صدای «موسیقی محلی غور» خامو ش است

 غور از محروم ترین و فراموشده ترین ولایت‌های افغانستان است. جایی که زمانی مرکز فرهنگ و تمدن سلسله غوریان بود. امپراتوری بزرگ غوریان زمانی برای خود نام و نشانی داشت. بیش از چهارصد و پنجاه سال بر بخش وسیعی از شبه قاره و سرزمین خراسان حکومت می کردند. مرکز سیاست گذاری‌های کلان در غور و غرجستان بود. منار جام که امروز در معرض نابودی و خطر سقوط قراردارد، یادگار عصر غوریان است. اما امروز از آن همه شکوه غور و غورات چیزی جز بلاهت و خشونت باقی  نمانده است. در این سالها تنها صدایی که از غور شنیده می شود، صدای خشونت، افراط گرایی، کشتار و سنگسار بی رحمانه زنان، ره زنی و بربریت است.  دولت مرکزی در بیش از یک و نیم دهه ی گذشته کمترین توجهی به این ولایت نداشته است. اکنون غور با تمام داشته های تمدنی و استعدادهای درخشانی که دارد به مکان امن برای افراط گرایی و پخش و نشر افکار ضد بشری داعش، طالب و شیادان تبدیل شده است.

در عصر امپراتوری شکوهمند غوریان که بزرگانی چون نظامی عروضی سمرقندی، امام فخر رازی، منهاج قاضی سراج جوزجانی، امام صدرالدین کرامی نیشابوری، احمد میدانی نیشابوری، علی باخرزی، مولانا سراج‌الدین جوزجانی، محمد عوفی، قاضی وحیدالدین مرورودی، ابونصر فراهی، ملکیار غرشین، معزالدین هروی، شیخ الاسلام جلال الدین ورشاد، محمد فرزند منور میهنی، قطب الدین بختیار، ملک‌الکلام فخرالدین مبارکشاه،  ابوالقاسم رفیعی، ابوبکر جوهری و… می‌زیستند و شاهان غوری به اشاعه علم و فرهنگ می پرداختند؛ امروز این میراث بزرگ مورد تاخت و تاز قرار گرفته است. در بسیاری از ولسوالی‌های این ولایت دروازه مکاتب برای دانش آموزان بسته است.

میراث غنی فرهنگی – هنری غوریان به تیغ تکفیر سپرده شده و کسی حق ندارد که درباره هنرهای تجسمی بگوید و گوش به موسیقی محلی غوریان بسپارد. امروز از صدای عدالتخوهی و فریاد دادخواهی سلطان علاء الدین دیگر خبری نیست. «آهنگ مزامیر» و زمزمه عدالت خواهی با ساز و ترانه « مطرب بدیع»، « چنگ و مغانه» به باد فراموشی سپرده شده است.

باری سلطان علاءالدین حسین در بازگشت از غزنین این شعر را سرود و به قوالان امر کرد که این شعر را با آلات موسیقی بخوانند.

آنـــم کـــــه هست فخــــر زعدلم زمانه را

آنــم که هست جــــور زبــذلم خــــزانه را

انگــشت دست خــــویش بدندان کند عدو

چـــــون برزه کمــان نهم انگشت وانه را

چـون جست خانه خانه کمیتم مـیان صف

دشمـــن زکــــوی باز ندانست خـــــانه را

بهـــرامشه بکیــــنۀ من چون کمان کشید

کــــــــندم بنــیزه از کمـــــر او کـنانــه را

ای مطـــرب بــدیع چو فارغ شدی زچنگ

بر گـــــوی قـــــول را وبـزن این ترانه را

دولت چــــو بر کشــــید نشاید فرو گذاشت

قــــــول مغنی و می و صـــاف مغـــانه را

(تاریخ ادبیات در ایران ، مؤلف : دکتر ذبیح الله صفا ، چاپ : چهاردهم 1375 ، ج دوم ، صص 54 و 55 )

این نمایی از گذشته پرافتخار غوریان است؛ اما آنچه که امروز بر این ولایت می گذرد با گذشته فرهنگی- تاریخی این ولایت همخوانی ندارد و تاسف بار است.

وضعیت موسیقی در ولایت غور

وضعیت در ولایت غور به گونه ای است، حتا امروز هنرمندان و هواداران موسیقی محلی   به رغم فشارها و تهدیدهای افراط گرایان، از این همه بی  توجهی به فغان آمده اند و منتظر اقدام جدی حکومت در تامین امنیت  و بهبود وضعیت فرهنگی این ولایت است. چندی پیش شماری از هنرمندان موسیقى در غور به خبرگزاری پژواک گفتند که موسیقی محلی و نغمه‌هاى بومى این ولایت که روزگارى به محافل خوشى مردم رنگ و بوى ویژه مى بخشید؛ اکنون رو به فراموشى است. نگرانی هنرمندان و فرهنگیان غور این است که با ادامه این وضعیت فرهنگ و هنرهای محلی این ولایت از خاطره ها حذف خواهند شد. درگذشته‌ها از آلات موسیقی دوتار، سه تار، دایره، زیر بغلی، آرمونیه، رباب دیگر ابزار موسیقی در مناسبت های مختلف  استفاده می‌شد. مردم غور شاهد هنرنمایی های هنرمندان این خطه تمدنی بودند و  از موسیقی محلی لذت می بردند.

غلام سخی جلیلی یکى از هنرمندان ولایت غور که ٢۵ بهارزندگی را خود را درعرصه هنر موسیقى پشت سرگذاشته به خبرگزاری پژواک گفته که هنرموسیقی محلى واصیل  غورى‌ها که جزء فرهنگ های قدیمی و دوست داشتنی این ولایت  بوده، اکنون درحال فراموشى قرار دارد. او با انتقاد ازحکومت محلى و مرکزى گفته که  عدم توجه ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت غور، سبب کم رنگ شدن و یا هم با رکود مواجه شدن موسیقی محلی در این ولایت گردیده است.

موسیقی محلی ولایت غور جزو سرمایه معنوی و میراث بشری است. دولت  و وزارت اطلاعات و فرهنگ کشور مسوولیت دارد که برای غنی سازی و  احیای هنرهای محلی بویژه موسیقی محلی در این ولایت بکوشند و زمینه را برای تشویق هنرمندان محلی در این ولایت فراهم سازند.

 محمدیاسین کهزاد ۵٠ سال سن دارد و از هنرمندان پرآوازه غور است، که ازجوانى تا این دم که برف پیرى برسرو ریشش باریده، درصدها محفل خوشى درکنار سایرهنرمندان این ولایت، آله های موسیقی دوتار وسه تار را نواخته است؛ وى گفت که این آلات موسیقى، جزء آله های موسیقی خاص محلی غوری ها بوده که از دوره ه خراسانیان به این‌طرف، در این ولایت به جا مانده است.

باشندگان ولایت غور، ریاست اطلاعات و فرهنگ این ولایت و دستگاه حکومتی را به بی توجهی متهم می کنند و خواستار توجه جدی به رشد و غنی سازی فرهنگ بومی هستند. غوریان انتظار دارند که دوباره صدای هنرمندان محلی خود را بشنوند و از شعر و ترانه محلی لذت ببرند.

  • سینا سامانی

0 پیام برای این مطلب ثبت شده