سیلاب‏‌های مخرب و بی‏‌مسئولیتی همیشگی

امسال، سالی پر از سیلاب و رانش زمین در کشور بود. سیلاب‏‌هایی که باعث خرابی‏های زیادی نیز گردیدند و حتی در طول 50 سال اخیر وقوع آن‏ها در کشور بی‏‌سابقه خوانده شدند، تا جایی که تنگی تاشقرقان بین راه سمنگان و بلخ و در واقع تنها راهی که بدیلی هم ندارد، تا حد زیادی در اثر سیلاب‏‌های چندین روزه تخریب شد و این راه ارتباطی مهم و حیاتی ولایات شمالی برای چندین روز بسته ماند.

این در حالی بود که چندی قبل در ارگوی بدخشان رانش زمین خانواده‌‏های زیادی را زیان رساند و افراد زیادی جان خود را از دست دادند.عمق فاجعه قابل تصور نبود. دست‏‌های زیادی برای یاری و کمک برای مردمی که همه دار و ندار خود را از دست داده بودند، با هم بسیج شدند و یا بسیج ساخته شدند.

مقام‏‌های دولتی یکی پس دیگری برای بازدید از قربانیان و غم‌‏شریکی و درک و دریافت از چگونگی فاجعه‏‌ی تاثرانگیز رانش زمین به ارگو ظاهراً با دستان پر تشریف بردند و تشریف آوردند.

حادثه به اندازه‌‏ای دلخراش و المناک و تاثیرگذار بود که به خوبی می‏شد تاثر و تالم را در صحبت‌‏های هر کسی در مواجه با این حادثه دید و وعده‏‌های مقام‏‌های مسئول را وعده‏‌های سرخرمن تلقی نکرد و می‏شد به تحقق آن چه که می‏‌گفتند باور پیدا کرد.

اما با گذشت روزها و هفته‏‌ها از آن حادثه و وقوع سیلاب‏‌ها دردیگر نقاط شمال کشور حادثه‏‌ی ارگو به فراموشی سپرده شد. الم و درد در ارگو ماند و وعده‏‌های سپرده شده را خاک و خاشاک نسیان در برگرفت.

مردم برجای ماندند با خانه‏‌هایی که در زیر صدها تن خاک با تمام داشته‏‌ها و نداشته‏‌های روستایی مدفون شدند. تا روزهای پس از حادثه صدای شیون و ناله و گریه زنان و کودکان لرزه بر اندام استوار کوه‏‌های پامیر می‏‌انداخت. اما این انسان است که در برابر سختی‏‌ها و دشواری‏‌های زندگی تاب می‏‌آورد، کمرش می‏خمد اما باز توان راه رفتن دارد.

پیکارهای انتخاباتی دو نامزد نیز با تمام کش و قوس‏‌های رقابتی که در دور دوم داغ هم به نظر می‏رسید به پایان رسید و مردم در روز سرنوشت‏‌ساز دیگری که اگر این سرنوشت با قلم‏‌های رنگی و جعلی به مسیر کج دیگری راه پیدا نکند باز در پای صندوق‏‌های رای حاضر می‏شوند و با این حضور دین خود را به دین، ملت و وطن ادا خواهند کرد، اما آنان که مسئول هستند آیا می‏توانند بدون اغراض و امراض با اشتراک خالصانه مردم که خواهان تغییر و پیشرفت و رفاه و صلح‏اند، صادقانه برخورد کنند؟

این را گذر زمان به مردم ثابت خواهد کرد که مسئولان انتخاباتی همان گونه که در صحبت‏‌های پرطم‌طراق و پرپیمانه خود از حراست و پاسداری و صداقت یادآوری می‏کنند، می‏توانند در عمل و در رفتار خود به عنوان یک (مسئول ) نه گمارده و گماشته‏‌ی یک گروه و قوم و تنظیم عمل کرده و با وجدان پاک و سالم مدیون آرای مردم نگردند.

شاید برخی کم‏‌کاری‏‌های مقام‏‌ها در رساندن کمک‏‌های عاجل به سیلاب‏‌زدگان و ساخت خانه و مسکن برای آن‏هایی که در رانش زمین همه چیز خود را از دست دادند تحت تاثیر فضای انتخاباتی قرار گرفته باشد، اما آن چه مهم است این است که مردم در هر شرایطی به امکانات اولیه برای زندگی و بود و باش نیاز دارند مخصوصاً این که اگردر حوادث طبیعی آسیب دیده باشند و یا در معرض خطر قرارداشته باشند.

عملکرد کمیته اضطرار و مبارزه با حوادث طبیعی در این سال‏‌ها نشان داده است که این کمیته بیشتر منفعل بوده و منتظر مانده تا در جایی اگر حادثه‏‌ای رخ داده به رفع و رجوع نیازمندی‏‌های اولیه نیازمندان اقدام کند، در حالی که فلسفه وجودی این کمیته اقتضای چیز دیگری را دارد و آن مدیریت و پیش‏‌بینی و در صورت توان جلوگیری از بحران‏‌های طبیعی است. کار اول و اساسی این کمیته باید بررسی و تحقیق و شناسایی نقاط بحران‏‌خیز طبیعی در کشور باشد و باید در این راستا فعالیت می‏کرد، اما در این سال‏‌ها از این کمیته چیزی جز دست‏‌پاچگی و شتاب‏‌زدگی در امدادرسانی و مدیریت ناقص در پیش‏‌بینی و اطلاع‏‌رسانی عمومی به چشم دیده نشده و این نشان از بی‏‌مسئولیتی این نهاد در تعیین اهداف درازمدت کاری دارد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده