سکوت استراتژیک، و موفقیت مخالفین!

در آخرین روزهای هفته‏‌ی گذشته خبرگزاری‌ها از رویداد دیگر گروگان‌گیری به وسیله مخالفین مسلح گزارش دادند. در این گزارش آمده بود که طالبان مسلح حدود9 تن یا ۱۳ مسافر هزاره که از مرکز ولایت سرپل عازم بلخاب بودند، از منطقه ده‏‌مرده سانچارک ربوده و با خودشان به سمت کوهستانات این ولایت برده‏‌اند. لازم به یادآوری است که یک ‌ماه پیش، مخالفین مسلح در مسیر قندهار-کابل نزدیک به 31 مسافر هزاره را از موترهای بس مسافربری پیاده نموده و با خود برده بودند. در فاصله این دو آدم‏ربایی چندین آدم‏‌ربایی و گروگان‌گیری دیگر نیز به وقوع پیوست که بعضی از آن‌ها با تلفات جانی نیز همراه بوده است. چنانچه هشت تن از شهروندان در بلخاب به گونه‏‌ای فجیع به دست مخالفین کشته شدند و21 نفر از هموطنان دایکندی گروگان گرفته شده و بعد رها گردیدند، مسیرهای غزنی و میدان وردک خصوصاً مناطق هزاره‏‌نشین، آدم‏ربایی وگروگان‌گیری به مثابه یک رویدادعادی، شاهد چنین حادثه‌هایی می‌باشند.

با تأسف از زمان اولین واقعه گروگان‌گیری تا هنوز که چندین اتفاق گروگان‌گیری دیگر نیز رخ ‌داده است، با وجود ادعاهای کذایی مقام‌های حکومتی در مورد نجات آنان، هیچ‌گونه اقدام اساسی و جدی نشده است؛ همچنین از سرنوشت گروگان‌ها نیز هیچ‌گونه اطلاعی در دست نیست.

ظاهر قضایا چنین حکایت دارد که حکومت وحدت ملی در برابر سرنوشت غمبار مردم و مرگ و حیات گروگان‌ها بنا به دلایل نامعلوم سکوت و بی‌‏تفاوتی مرگ‌بار و شرم‏‌آوری را در پیش گرفته است. هرچند آنان به این سکوت مرگبار و ناموجه را «سکوت استراتژیک» عنوان داده‏‌اند.

به راستی مسئولین حکومت وحدت ملی در برابر وجدان انسانی و تعهد ملی و مسئولیت قانونی‏‌شان به خاطر اتخاذ چنین سکوت مرگ‌بار و شرم‏‌آور چه پاسخ و توجیهی دارند؟ آیا آنان به پیامدهای پیش‏‌بینی نشده و خطرناک این سکوت ننگین اندیشیده‏‌اند؟ آیا آنان فراموش کرده‏‌اند که در هنگام تبلیغات انتخاباتی چه وعده‌ها و تعهداتی را به مردم سپرده‏‌اند؟

آیا رهبران حکومت وحدت ملی می‌پندارند که با در پیش گرفتن سکوت ننگین، خود را از محکمه وجدان و نهیب قانون و سرانجام انزوا و خشم مردم مصئون خواهند یافت؟ آیا عقل کوتاه آنان به این مسئله پی نبرده است که سکوت ذلت‏بارشان در برابر گروگان‌گیرها در واقع به مخالفین مسلح جرأت بیشتر بخشیده و آنان را چند قدم به موفقیت نزدیک‌تر خواهد ساخت؟ مگر موفقیت مخالفین غیراز این است که جایگاه و منزلت‏ حکومت را در جامعه بیش از پیش به انزوا رانده و در نهایت با تنفر و خشم مردم روبرو سازد؟

حقیقت آن است که ربودن شهروندان و به گروگان گرفتن آنان از سوی مخالفین مسلح یک مسئله ملی است. دولت‌مردان حکومت وحدت ملی این قضیه را باید از زوایای مختلف به صورت جدی مورد توجه قرار دهند. نخست از منظر سیاسی، سکوت ناموجهی که رهبران حکومت وحدت ملی درباره سرنوشت گروگان‌ها در پیش گرفته‏‌اند بیش از پیش مشروعیت و مقبولیت‏‌شان را زیر سوال قرار خواهد داد. این مسئله زمانی جدی‏‌تر خواهد شد که متاسفانه تمام این رویدادهای گروگان‌گیری و کشتار آن‌ها یک قوم خاص یعنی شهروندان هزاره را هدف قرار داده است. انتظار می‌رفت که رهبران حکومت وحدت ملی به خاطر پرهیز از هرگونه شائبه‏‌ای بیش از پیش قضیه را پیگیری نموده و در آن رابطه تصمیم قاطع اتخاذ می‌نمودند. هرچند بعضی از مقام‌های حکومت وحدت ملی مدعی هستند که حکومت تمام تلاش و توان خود را برای نجات 31 نفر گروگان هزاره به کار بسته است و همچنان قضیه را پیگیری می‌نماید.

اما آنان هرگز واضح نساخته‏‌اند که اقدام‌های صورت گرفته چیست و چرا تاکنون به نتیجه لازم نرسیده است؟

چرا در ارتباط با نجات گروگان‌ها اطلاع‏‌رسانی لازم صورت نگرفته و در برابر اعتراض‌های گسترده و استغاثه بستگان گروگان‌ها پاسخی ارائه نشده است؟

گذشته از این فاجعه محدود به نجات گروگان‌های یاد شده نمی‏‌باشد؛ بل حکومت نسبت به ادامه این فاجعه که آرامش و مصئونیت شهروندان را در تمام نقاط کشور سلب نموده است چه پاسخی دارد؟ نکته‏‌ی دوم این که وقوع گروگان‌گیری و روند رو به افزایش آن حاکمیت دولت را به عنوان عالی‏‌ترین و تنها مرجع تصمیم‏‌گیری کشور که در برابر سرنوشت مردم مسئول می‌باشد، زیر پرسش قرار داده و بی‏‌کفایتی مسئولین را آشکارا برملا می‌سازد.

تداوم این وضعیت نامطلوب احتمالا موجب سلب مشروعیت حکومت گردیده و در نهایت ممکن است منجر به فروپاشی کامل نظم جامعه و بروز بحران در کشور گردد. وقتی یک حکومت با همه ادعاهایش عاجز از تامین تنها شاهراه مواصلاتی کشور باشد دیگر چه اعتبار و اتوریته‏‌ای برای آن باقی می‏‌ماند؟

سخن نهایی این که اگر حکومت بیش از این نسبت به سرنوشت مردم و خصوصاً سرنوشت گروگان‌ها و تامین امنیت به زعم خود سکوت استراتژیک و عجز را پیشه سازد، به طور قطع در تحلیل نهایی خواسته یا نخواسته مخالفین را یک گام به سوی موفقیت پیش خواهد راند. برای مخالفین هیچ دستاوردی بهتر از این نیست که حکومت را در ذهنیت عمومی در پستوی‌های سکوت مرگبار و ننگین محکوم به انزوا سازند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده