سینما بریکوت،مخروبه ی آشنا

سال های بین 40 تا 60 هجری خورشیدی در کشور ما سال های رونق سینما به شمار می رفت.سال هایی که سینما ها توانستند تماشاگران زیادی را به خود جلب و جدب کنند و سال هایی که دولت هم برای سینما گران و فلم سازان افغان زمینه و فرصت را فراهم آورده بود تا سینمای کشور بتواند با سینماهای منطقه (ایران و هند) رقابت کند.

اگر نا بسامانی های سیاسی و اجتماعی دامنگیر ما نمی شد و کشور مسیر آرامش و ترقی خود را طی می کرد.سینما در افغانستان اگر نمی توانست با سینما در جهان به رقابت بپردازد اما می توانست سینما های منطقه را با چالش رو به رو سازد. اما آشفتگی های سیاسی و اجتماعی فرصت بالندگی سینما در کشور را سلب کرد و دولت های بر سر قدرت برای حفظ و استمرار قدرت خویش به مسایل دیگر تمرکز کردند و سینما و سینما گران از چشم دولت افتاد. جنگ های داخلی نیز امکان هر گونه توجه به سینما وسینما گر را از بین برد.

در کابل سینما های زیادی که در زمان های گذشته ساخته شد هر کدام درسبک معماری ، میزان پذیرش تماشاگر،جایگاه ویژه ی برای خانواده ها فاصله ی کم سینما ها با یک دیگر و نحوه ی اجرای فلم ها همه و همه بیان گر سینما دوستی مردم درآن دوره ها بوده است.

از بین 16 سالن سینمایی که در کابل در آن سال ها ساخته شد در حال حاضر سینمایی که بیشتر شهرت یافته است سینما پامیر است که در مرکز شهر کابل با تعمیر منحصر به فرد خود با نمایش فلم های بالیوودی و گاهی افغانی یکه تاز میدان است.

هرچند که این سالن هم دیگر به سالن یک سینما ی مدرن و فعال شباهت ندارد و در آن فقط فلم هایی به نمایش درمی آیند که جوانان روستایی و یا دانشجویان دیگر شهرها را به خود جلب می کند و روحیه این جوانان طوری است که انسان احساس می کند برای این که خود را هم رنگ جماعت شهری نشان دهند و از این که در شهری چون کابل به سر می برند(شاید افتخاری هم برای شان باشد )سری هم به سینما می زنند.

سینما آریانا به نمایش فلم ها دیگر رغبت ندارد و شاید به دلیل این که جماعت روستایی علاقه مند به سینما را سینما پامیر کفایت می کند.سینما بهارستان هم به سرنوشت سینما آریانا مبتلا است.سینما زینب که سینما ی اختصاصی به زنان بود اکنون به عنوان تالار کنفرانس ها در وزارت زنان است جای شکرش باقی است که بدون استفاده نمانده است.و هراز گاهی به جای نمایش فلم ، زنان در آن گرد هم می آیند. سینما بهارستان که نامش به اندازه ی فرهنگ کهن این مردم دیر پای است در پشت حصار هایی از کم توجهی مردم و دولت گیر مانده و اینک خود تماشاگر وقایع می باشد نه این که وقایح را به نمایش در آورد! سینما تیمور شاهی که شخصی است و حسابش معلوم می باشد. سینا پارک درانحصار درختان تنومند پارک شهر نوبه کلی از دید رهگذران پنهان مانده است. سینما های تجارتی و سه بعدی به نام تری دی که بازار خوبی نیز یافته اند در مراکز فروش حرف های دیگری برای گفتن دارند که مجالی برای آن ها در این نوشتار نیست اما باید مورد توجه و نظارت نهاد های مربوطه قرار داشته باشند.

اما در میان همه ی این سینما ها سینما بریکوت تنها تر و محزون تر،قراراست که در سایه یک ابر ساختمان در کابل قرار گیرد.سینمایی که روز گاری دانشجویان ،شاگردان مکاتب ، معلمین و عاشقان را به طرف خود می کشاند تا دمی را در تاریک وروشن سالن نمایشش برای تفریح و سرگرمی برای این افراد پدید آورد.

اما اینک این سینما مخروبه تر از آن است که کسی به درستی بتواند تشخیص دهد که سینمایی با ابهت و پر رونق در زمان خودش بوده است، سینمایی که شاید خودش قصه های زیادی را رقم زده باشد.سینمایی که در دهمزنگ موقعیت دارد اما کمتر کسی با نمای سینما مانند آن آشنا یی دارد زیرا دیگر نشانی از نمای یک سینما راندارد.

سینمایی که دراثر بی مهری دولت در زیر گرد و خاک ساختمان انیکس از گذشته هم محزون تر به نظر می آید و آنچه بیشتر مایه ی تاسف است این است که ساختمان یک مکان فرهنگی زیر موزه های آهین تجارت روز به روز فشرده ترمی گردد وسایه ی غول سرمایه داری سینما بریکوت را هر چه بیشتر محقر و درمانده تر از گذشته به نمایش می گذارد. سینمایی که آغاز جاده میرویس میدان را به آغازی پرخاطره تبدیل می کرد، اینک بیشتر یادآور تلخی ها است تا خاطره های قشنگ.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده