سید مسعود کاظمی فرزند ارشد شهید سید مصطفی کاظمی: شهید کاظمی، شخصیت چند بعدی داشت

نام و شهرتش سید مسعود کاظمی است. فرزند ارشد و رئیس عمومی بنیاد شهید کاظمی. فعلاً در خارج از کشور در رشته علوم سیاسی به آموختن علم مشغول و به افزودن دانش مصروف است. هم‌اکنون دانشجوی سال آخر رشته علوم سیاسی است و به گفته خودش: « در حدود یک سال بعد به صورت دایم به کنار مردم خود خواهم آمد».

در طول چندسالی که دور از وطن و هموطنان بوده، نسبت به زادگاه و مردم خویش بی‌تفاوت نبوده و بدین منظور به حیث رئیس عمومی بنیاد شهیدکاظمی ایفای وظیفه نموده است. به تحصیل علم پرداخته تا ادامه‏‌دهنده راه و گسترش‏‌دهنده آرمان‏‌ها و آرزوهای پدرش، شهید سیدمصطفی کاظمی در بین توده‌های مردم باشد. از آنجایی که شهیدکاظمی به کارهای فرهنگی علاقه زیاد داشتند او نیز خواسته است تا ادامه‏‌دهنده راه پدر شهیدش باشد.به بهانه هفتمین سالیاد عروج شهید وحدت ملی، سیدمصطفی کاظمی، هفته‏‌نامه اقتدارملی مصاحبه‏‌ای را با وی ترتیب داده تا ناگفته‌های پدر از زبان پسر به آگاهی دوستان و دوست‌دارانش رسانیده شود.

س) به عنوان فرزند ارشد شهیدکاظمی، ابعاد مختلف شخصیتی ایشان را برای خوانندگان هفته‏‌نامه بازگو نمایید:

ج) در قدم اول سلام و درود می‌فرستم به روح مطهر و ملکوتی تمام شهدا، از صدراسلام تاکنون، به‏‌ویژه شهدای مظلوم افغانستان. بنده به عنوان مقدمه ابتدا می‌خواهم در مورد مقام «شهید» از دیدگاه قرآن و سنت مطالبی را بیان کنم.

در قرآن کریم آیات متعددی درباره شهید و فضیلت شهادت در راه خدا ذکر شده است که به اختصار قسمتی از آن را بیان می‌کنم:

«و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل‌الله امواتا بل احیاء ولکن لا تشعرون»

در آیه بالا چند نکته ذکر شده است:

-1 در پندار و گفتار در مورد شهدا نباید لفظ (مرگ) را به کار برد.

-2 حیات شهدا بعد از شهادت برای همیشه جاودان است.

-3 ما توان درک زندگی شهدا را نخواهیم داشت.

لذا با درنظرداشت این آیه و آیات دیگر می‌توان جایگاه شهید را دانست و مقام وی را شناخت و به اهمیت و ارزش آن پی برد، زیرا که با درنظرداشت حیات جاودان شهدا، شهادت‏‌شان تسکینی شده است بر زحم‏‌های دل‌مان.

و اما در مورد ابعاد شخصیتی شهید استادکاظمی، به جرأت و صداقت می‌توان گفت که ایشان شخصیت چندبعدی داشتند. چنانکه در دوران‏‌های مختلف زندگی کاری خویش با درنظرداشت شرایط متفاوت سخت و دشوار نقش‏ه‌ای متمایزی ایفا می‏کردند.

ایشان نیاز جامعه را عمیقاً شناسایی کرده و بر طیق نیاز جامعه دقیقاً حرکت می‌کردند. در دوران جوانی یک فرهنگی و معلم برجسته بودند، در دوران جهاد یک مجاهد وارسته و در زمان مقاومت یک فرمانده فرهیخته بودند. در دهه 70 یک سازمان‏‌دهنده توانا و زبده صلح بودند و در دوران نوین افغانستان که به حیث وزیر تجارت و بازرگانی منصوب شدند، جزو یکی از تاثیرگذارتربن وزرای دولت و حکومت وقت بودند.

در دوران وکالت یک وکیل رسالتمند و به معنی واقعی کلمه از طرف مردم دردمند یک نماینده بودند و از مجرای اپوزیسیون یک منتقد فرهیخته و بشارت‏‌دهنده بودند نه یک منتقد مغرض و تخریبگر.

شهیدکاظمی اسطوره وحدت ملی در کشور می‌باشد. زیرا ایشان زحمات زیادی را در راستای ایجاد و استحکام وحدت ملی در افغانستان متقبل و متحمل شدند. زیرا تفرفه و تعصبات قومی و مذهبی را یکی از بزرگترین مشکلات کشور می‌دانستند. لذا یکی از برزگترین دستاوردهای ایشان در این زمینه ایجاد «جبهه ملی افغانستان» بود.

ایشان به تمام کشور می‌اندیشیدند و اکنون نیز امیال و افکارش متعلق به تمام مردم افغانستان می‌باشد. بعد شهادت ایشان تمام رجال برجسته به این نکته تاکید داشتند و مردم شریف افغانستان نیز به امر مهر تایید زدند که او معمار و بنیانگذار وحدت ملی افغانستان است.

س) به نظر شما مهمترین کار برجسته شهیدکاظمی در قسمت احیای هویت ملی افغان‏‌ها چه بوده است؟

ج) به جرأت می‌توان گفت: ایجاد روحیه وحدت ملی در کشور چه در زمان حیات و چه بعد از شهادت از طریق کارهای عملی که قبلاً انجام داده بود. ایشان یک رهبر مردمی بودند که در بین توده مردم در رسانه‌ها با استدلال قوی ظاهر می‌شدند و منطق قوی و استدلال درست و بیان شیوا و روش معقول در طرح انتقادها داشتند.

شهیدکاظمی در بین رجال برجسته کشور، با ایجاد و سازماندهی مجموعه‌های ملی مانند «جبهه ملی» که در آن از تمام اقوام مذاهب و ملیت‏‌ها حضور داشتند نقش بارز و برجسته و مرکزی داشتند و می‏‌خواستند که افغانستان واحد و مقتدر را پایه‏‌ریزی کنند. البته باید به این اشاره کنم که بنده با درنظر داشت صحبت‌ها و سخنان دوستان، همکاران و اعضای دولت و حکومت افغانستان این مطالب اخیر را عرض می‌کنم و صحبت شخصی بنده نیست.

ایشان در روز شهادت‏‌شان نیز در کنار مردم خود از اقوام و مذاهب مختلف و در میان طبقات مختلف مردم به شهادت رسیدند. روز تشییع و تدفین پیکر خونبارش نیز یکی از روزهایی بود که می‌توان از آن به ‌عنوان روز وحدت ملی در کشور نام برد. زیرا در ادای نماز بر پیکر شهدای پانزدهم عقرب سال1386 به رهبری شهید سیدمصطفی کاظمی از تمام اقوام و مذاهب شرکت داشتند و نماز را به جا آوردند.

س) به نظر شما بزرگترین میراث و گران‌بهاترین و برجسته‏‌ترین دستاورد شهیدکاظمی برای دولت‌مردان فعلی و حتی نسل‌های آینده چیست؟

ج) ببینید شهیدکاظمی و امثال ایشان با خدا معامله کردند. شهیدکاظمی، یک مکتب است و ما شاگردان آن مکتب خواهیم بود. در مکتب شهیدکاظمی باید درس صداقت، وطن‏‌دوستی، احساس همدیگرپذیری، از خودگذری و کار برای رضای خدا انجام دادن را آموخت. میراث شهیدکاظمی یک راه است، یک مکتب است که تمام مردم اگر بخواهند می‌توانند از آن بیاموزند.

س) مهمترین چیزی که در بین این آموخته‌ها بیشتر خودنمایی می‌کند و آموختن آن برای جوانان راه‌گشا و ضروری است از نظر شما چیست؟

ج) کار کردن در راه رضای خدا، زحمت کشیدن در راستای سربلندی کشور، تلاش برای ایجاد وحدت ملی. نه اینکه مانند برخی از افراد و چهره‌ها برای رسیدن به منافع فردی و فواید خانوادگی و قومی و سمتی خویش تلاش کرده و می‌کنند. باید جوانان ما بدانند زمانی هویت ملی و بین‏‌المللی پیدا می‌کنند که کشوری یکپارچه، مترقی و عاری از هرگونه تعصب، خشونت، فساد و… داشته باشند.

س) از نظر شما آنچه که شهیدکاظمی را تبدیل به یک شخصیت برجسته ملی و چهره مثبت سیاسی و بالاخره به شهید وحدت ملی مبدل ساخت چه چیز بود؟

ج) بنده در ابتدا مطالبی را به عرض رساندم. اما نکته‌ای که ایشان را تبدیل به شهید وحدت ملی ساخته است همانا بیرون آمدن ایشان از حلقات تنگ قومی، مذهبی، سمتی، و حزبی و زبانی بود. ایشان به تمام مردم افغانستان می‌اندیشیدند و اعمال‌شان در برگیرنده همین فکر و اندیشه بود. نکته دیگر گذشتن و رها کردن امیال شخصی بود. و من در این مورد یک خاطره دارم که خالی از لطف نیست بیان کنم. بعد از دوران وزارت و در اوایل وکالت ایشان در خانه‌ای که در سرک چهارم قلعه فتح‏‌الله مستأجر بودیم دیگر توان پرداخت اجاره نبود و به خانه‌ای ارزان‌تر نقل مکان کردیم. همانجا به پدر شهیدم گفتم پدرجان یک خانه بخرید، ولو که به اندازه 300 متر هم باشد کافی است تا دیگر از ناحیه کوچ‌کشی و اسباب‌کشی این قدر اذیت و آزار نشویم. ایشان در جواب گفتند زمانی که دست‌فروشان شهر کابل و کارگران تمام افغانستان صاحبِ خانه شدند ما هم صاحبِ خانه می‌شویم.

س) شما به عنوان فرزند ارشد شهیدکاظمی روزها و لحظات زیادی را در کنار پدر گذرانده‏‌اید و از بسیاری از رازها و نیازهای پدر آگاهی دارید. در این ایام همدمی دریافتید که مهمترین دغدغه و بزرگترین تشویش شهید کاظمی چه بوده است؟

ج) ایشان بیش از اینکه نگران آینده فرزندان خود باشد نگران آینده جوانان بی‏‌بضاعت و نوجوانان مستمند این دیار مظلوم بودند. همیشه تاکیید بر این داشتند که باید سطح علم و دانش در کشور بالا برود. همانطور که می‌دانید بیشتر جمعیت کشور را افرادی می‌سازند که زیر خط فقر زندگی می‌کنند و کسی توان مالی ندارد تا در ماه یک بار یک وعده غذای متوسط بخورد. پس متیقن باشید که توان درس خواندن را نیز ندارند. و قشر دیگر را نیز خانواده شهدا تشکیل می‌دهند که آن‏ها نیز شرایط مشابهی با ایشان دارند. لذا شهیدکاظمی به دنبال آن بود تا در قدم اول مشکل اقتصادی مردم و در قدم دوم مشکل تحصیلات جامعه رفع و حل شود. ایشان بسیار نگران مردم فقیر و بی‏‌بضاعت بودند و سفر بغلان نیز در راستای حل همین مشکلات بود. تا به قول خودش تغییری در دسترخوان مردم ایجاد شود.

س) شهیدکاظمی، شخصاً یگانه عامل موفقیت و بزرگترین دستاورد خویش که بارها به آن بالیده باشد را چه چیز عنوان می‌کرد؟ آیا در این زمینه چیزی به یاد دارید؟

ج) بعد از اینکه جبهه ملی افغانستان که به معنای واقعی جبهه ملی بود افتتاح شد در برگشت از مراسم افتتاحیه بنده در داخل موتر با ایشان و در کنارش نشسته بودم. بسیار بشاش و خوشحال بودند من کمتر دیده بودم که پدرم تا این ‌حد خوشحال باشد، اما از زبان خود ایشان در مورد سوال شما چیزی نشنیده‌ام.

س) شهید کاظمی یک سیاست‌مدار ارزشی و یک چهره سیاسی دین‌مدار بود که هیچگاه به خاطر جلب رضایت غرب و خشنودی دوستان غرب‌زده خویش، عقاید و ارزش‏‌ها و ماهیت دینی خود را مخفی نمی‌کرد، اما با این وجود از ارزش و احترام خاصی در بین غربی‌ها، چپی‌ها و سکولارها و حتی تندروان مذهبی برخوردار بود. به نظر شما عامل این همه موفقیت چه بود؟

ج) به نظر بنده 2 عامل داشت:

1ـ جامعه جهانی با رویکرد بازسازی کل کشور کمک‏‌های زیادی به افغانستان گسیل کردند، اما خوب می‌دانیم متاسفانه به جای اینکه کشور ساخته شود یک عده‌ای خاص زندگی‌های فردی خویش را توسط آن کمک‏‌ها ساختند و به حق مردم مظلوم افغانستان خیانت کردند. خوب طبیعی است که جامعه جهانی مطالعات عمیقی نسبت به شخصیت‏‌های جهادی و چهره‌های سیاسی افغانستان داشتند و دارند؛ شهید کاظمی در اوج حمایت‏‌های جامعه جهانی در نقش وزیر تجارت ایفای نقش می‌کردند و به جای اینکه مشغول ساختن بلاک و بلدینگ در داخل و خارج از کشور برای خود و خانواده‌اش باشد به آینده فرزندان وطن می‌اندیشید و از همین رو با ابتکارات رسالت‌مندانه فصل جدیدی در تاریخ وزارت تجارت ایجاد کردند، تا حدی که به عنوان پدر اقتصاد نوین افغانستان یاد می‌شوند.

س) و عامل دوم؟

ج) -2 شهید کاظمی هیچگاه در مواقع احساسات تصمیم نمی‌گرفت و هرگز متعصبانه عمل نمی‌کرد. تمام جوانب امر را بررسی کرده، تصمیم هوشمندانه می‌گرفت و عاقلانه عمل می‌کرد. ایشان وقتی به مشکلات سیاسی– اقتصادی کشور اشاره می‌کردند(که اشاره کردن به مشکلات کار دشواری نیست) راه حل و روش بیرون رفتن از آن مشکلات را نیز صادقانه نشان می‌دادند. بنابراین طبیعی است که فردی با چنین ابعاد شخصیتی و چنین اوصاف و ویژگی‏‌ها مورد تایید و توجه عام و خاص به‏‌ویژه جامعه جهانی نیز می‌باشد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده