شوراهای ولایتی، وظایف و صلاحیت‌‏ها

2713 تن برای احراز 458 کرسی شوراهای ولایتی از هفته‌‏ی پیش رقابت و مبارزات انتخاباتی‏‌شان را آغاز کردند.

20 درصد این کرسی‏‌ها به خانم‏‌ها تعلق دارند، درحالی که قبلاً 25 درصد بود اما با تغییراتی که به وجود آمد، 5 درصد آن کاهش یافت. آنچه که دراین میان از اهمیت ویژه برخوردار است بازخوانی وظایف و صلاحیت اعضای این شوراهاست، زیرا پرواضح است که اکثریت مردم دقیقاً کارویژه‏‌های اعضای این شوراها را نمی‏دانند. حتا خیلی از نامزدان این شوراها هم نمی‏دانند که وظایف و صلاحیت‏‌های‏شان در صورت کامیابی چیست؟ این مسأله از نحوه شعارهای انتخاباتی و پوسترهایی که نصب کرده‏اند نیز پیداست و می‏‌نمایاند که ناآگاهی و بی‏‌اطلاعی از قوانین در کشور تاچه پیمانه وسیع و گسترده است.

بنابراین، ایجاب می‏کند که اندکی در این باره روشنی انداخته شود تا هم از شعارهای فراقانونی نامزدان و بی‏خبری‏شان از قانون، وظایف و صلاحیت‏‌های‏شان کاسته شود و هم انتظارات و مطالبات مردم از نامزدان، معقول و منطقی مطرح گردد.

صلاحیت شوراهای ولایتی مطابق با ماده 139 قانون اساسی، در حد مشوره به مقام‌‏های محلی، سهم‏‌گیری در بهبود امور ولایتی و توسعه و انکشاف ولایت مربوطه‏‌‌شان است. مطابق با این ماده از قانون اساسی، پیشنویس صلاحیت‏‌های کاری شوراهای ولایتی پیش از رخصتی‏‌های زمستانی شورای ملی در مجلس نمایندگان به تصویب رسید. اگرچند که نظارت از وظایف این شوراها حذف شده که موجب جنجال‏‌ها و اعتراض‏‌هایی نیز شد و انتظار می‏رود که در مجلس سنا تغییراتی در مورد این منازعه به وجود آید.

اما علی رغم آن، بسیاری از مسئولیت‏‌های اعضای این شورا می‏تواند قابل تامل باشد: سهم‏‌گیری در بودجه‏‌ی انکشافی ولایات، مبارزه با مواد مخدر، توجه به حفظ آثار فرهنگی و تاریخی، حل منازعات قومی و محلی، بهبود محیط زیست، جلوگیری از خرافی‏‌شدن آموزه‏‌های دینی و در نهایت ایجاد پل ارتباطی بین مردم و زمامداران محلی، از جمله وظایف و صلاحیت‏‌های کاری اعضای این شوراهاست که می‏تواند به بهبود امور ولایتی در عرصه‏‌های مختلف، کمک موثر نمایند.

وظایف و صلاحیت‏‌هایی که از آن‏ها نام برده شد اگر به درستی مورد توجه قرار بگیرند بخشی از مشکلات مردم برطرف خواهند شد. زیرا، ناگفته پیدا است که درجامعه‏‌ی چندقومی و چندزبانی افغانستان که گرایش‏‌های مختلف سیاسی را نیز با خود دارد، شکاف‏‌های قومی، زبانی، سمتی و سیاسی را نیز در پی داشته و دارد و لذا تعامل مثبت با این محورها که از واقعیت‏‌های موجود کشور است، می‏تواند افغانستان را به ثبات و امن نزدیکتر نموده و از شکاف‏‌های موجود اجتماعی و سیاسی رهایی بخشد، ضمن آنکه اگر اعضای شوراهای ولایتی مسئولیت‏‌های‏شان را به خوبی به پیش ببرند، از بی‏‌اعتمادی میان ملت و دولت نیز کاسته شده و ارتباط زمامداران با مردم را استحکام بیشتری خواهد بخشید.

تاکید می گردد که درحال حاضر، بخش عمده‏‌ای از نابسامانی‏‌های سیاسی و اجتماعی افغانستان به شکاف‏‌هایی برمی‏گردد که در بطن تعاملات سیاسی و اجتماعی افغانستان نهادینه شده است. مبارزه با این نابسامانی‏‌ها و نظام ویرانگر موجود، در هم‌پذیری و همگرایی افرادی شکل خواهد گرفت که پیشقراولان آن از میان مردم انتخاب گردیده و برای حل معضلات مردم دست به کار شوند.

شوراهای ولایتی با توجه به کارویژه‏‌های خود می‏توانند به همبستگی ملی و هم‌پذیری تبارهای قومی، زبانی و سیاسی نقش‏‌آفرینی نموده و غایله‏‌هایی را که به نام قوم و تبار و نحله‏‌های مذهبی، سیاسی و فکری به وجود می‏‌آید از بین برده و مرد را بیش از پیش باهم نزدیک سازند.

بنابراین، ضرورت جامعه امروز افغانی که پر از التهابات سیاسی و اجتماعی است، وجود و حضور چنین شوراهایی را ایجاب می‏کند تا با گردآوری اقوام افغانستان در زیرچتر پارلمان محلی، طور مشترک به دردهای همدیگر و مشکلات و نابسامانی‏‌های مناطق و ساحات مختلف بپردازند.

از سوی هم، نیک می‏دانیم که امروزه دسترسی مردم به منابع و امکانات ملی و محلی، مقام‏‌ها و ادارات مختلف حکومتی، قضایی و دادخواهی، عمیقاً مشکل و برای خیلی‏‌ها دور از تصور است و نیز حل مشکلات‏‌شان در حد یک رویا و تخیل تحقق‏‌ناپذیر می‏‌باشد و لذا تشکیل شوراهای ولایتی به عنوان پل ارتباطی و مستقیم ملت و دولت، می‏تواند بخشی از ناچاری‏‌ها، دردها و گرفتاری‏‌ها را حل نموده و به زندگی مردم سامان بخشد.

این امور، تامین نخواهند شد مگرآنکه اعضای شوراهای ولایتی، در نخست به کارویژه‏‌های‏شان آگاه شوند و در گام دوم، هدفمندانه و صادقانه به آن عمل نمایند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده