شکیبا هاشمی :کاظمی رییسی مدبر، با اراده و با اخلاق بود

خانم هاشمی از جمله افرادی بودند که در دوره‏ی پانزدهم پارلمان با آقای کاظمی آشنا شدند و در گروه پارلمانی استقلال ملی از نزدیک با ایشان کار کردند. به مناسبت پانزدهم عقرب؛ سالگرد شهادت آقای کاظمی مصاحبه‏ای با خانم هاشمی ترتیب داده شده است که تقدیم می‏گردد.

در آستانه‏ی 15 عقرب هستیم، می‏خواهیم نظر شما را درباره‏ی نقش آقای کاظمی در کار گروهی و ایجاد گروه‏های پارلمانی بدانیم. شما به عنوان کسی که از نزدیک با ایشان کار می‏کردید نقش آقای کاظمی را در این زمینه چگونه ارزیابی می‏کنید؟

اولین گروه پارلمانی در دوره‏ی پانزدهم، استقلال ملی بود که در آن وقت با تلاش‏های آقای کاظمی به فعالیت آغاز کرد. ایشان در آن زمان با چهره‏ها و افرادی که دارای اهداف مشترک، بخصوص درباره‏ی فساد اداری و مبارزه با فساد هم‏نظر بودند گفت‏وشنودهایی داشتند.

در آن دوره ما از فساد اداری شکایت می‏کردیم و آغاز کار آقای کاظمی مبارزه با فساد اداری بود؛ مبارزه‏ای که منجر به قربانی شدن خودش گردید. اگر ایشان مبارزه‏ی خودشان را به شکل جدی اعلان نمی‏کردند شاید از بین نمی‏رفتند. ایشان رئیس کمیسیون اقتصاد بود؛ ریشه‏های فساد را شناسایی کرده و به شکل جدی مبارزه‏ی خود را شروع کرده بود. آنچه ما از آقای کاظمی در گروه پارلمانی آموختیم و حتا دیگران آموختند این بود که کسانی که دارای اهداف مشترک هستند باید همدیگر را پیدا کنند تا بتوانند با انسجام بیشتری به کارهای‏شان بپردازند. گروه‏های پارلمانی دوم و سوم به همین شکل به وجود آمدند. با آن که در اصول وظایف پارلمان گروه‏های پارلمانی بود اما کسی که به این ابتکار دست زد آقای کاظمی بود. در گروه پارلمانی آقای کاظمی از تمام نقاط افغانستان از شمال گرفته تا جنوب و شرق و غرب حضور داشتند و فعال‏ترین گروه پارلمانی هم همین گروه به شمار می‏رفت. نه به خاطر این که اولین گروه پارلمانی بود و نه به خاطر این که آقای کاظمی در رأس آن بود بل به خاطر این که این گروه دارای یک طرزالعمل یا اصول وظایف داخلی بود و مطابق آن عمل می‏کرد و وظایف هر کس مشخص بود. حتا ما از ساعت 8 صبح زودتر هم می‏آمدیم و گاهی بعد از رسمیات هم می‏ماندیم و کار می‏کردیم. و تا امروز هیچ گروه پارلمانی مثل گروه پارلمانی استقلال ملی کار نکرده و نمی‏کند. گروه‏های بعدی پارلمانی هم از این گروه استفاده‏ی مثبت می‏‏کردند.این اخلاق آقای کاظمی بود که ما همه به دور ایشان جمع شده بودیم. همیشه روی گشاده و پیشانی باز و تبسم برلب داشت. همیشه یک فهرست داشت و به ما می گفت: «دوستان، امروز روی این موضوع بحث می‏کنیم و فردا شما راجع به قوانین آمادگی و مطالعه داشته باشید.» این امتیازی برای گروه پارلمانی ما بود همیشه با یک آمادگی خاص وارد تالار می‏شدیم و روی قوانین کار می‏کردیم و همیشه در مورد رد و یا تایید موضوعات از گروه پارلمانی استقلال پرسیده می‏شد. اما در دوره‏ی شانزدهم این موضوع ختم است و فلج می‏باشد.در این دوره به گروه‏های پارلمانی صدای صلح و دیگر گروه‏ها رفتم اما کاری صورت نمی‏گرفت. من تجربه‏ی کاری با گروه پارلمانی فعالی داشتم و می‏خواستم به همان شکل در این گروه‏ها کار صورت گیرد اما صورت نمی‏گرفت.

موفقیت آقای کاظمی در چه بود؟

آقای کاظمی یک رئیس مدبر و با اراده بود. اخلاق بسیار خوبی که داشت شاید ما را به دور خود جمع کرده بود. روزهایی بود که تا ساعت 3 بعد از ظهر در گروه بودیم و بحث می‏کردیم و برای جلسه‏ی بعدی آمادگی می‏گرفتیم. آقای کاظمی خودش جمع‏بندی می‏کرد و با مطبوعات آن را شریک می‏ساخت. پیشرفتی که آقای کاظمی در دوره‏ی پانزدهم داشت بدیل نداشت. آقای کاظمی جایگاه خود را در بین تمام مردم افغانستان پیدا کرده بود و این بر اساس فعالیت‏هایش بود. از حکومت انتقاد می‏کرد اما انتقادش برای اصلاح بود و تمام تلاش‏های آقای کاظمی برای مبارزه با فساد اداری بود. می‏خواست در جامعه اصلاح به وجود بیاید. او با حکومت دشمنی نداشت اما بعضی‏ها فکر می‏کردند که انتقادهای آقای کاظمی متوجه دولت است و یا با دولت، دشمنی را آغاز کرده است. اگر دولت متوجه انتقادهایی آقای کاظمی که برای اصلاح بودند، می‏شد باور کنید که ما امروز شاهد این همه فساد نمی‏بودیم: فسادی که صد در صد مانع رشد و ترقی افغانستان است.

چه شد که در گروه پارلمانی استقلال با آقای کاظمی یک جا شدید؟

من اولین کسی بودم که 5 سال کامل تا زمانی که آقای کاظمی حیات داشتند با خودشان بودم و بعد از ایشان که خدا غرق رحمت شان کند به نام آقای کاظمی در گروه استقلال باقی ماندم و تا 5 سال در هیچ گروهی عضو نشدم. در دوره‏ی شانزدهم در گروه‏های رسالت ملی و صدای صلح بودم اما کاری نبود و در حال حاضر در هیچ گروهی نیستم زیرا می‏خوستم چیزی بیاموزم. در دنیا گروه‏های کاری بهترین کارها را انجام می‏دهند اما در افغانستان فقط یک نام یعنی آقای کاظمی بود که واقعاً تحلیل درست از جامعه داشت. او یک جامعه‏شناس خوب بود و پیشنهادهایی که در داخل مجلس ارایه می‏داد هیچ گاه از سوی رئیس رد نمی‏شد نه به این خاطر که با قانونی ارتباطات خوب داشت بل به خاطری که بدیل برای پیشنهاد آقای کاظمی وجود نداشت. بهترین شخصیت از نگاه من آقای کاظمی بود و من به ایشان اعتماد کردم. الان هم به خاطرهمان اعتمادی که به آقای کاظمی داشتم به برادرشان نیز احترام دارم.

شما به نقش برجسته‏ی آقای کاظمی در پارلمان اشاره کردید. نقش ایشان در مورد تصویب قوانین چگونه بود؟

همان طور که بیان کردم نقش ایشان در تمام قوانین از آغاز تا پایان حیات‏شان بیشتر بود. ما در گروه پارلمانی روی قوانین بحث می‏کردیم و در تالار هم همیشه گروه استقلال ملی گپی برای گفتن داشت و آقای کاظمی همیشه می‏گفت این نظر گروه پارلمانی استقلال ملی است هیچ گاه نمی‏گفت نظر من است. در تصویب قوانین نقش داشت. نظر به اخلاق خوبی که داشت، هیچ کس با ایشان مخالفت نمی‏کرد.

یعنی در تصویب قوانین شما بیشتربه اخلاق آقای کاظمی توجه داشتید تا به تخصص و یا نیازی که به قوانین وجود داشت؟

نه دو نظر وجود داشت یکی اخلاق ایشان بود اما بحث قوانین هم بود، قوانین برای مردم ساخته می شد و ایشان برای پیشنهادهای خود استدلال قوی داشتند و گپ شان منطقی بود.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده