیانت می‌کنند، ادامه خواهد داشت. درخصوص خروج نیروهای روسی، از دید من بهتر است عبارت بازتعریف موقعیت روس‌ها در سوریه مورد استفاده قرار بگیرد. قطعا مسکو وارد این جنگ نشده و چنین هزینه‌های گزافی متحمل نشده که سوریه را در زمانی کوتاهی ترک کند، اما می‌توان انتظار داشت حضور روس‌ها پوشش‌های دیپلماتیک‌تری در چارچوب تعامل و توافق با دولت دمشق به‌خود بگیرد.

از سوی دیگر نباید فراموش کرد روسیه با کردهای متحد امریکا دشمن نیست و این امر به دو ابرقدرت، اجازه هماهنگی گسترده‌تری را خواهد داد. به‌طور کلی خطوط اصلی منافع روسیه در سوریه در موارد زیر خلاصه می‌شوند، مقابله با تجزیه سوریه از طریق مقابله با تحرکات انقلابی در داخل این کشور؛ خاموش کردن آتش درگیری‌های نژادی و مذهبی؛ درگیری‌هایی که به‌طور مستقیم تنوع نژادی و مذهبی موجود در سوریه را تهدید می‌کند. بحران سوریه از همان ابتدا، ایستگاهی برای بازسازی توازن قوا در منطقه بود و غیبت مسکو در این بحران به مثابه فقدان وزن بین‌‎المللی این کشور است. روسیه طرف هیچ‌یک از بحران‌های جدید منطقه‌ای نیست، بلکه صرفا به‌دنبال آرام کردن شرایط و ایجاد راه‌حل‌های سیاسی است. این مورد به خوبی موضع روسیه نسبت به تجاوزهای اسراییل به سوریه و حتی نزاع کردی ترکیه را نشان می‌دهد،اما آن چه واضح است این است که آینده حضور این دو ابر قدرت می تواند در تعاملات این دو کشور در آینده متصور باشد.

  • سید میراحمد«سیرت»

0 پیام برای این مطلب ثبت شده