شهر اسطوره‌‌ای آی خانم گلستان

یادداشت:

چندی پیش مجله‌های فرهنگی « گلستان» چاپ 1381 را ورق می‌زدم، چند نبشته‌ی خوب در باره آثار تاریخی و میراث‌های فرهنگی افغانستان در شماره‌های 33 و 34 این مجله نشر شده، روایت‌ها و نظرات مطرح شده در این نبشته‌ها معلومات تاریخی و مطالعات باستان‌شناسانه در باره‌ی میراث‌های فرهنگی کشور جنبه‌ها و زاویه‌های پنهان برخی از واقعیت‌های تاریخی را آشکار می‌سازد.

خوانش این نبشته‌ها می‌تواند فهم و درک ما را نسبت به حوزه‌های باستانی در خراسان قدیم به واقعیت نزدیک‌تر سازد. من از مجموعه نبشته‌هایی که در شماره‌های 33 و 34 مجله گلستان نشر شده برای این هفته نبشته خوب « آی خانم» را انتخاب کردم. در باره آی خانم زیاد شنیدیم ولی ممکن است کمتر خوانده باشیم. این مقاله با استناد به مراجع و نبشته‌های باستان شناسان و مستشرقان غربی معلومات جالبی به خواننده ارایه میدهد.

شاید یکی از مهمترین و هیجان‌انگیزترین کشفیات باستان‌شناسی سده بیستم در افغانستان کشف شهر یونانی آی‌خانم باشد. این شهر تاریخی که در دشت قلعه ولایت تخار در صد و یا دوصد متری شمال مجرای رودخانه کوکچه و در دو کیلومتری جنوب شرق رودخانه پنج ( آمو دریا) قرار دارد، زمانی توجه بیشتر را به خود جلب نمود که در سال 1944 یکی از سربازان قوای سرحدی افغانستان در این محل دورافتاده ظرف گلی مملو از سکه‌ها را یافت. این اتفاق سبب شد که برخی از صفحات زرین تاریخ باستانی آسیای میانه روشن گردد.

باستان‌شناسان فرانسوی در سال 1964 کاوش‌های علمی خویش را در این منطقه آغاز نمودند که در نتیجه آن یکی از شهرهای بزرگ جهان باستان کشف گردید.

این شهر دارای استحکامات وسیع، ساختمان‌های شخصی و عامه و قلعه مستحکم نظامی بوده که در آن معابد و عمارت‌های نظامی قرارداشتند. شهر آی‌خانم جهت حفاظت راه های شمال شرقی و راه های دریایی که به باکتریا ( باختر) وصل می‌شد، ساخته شده بود. این شهر به صورت طبیعی موقعیت استحکامی عالی را دارا بود که از طرف شمال توسط دریای آمو احاطه شده بود، در غرب آن نیز دریای سریع‌السیری قرارداشت و در ناحیه جنوب غرب آن قلعه نظامی بزرگ و مستحکمی اعمار گردیده بود که جهت تحکیم برج و باروی شهر خندق عمیقی پر از آب دورادور شهر حفر شده بود. در قسمت جنوب و شرق آن کوههای بدخشان موقعیت داشت.

شهر بسیار زیبا و با مهارت ساخته شده است. سیستم آبیاری آن شامل چند کانال بوده و این سیستم آبیاری مطابق و رواج آن زمان طرح‌ریزی شده بود. ناگفته نباید گذاشت که این رسم در باختر نیز وجود داشت. چنانچه یکی از شبکه‌های وسیع آبیاری زمان باستان به نام هجده‌نهر نیز در ولایت باختر قرارداشت. گرچه این شهر توسط یونانی‌ها اعمار گردیده ولی با آن هم در ساختمان عمارات و امور مهندسی آن از شیوه‌های کار و ساحتمان محلی نیز در کنار شیوه ساختمانی یونانی استفاده به عمل امده است.

در ساختن تعمیرات از خشت خام استفاده شده و در قسمت‌های تهداب آن خشت پخته به کار رفته است. در بخش معماری از معماری محلی که حتا امروز نیز در افغانستان معمول است، استفاده به عمل آمده است. بام‌های تعمیرات هموار بوده که منظره غیریونانی دارند. از عناصر معماری یونانی در این جا می‌توان از سنگ‌های تراشیده که بدون به کار رفتن مصالح ساختمانی روی هم قرار گرفته و توسط میخ‌های سربی به هم محکم گردیده‌اند، نام برد.

بام‌های عمارت توسط خشت‌های کاشی فرش گردیده و در ساختن ستون‌ها و درهای ورودی از سنگ چونه استفاده شده و چونه مذکور از فاصله پنجاه کیلومتری جنوب غرب شهر به این جا انتقال یافته است. نقشه قصر طور طراحی شده بود که دارای حویلی وسیع بوده و 116 پایه و ستون‌های آن با دیزاین یونانی حکاکی گردیده بود که تا اندازه‌ای تحت تاثیر شیوه محلی هخامنشی‌ها قرار داشت.

یکی از عمارت‌های شگفت‌انگیزی که کشف شده ساختمان یک معبد است. این ساختمان از خشت‌های خام مربع شکل ساخته شده که نشانه‌های معماری شرقی در دیزاین و ساختمان آن به مشاهده می‌رسد. این عمارت دارای سه مجمسه بوده که اصلا به شکل ایستاده ساخته شده است.

اما این مجسمه‌ها به طور کامل کشف نشده‌اند. اما مجسمه‌های مذکور به کامل به دست نیامده صرف برخی از علایم و نشانه‌های قسمت تحتانی آن‌ها یافت گردید‌ه است. در قسمت شمال شهر ورزشگاه و دانشگاهی موقعیت داشت که در آن دانش‌آموزان همزمان با فراگرفتن دروس، تمرینات ورزشی نیز انجام می‌دادند، زیرا یونانی‌ها به تربیت روحی و روانی اهمیت برابر قایل بودند. در قسمت تحتانی ورزشگاه، فواره آب با دو شیردهن قرار دارد که به شکل جمجمه دولفین و جمجمه شیر ساخته شده بود. جالب این است که بعد از گذشت هزاران سال آب هنوز هم از این شیر دهن‌ها در حال فوران اند. کشف شهر آی‌خانم از نظر تاریخ هنر نیز دارای اهمیت است. حکاکی و پیکرتراشی به سبک عالی در این شهر به چشم می‌خورد. بقایای سه مجسمه کشف شده در نوع خود بی‌مانند هستند. یکی از این مجسمه‌ها، مجسمه مرد ریشو است که توسط دست راست خود عمامه خود را محکم گرفته. مجسمه دیگر، تندیس یک ورزشکار است. مجسمه سوم شخصی است که کفش به پا دارد. این حکاکی‌ها و آثار تاریخی با آنکه از لحاظ محتوا و مضمون خویش یونانی اند با آن هم دارای علایم و نشانه‌های محلی نیز می‌باشند که بیانگر دوره آغازین در انکشاف فرهنگ گندهارا هستند. فرهنگ گندهارا در امتزاج رسوم هنری یونانی با هنر ایرانی و هندی تشکیل شده است. این موضوع نشان دهنده تمدنی است که از یک سو فرهنگی یونانی بینادگزاران شهر را تبارز داده و از سوی دیگر نشان دهنده استفاده از فن معماری محلی در اعمار شهر نیز است.

ساحه قلعه یا ارگ مشتمل بر تعداد زیادی سردابه‌ها است که در آن ظروف گلی و کاشی حریق شده به دست آمده است. کتیبه‌هایی که توسط رنگ نوشته شده و کتیبه‌ای که اسامی باشندگان این شهر و کسانی که وفات یافته‌اند در آن درج شده، نیز به دست امده است. کتیبه دیگر مربوط به یکی از شاگردان ارسطو، فیلسوف شهیر یونانی است که حاوی نصایح سودمند است:« هرگاه شخصی در سن کودکی رسوم و عادات بهتر را کسب کند، در سن جوانی بر احساسات غلبه حاصل نماید و در سن کهولت نصایح خوب و سودمند بدهد، بدون شک در هنگام مرگ هیچ گونه اظهار تاسف و ندامت نخواهد کرد

کتیبه‌های یونانی به این امر دلالت دارد که معمار اصلی این شهر کیتاس بوده و بخش‌های کهن این شهر در زمان اسکندر کبیر اعمار شده است. دلایل زیادی وجود دارد مبنی بر اینکه آی‌خانم همان شهر، الکساندریه اکسایانا است. اسکندر کبیر آن را به نام خود مسما ساخت و در کنار دریای آکسوس ( آمودریا) موقعیت داشت. قصه‌ها و افسانه‌های محلی در مورد این شهر بیشتر تخیلی و رومانتیک به نظر می‌رسند. در بعضی افسانه‌ها گفته می‌شود که آی‌خانم یا مهبانو، دختر زیبارویی بود که سه شهزاده باکتریا (باختر) به دام عشق او افتاده بودند. هرکدام تلاش می‌کردند تا او را به چنگ بیاورد تا اینکه روزی از روزها یکی از این شاهزادگان او را اختطاف نموده و با یک کشتی که توسط شیرها کشانیده می‌شد از دریای آمو عبور کرد. این شهزاده سرانجام به محلی رسید که بعدا در آن شهر السکاندریه بنا نهاده شد و به نام معشوقه او نامگذاری شد.

با این وصف، نظریه‌ای که تا اندازه‌ای به واقعیت نزدیکتر به نظر می‌رسد این است که نام آی‌خانم از نام « سلین» الهه مهتاب یونان و یا اناهیتا، الهه محلی باکتریا مشتق گردیده است.

جنگ ها و بلایای طبیعی شمار زیادی از باشندگان این شهر پرعظمت را در این گوشه دور افتاده به فنا و نابودی سپرد. باستان‌شناسان علایم آتش‌سوزی شدیدی را دریافتند که در اثر حملات چادرنشینان آسیای میانه و با احتمال قوی توسط کوشانی‌ها صورت گرفته باشد. سیستم آبیاری موجود در شهر نیز غالبا در اثر محاصره شهر تخریب گردیده است.

این اثر باستانی که میراث بزرگ فرهنگی غنی افغانستان به شما می‌رود و با علاقمندی زیاد و زحمات فراوان کشف گردید، با دریغ و درد مورد تهاجم و چپاول قرار گرفت. ستون‌ها و سالون‌های مجلل تاریخی تخریب گریده و سنگ‌های آن برای اعمار رستورانت و خانه‌سازی به کار رفته است. سال‌هاست که در گوشه و کنار کشور هزاران نفر با بی رحمی‌و بربریت تمام کمر به نابودی میراث‌های فرهنگی بسته‌اند و دست از غارت و تخریب برنمی‌دارند. فروشندگان آثار باستانی و کاوشگران غیرقانونی بدون درک این موضوع که با فروش این آثار به میراث کهن بشری اهانت می‌کنند، به تخریب و چپاول ادامه می‌دهند. افراد مسئول و قدرتمندی که شاهد این فروپاشی ارزش‌های فرهنگی است نیز با سکوت و یا همکاری با دزدان به نحوی در این امر دخیل اند. یکی از نویسندگان کلاسیک روم باستان می‌نویسند:« وقتی که خانه همسایه شما حریق می‌شود، نمی‌توانید بی‌تفاوت باشید

 

رویکردها:

Asr, and I wept for Ai Khanum

Allcin & Hammond, 1978, the archeology of Afghanistan, Cambridge.

W.Ball, 1982, archaeology Gazetteer of Afghanistan Paris.

L. Dupree, 1978, Afghanistan, Princeton

N.H. Dupree, 1977, an historical guide to Afghanistan, Kabul.

Photographs of Ai khanum by permission of society for the preservation of Afghanistan’s cultural heritage.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده