شورای امنیت و پاکستان؛ از فشار رسانه‌ای تا اقدام عملی

سفر هیأت عالی رتبه‎ی شورای امنیت سازمان ملل به کابل، اولین سفر این شورا پس از سال 2010 بود که یک فرصت تاریخی و کم‌نظیری را برای دولت کابل ایجاد کرد. پانزده عضو این شورا برای دریافت گزارش‎ اوضاع افغانستان با مقام‌های عالی دولتی دیدار و گفت‎وگو کردند و خواستار دیدگاه‎ها و گزارش‎های آنان پیرامون عوامل ناامنی و تروریزم در این کشور شدند.

هم‌صدایی سران حکومت وحدت ملی در خصوص عوامل افراط‌گرایی و منابع تروریزم در افغانستان، قوت دیدگاه و موقعیت سیاسی حکومتی را به نمایش گذاشت که خاستگاه مصلحتی دارد تا جایگاه اجتماعی و مردمی و این غنیمت بزرگی برای ملت جنگ زده‌ی افغانستان است. اما اینکه اتکای شورای امنیت سازمان ملل به این اطلاعات تا چه حدی بوده و منجر به چه تصمیمی خواهد شد، سخنی است که باید در آینده مشخص شده و نکته‎ی مهمی در تحولات اخیر سیاسی – امنیتی کشور به حساب می‌آید.

هرچند ناامنی در افغانستان پدیده‎ی تک عاملی نیست و رشد و گسترش افراط‌گرایی خاستگاه‌های مختلفی دارد، ولی از نظر دولت کابل و شواهدی که برای اعضای شورای امنیت هم ارائه شد، حمایت پاکستان از گروه‌های تروریستی و تربیت و تجهیز آنان در قلمرو این کشور، در صدر فهرست عواملی قرار دارد که ناامنی‌های پایدار و مستمری را در این بستر آشوب‎خیز رقم زده است. در نگاه تحلیلی از پدیده‌ی تروریزم در افغانستان، گروه‌های تروریستی و حامیان خارجی آنها از پتانسیل‌های فکری سنتی افراد، بیکاری، فقر، بی ثباتی سیاسی و اختلافات زمینه‌دار با پشتوانه‌های مختلف سوء استفاده می‌کنند. اما مانع اصلی امنیت و منابع واقعی تروریزم، همان چیزی است که در گزارش حکومت وحدت ملی به اعضای شورای امنیت گفته شده و آن همانا حمایت‌های بیرونی از این گروه‌ها می‎باشد.

با این حساب، آنچه دارای اهمیت حیاتی برای افغانستان است اینکه آیا شواهد ارائه شده برای شورای امنیت از سوی حکومت افغانستان، این شورا را که جایگاه تعیین کننده در ساختار سازمان ملل دارد، متقاعد خواهد کرد تا تصمیم الزام آوری در خصوص پاکستان بگیرد یا اینکه صرفا به فشارهای رسانه‌ای و دیپلماتیک بسنده خواهد نمود؟

پاسخ این سوال در جریان سفر شورای امنیت به کابل نه از زبان سران حکومت وحدت ملی و نه هم توسط اعضای این شورا گفته نشد و نمی‌توان نتیجه گرفت که آیا شورای امنیت قطعنامه‌ای را در خصوص پاکستان صادر خواهد کرد تا باعث تحریم این کشور شده و یا دستکم فشارهای اقتصادی، مالی و عملی را بر اسلام‌آباد بیشتر سازد؟

پاسخ این سوال را درحال حاضر نمی‌توان خیلی از منظر نگاه خوش‌بینانه‌ی دولت کابل ارائه کرد و منتظر اقدام‌های جدی شورای امنیت بود. تنها انتظاری که از این شورا می‌توان برد این است که گزارش نوزدهم جنوری اعضای شورا که به کابل سفر کرده اند، مسأله افغانستان را در این شورا به شکل جدی‌تر آن مطرح نموده و زمینه‌ساز مانورهای سیاسی امریکا با تمسک به شواهد ارائه شده توسط دولت افغانستان به این شورا گردد.

از سوی دیگر، دولت اسلام‌آباد انتظار دارد تا نظر آنها نیز شنیده شود و شورای امنیت با استفاده از ابزارهای سیاسی و قضایی ارائه شده توسط افغانستان، یک‌جانبه به قاضی نرود و داوری غیرمنصفانه نداشته باشد. زیرا پاکستان نیز مدعی است که بخش‌هایی از خاک افغانستان خارج از قلمرو تسلط دولت قرار دارد و این مناطق، بستر تحرک، رشد و قدرت‌گیری گروه‌های تروریستی می‌شود. دولت اسلام آباد مدعی است که منابعی چون تریاک و مافیای جهانی، زمینه‌ی ادامه‎ی حیات این گروه‌ها را فراهم ساخته و آنها را به مثابه‌ی یک خطر جهانی و منطقه‌ای درآورده است. افزون برآن، دولت اسلام آباد در این اواخر اقدامات نمایشی را انجام داده و جدا از عملیات‌های ضد تروریستی، با گردآوری عالمان پاکستانی و صدور فتوای تحریم انتحاری ثابت ساخته که انسجام ملی خود را در خصوص برخورد با پدیده تروریزم با قوت و گستردگی تمام رقم زده است.

با این حساب، انتظار منطقی و خوش‎بینانه از نتیجه سفر هیأت شورای امنیت سازمان ملل به کابل این است که این شورا تصمیمی‌ را اتخاذ نماید که به جای زمینه‎سازی بستر اجرایی سیاست قدرت‌های بزرگ، روی خشکانیدن ریشه‌های تروریزم تمرکز نماید. زیرا حالت اولی به تشدید جنگ نیابتی منجر شده و آتش کنونی جنگ را زیر خاکستری خواهد برد که به محض دمیدن باد مخالف، بار دیگر شعله‎ور خواهد شد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده