شهید کاظمی از جهاد تا دولت داری

 

  • محمد قره‎باغی

شهید سیدمصطفی کاظمی یکی از محدود چهره‎هایی بود که سابقه‎ی درخشانی را در دو دهه از تاریخ پُرپیچ‌وخم کشور داشت. حضور این شخصیت شاخص فرهنگی در زمان جنگ و جهاد و مجاهدت، جان تازه‎ای به مجاهدین هم‎رزم و همسنگرش بخشید. زیرا او به گفته‎ی بسیاری از هم‌دوره‎های جهادش، نه تنها سنگر مبارزه با دشمن را در کوهپایه‎های کشور گرم نگهداشت، بل موضع بزرگ دیگری را نیز علیه دشمن خطرناک بشری؛ یعنی جهل و نادانی گشود. او با برگزاری دوره‎های سوادآموزی و طرح مباحث فرهنگی برای مجاهدین، این دیدگاه را برای همگان القا می‎کرد که بدون سلاح علم نمی‎توان با بسیاری از سیاهی‎ها و تباهی‎های ناشی از اشغال کشور مبارزه کرد و مقابله نمود. این طرز دید وی به جهاد، هیچ‎گاه فراموش نشده و همواره رنگ تازه‎ای خواهد داشت.

آن روزگار سیاه گذشت و افغانستان چهره عوض کرد. مجاهدین پیروز شدند و نقشه‎های زیادی در پشت پرده‎ی این پیروزی کشیده شدند؛‌ نقشه‎هایی که سرانجام، تمام احزاب جهادی را به نحوی رو در روی هم قرار داد و منازعات خونینی را در میان آنان رقم زد. بیرون شدن با دامان پاک از این عرصه کار هرکسی نبود، به‌خصوص آن‌هایی ‎که جایگاه طراز اولی را در صفوف مجاهدین داشتند. اما شهیدکاظمی از این آزمون به نحوی موفق به درآمد که کمتر انگشت اتهامی به سوی وی نشانه رفت.

همین امر نیز باعث شد تا او در عرصه‎های دولت‎داری و بازسازی پس از شکست گروه طالبان، به عنوان یک چهره‌ی ملی و مورد قبول همگان ظاهر شود. شهیدکاظمی با نبوغ ذهنی و فکر سرشاری که داشت به خوبی از پس اداره امور کشوری در عرصه‎های مختلف اقتصادی و مدیریتی نیز برآمد و اداره امور مملکتی را تا سطح یک وزارتخانه موفقانه انجام دهد. شهیدکاظمی نسبت به پیشینه‌ و تجربه‎ای که در عرصه‌ی اجرایی و مدیریت وزارت تجارت داشتند و به دلیل پیشینه و درکی که از وضعیت مردم در دوران جهاد و مقاومت داشتند، پُردرخشش ظاهر شده و در پارلمان نیز به یک چهره موفق و امیدبخش تبدیل شدند.

به گفته‎ محمدیونس قانونی، رئیس پیشین مجلس نمایندگان «شهید کاظمی کسی بود که در برنامه‎ی کاری‌اش هم هدف داشت و هم راهبرد برای رسیدن به آن هدف. به عنوان مثال، شهیدکاظمی در زمان ریاست کمیسیون اقتصاد ملی، طرح ایجاد تغییر در بخش اقتصاد کشور یا به تعبیر خودش، ایجاد تغییر در دسترخوان مردم را داشت.»

این‎گونه بود که او به عنوان چهره‎ی تأثیرگذاری درعرصه‎های نظارتی و قانونگذاری تبدیل شد. در واقع‌ او به خوبی می‌دانست که چگونه مسایل را طرح نموده و در عرصه‌ی نظارتی تطبیق دهد که نتیجه‎ی آن ایجاد تغییر مثبت در بخش اقتصاد کشور در نتیجه تغییر در دسترخوان مردم  باشد.

شهید کاظمی اما تنها به کار نظارتی و قانونگذاری اکتفا نکرد و تنها در همین عرصه موفق نبود. ایشان با راه‌اندازی مجامع ملی سیاسی به دنبال راهکاری بود که تأثیر به سزایی در سرنوشت سیاسی مردم داشت و منجر به ارائه‌ی یک طرح جدید جهت ایجاد تغییر مثبت در بخش اقتصادی کشور می‌شد. شهیدکاظمی در عرصه‌ی سیاسی، اقتصادی و قانونگذاری یکی از محدود چهره‌های دلسوزی بودند که نقش بارز و خاصی را در این عرصه‎ها داشتند. به همین دلیل تعداد زیادی از همرزمان شهیدکاظمی اعتراف دارند که با رفتن شهیدکاظمی بسیاری از امیدهای سیاسی برباد رفته و بخشی از جریان‎های مهم و جوشنده و توفنده کشور به خاموشی گراییدند.

اما آنچه واقعیت است و باید پذیرفت اینکه «هدفمندی و قربانی شدن در پای هدف میراث بزرگی است که از شهیدکاظمی و بقیه شهدای عزیز برای ما به میراث و یادگار مانده است.» بدین‎گونه بود که شهید کاظمی با گذاشتن الگوهای بزرگ و میراث ارزشمند معنوی از خود، قربانی توطئه شومی شد که مانع رسیدن وی به اهداف بزرگ او شد. روحش شاد و یادش گرامی باد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده