سید حسین اشراق حسینی: هفته‌‏نامه اقتدارملی خواندنی است

اقتدارملی: جناب اشراق حسینی! قرار شد، بحث کوتاهی را با شما در باب تعامل «قدرت و رسانه» داشته باشیم و اینکه رسانه‌ها در دهه‏‌ی پسین چقدر نقش نظارتی بر اعمال حکومت داشته و مسئولیت اجتماعی شان را چگونه انجام داده اند، به عنوان پرسش نخست، نقش رسانه‌ها را در دوازده سال اخیر در نقد قدرت چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اشراق حسینی: بسیار تشکر، من فکر می‌کنم که اول بایستی درباره قدرت و قدرت سیاسی- اجتماعی نگاه مان را مشخص کنیم. قدرت مجموعه پچیده‌ای یا شبکه درهم تنیده‌ای از پتانسیل‌هایی است که برای تاثیرگذری تعریف می‌شود. مشکل است که قدرت را در قالب یک روایت کلان در نظر گیریم به این معنا که قدرت جلوه‌ها و تاثیرات متفاوت خودش را دارد.

در حوزه عمومی، قدرت می‌تواند معناهای متفاوتی داشته باشد که در این بحث منظورم قدرت اجتماعی و سیاسی است. قدرت اجتماعی در چارچوب جامعه مدنی خودش را متجلی می‌سازد و قدرت سیاسی بیشتر در اندام‌ها و در سیمای دولت و حکومت متبارز می‌گردد.

من فکر می‌کنم که رسانه‌ها در افغانستان در طول این 12 سال برای تقویت اقتدار اجتماعی جامعه افغانستان فعال بوده اند و همچنان قدرت سیاسی مستقر را هم مورد نقد قرار داده اند.

به نظر من رسانه به عنوان مجموعه‏ای از نهادهایی که بر افکار عمومی تاثیرگذار هستند و مسیر نقد قدرت مستقر و سیاسی را در پیش گرفتند، در این سال‌ها، تاثیرات خود را داشتند.

اقتدارملی: بحث این است که نظر به طبیعت قدرت سیاسی، اگر رسانه‌ها، نهادهای مدنی و گروه‌های فشار نباشند، ممکن است قدرت سیاسی به استبداد کشیده شود. به نظر شما در دهه‏‌ی پسین نقش رسانه‌ها در امر نظارت بر کارکرد حکومت و اطلاع‌‏رسانی از کارکرد آن چگونه بوده است؟

اشراق حسنی: مشکل است که نقش رسانه‌ها را یا کاملاً مثبت و یا کاملاً منفی بدانیم. برخی از رسانه‏‌ها نقش مثبت و منتقدانه در برابر وضع موجود داشتند، همانگونه که برخی رسانه‏‌ها نقش منفی در توجیه وضع موجود داشتند.

اما در مجموع اگر نگاه مقایسه‏‌ای داشته باشیم، شاهد رسانه‌های متعهد و رسانه‌‏هایی که هدف و رسالت اجتماعی داشتند هستیم؛ رسانه‌هایی که هدف‏‌شان تغییر و اصلاح جامعه بوده و توانسته اند کارهایی را انجام دهند که فضای عمومی را در جهت اهداف‏شان تا اندازه‌ای تغییر دهند.

این شمار از رسانه‌‏ها با تغییر مثبت فضای عمومی برای بهتر کردن وضعیت اطلاعاتی و معلوماتی در افکار عمومی نقش خوبی را بازی کردند. اگر نظارت چشم‌گیری را نتوانستند از کارکرد حاکمیت مستقر داشته باشند دستِ‏کم توانستند به آدرس حمکرانان و حاکمیت مستقر انتقاداتی را داشته باشند و در جهت جلوگیری از گسترش فضای استبدادی تلاش کنند.

اقتدارملی: در چند سال اخیر شاهد گسترش کمی رسانه‌های دولتی و غیردولتی بودیم، بیشتر این رسانه‌ها در نشرات‏شان منافع مالکان و تمویل‏کنندگان را در نظر داشتند تا منافع کلان ملی و مردمی را. فکر می‌کنید این وضعیت چقدر برای نهادینه شدن فرهنگ آزادی بیان و اطلاع‏رسانی شفاف خطرناک است؟

اشراق حسینی: من فکر می‌کنم تغییراتی که پس از موافقت‏نامه بُن به وجود آمد، بسیاری از تجربه‏‌های جدید را با خود داشت از جمله گذر افغانستان به سوی دموکراسی و تجربه آزادی بیان.

شکی وجود ندارد که به این زودی اگر منتظر باشیم که رسانه‌ها به صورت نهادینه و به مثابه رُکن تاثیرگذار یک جامعه دموکراتیک نقش فعال و بی‏عیب و نقص داشته باشد، فکر می‏کنم این انتظار آرمانی خواهد بود.

اما دستِ‏کم در این آشفتگی سیاسی، توسعه نیافتگی فرهنگی- اقتصادی و در نبود احزاب سیاسی سازمان‏‌یافته و در فقدان نهادهای مدنی حامی دموکراسی، فضای ایجاد شده برای رسانه‏‌ها را باید غنیمت شمرد و فعالیت رسانه‏‌ای در کشور را حمایت کرد.

رسانه‏‌های دولتی که سرنوشت‌‏شان معلوم است، اما به رغم مشکلات، رسانه‏‌های غیردولتی نقش‏‌شان را به خوبی انجام دادند گرچه که این رسانه‏‌ها بیشتر کمیت‌‏گرا بوده اند تا کیفیت‏‌گرا و از کیفیت‏‌محوری فاصله داشتند.

اقتدارملی: جناب حسینی! با چشم‌‏انداز کوتاهی بر رسانه‌‏های غیردولتی به‌‏ویژه رسانه‏‌هایی که از آدرس جریان‏‌های سیاسی «اپوزیسیونی» نشر می‏شوند، از نظر شما این رسانه‏‌ها چقدر توانسته اند که از موضع اپوزیسیون در انتقاد از حکومت و دولت، پیشگام باشند. و به طور خاص نظر شما درباره موضع‏‌گیری هفته‌‏نامه اقتدارملی در نقد قدرت چیست؟

اشراق حسینی: من گاه‏گاه هفته‏‌نامه اقتدارملی را دیده و خوانده ام و دستِ‏کم برخی از ویژگی‏‌ها را در این هفته‌‏نامه یافته‌‏ام این ‌که اقتدارملی به عنوان نشریه حزبی، خط مشی خاصی را دنبال می‌کند البته در حد هفته‌‏نامه.

هفته‌‏نامه اقتدارملی با وجودی که موفقیت‌هایی داشته و دارد اما از عوارضی که کل رسانه‏‌ها را در افغانستان فرا گرفته نمی‏‌تواند مستثنا باشد. انتقادهایی که بر صورت کیفی رسانه‏‌ها وارد است بر اقتدارملی نیز می‏تواند وارد باشد. در این سال‏‌ها کار کیفی کمتر انجام شده است.

همانگونه که اپوزیسیون نتوانسته نقش خودش را به عنوان جریان مخالف به خوبی انجام دهد و بیشتر در بخش تبلیغات و چانه‌‏زنی‏های تبلیغاتی کارش را متمرکز کرده است، رسانه‏‌های اپوزیسیونی نیز با این مشکل مواجه بوده اند.

اپوزیسیون هنوز به پختگی لازم در برابر قدرت مستقر نرسیده است. اما روی هم‏رفته این نشریات برخی خوبی‌هایی هم داشته اند که نمی‏توان از آن چشم‌‏پوشی کرد. به طور مثال توجه به حوزه فرهنگی و مسایل فرهنگی از خوبی‌‏هایی است که در هفته‌‏نامه اقتدارملی وجود دارد. این که چقدر موفقیت داشه باید در نتیجه نظرسنجی به پاسخ این پرسش دست یابیم.

اقتدارملی از نشریاتی است که قابل خواندن است. من در بین نشریات چاپی، اقتدارملی را نشریه‌‏ای یافتم که می‏تواند قابل خواندن باشد برای جوانان و کسانی که اهل مطالعه هستند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده