صلح در اشعار بزرگان

روح الله واعظی/ در این روزگار تلخ و خشن، هنوز واژه‌ها و اتفاقاتی هستند که می‌تواند برای همه انسان‌ها از هر کشوری، قبیله‌ای و نژادی که باشند شیرین و خوشایند باشد.

یکی از این واژه‌ها «صلح» است. شنیدن این کلمه برای مردمی خوشایندتر است که واژه مقابل آن یعنی «جنگ» را تجربه کرده باشند. افغانستان سال‌های زیادی است که شاهد کشته‌شدن فرزندان خود است. این فرزندان هزینه‌هایی زیادی برای خاک خود داده‌اند و امروز تصمیم گرفته‌اند که سفره مشترکی پهن کنند و همه با هم دور یک سفره باشند و راحت‌تر بیان کنم «صلح» کنند.

امروز مردم کشور ما بیشتر از هر زمانی واژه صلح را در رسانه‌ها می‌شنوند و رهبران سیاسی را می‌بینند که برای به کرسی نشاندن این واژه دست به هر کاری می‌زنند.

اگر بخواهیم در جامعه‌ای ترقی باشد، در قدم اول باید امنیت باشد و اگر به هر دلیلی ناامنی در جامعه شکل بگیرد و منجر به جنگ شود، روشن‌فکران و رهبران آن جامعه باید در پی صلح باشند.

فرهنگ‌سازی در این قسمت یعنی «صلح»، وظیفه تمام کسانی است که خود را متعلق به این آب‌و‌خاک می‌دانند و در راس وظیفه رهبران، نخبگان و فرهیختگان یک جامعه است.

شاعران و نویسندگان یک جامعه معمولا همیشه به اتفاقات خوش‌یمنی چون «صلح» توجه داشتند و آثار منظوم و منثوری را آفریده‌اند.

در همایش بین‌المللی مولانا در سال ۲۰۰۷ در قونیه، ۱۶۴ مولوی‌شناس، اديب، عارف و انديشمند ۳۲ کشور جهان شرکت کرده بودند.

وزارت فرهنگ و گردش‌گری ترکيه هدف از برگزاری اين همايش را در سال 2007 معرفی ديدگاه‌‍‌های «صلح‌آميز» و «انسان‌دوستانۀ» مولانا محمد جلال‌الدين بلخی يا رومی ملقب به «مولوی» توصيف کرده است.

مولانا بیش‌تر به جلوه‌های عرفانی صلح و آشتی پرداخته که شامل آشتی اضداد در عالم و آشتی سالکان با عقل کل و نظریۀ صلح کل می‌شود؛ البته در بعضی از بخش‌های مثنوی هم به جلوه‌های اخلاقی صلح و آشتی نظیر مدارا با بدان و نیکی به خلق و اهمیت وفاداری به عهد و پیمان پرداخته است.

 هست احوالـم خلاف همدگر

هر یکی با هم مخالف در اثر

چون که هر دم راه خود را می‌زنم

با دگر کس سازگاری چون کنم

 موج لشگرهای احوالم ببین

هر یکی با دیگری در جنگ و کین

 می نگر در خود چنین جنگ گـران

پس چه مشغولی به جنگ دیگران؟

حالات روحی و روانی انسان‌ها بایک‌دیگر در اختلاف است و به این دلیل است که حالات روحی و روانی خود فرد هم وحدت و هماهنگی کامل ندارد و چون این اختلافات در احوال خود فرد رخ می‌دهد چگونه ممکن است که فرد بتواند با کس دیگری دم از سازگاری، صلح و آشتی بزند. به اعتقاد مولانا اگر انسان به روشن‌بینی برسد، می‌تواند این زدوخورد را که میان احوالات مختلف روحی او صورت می‌پذیرد را ببیند و آن‌چنان به نظاره آن‌ها مشغول گردد که از جنگ و دشمنی با دیگران فارغ شود. پس تنها راه دست‌یابی به صلح و آشتی با دیگران، تعدیل احوال و دوری از افراط‌و‌تفریط است تا خشم‌وشهوت و سایر صفات حیوانی در مسیر صحیح خود قرار گیرند. نیکی به خلق و تاثیر آن در آرامش روح از جمله عواملی است که باعث استحکام صلح و آشتی میان طبقات اجتماعی می‌شود؛

مولانا می‌فرماید:

تو نیکی می کن و در دجله انداز

که ایزد در بیابانت دهد باز

این نیکی فواید بی‌شمار دیگری نظیر قلع‌و‌قمع کینه‌ها، دشمنی‌ها، حسادت‌ها، بخل‌ها و تنگ‌نظری‌ها برای ما به ارمغان می‌آورد. مولانا در این خصوص در مثنوی معنوی می‌فرماید:

خیر کن با خلق، بهر ایزدت

یا برایراحت جان خودت

تا هماره دوست بینی در نظر

در دلت ناید ز کین نـاخوش صور

یکی از مواردی که می‌تواند به صلح و آشتی پایدار کمک کند، تعهد شخص و وفاداری همیشگی به عهدوپیمان است.

چون درخت است آدمی و بیخ، عهد

بیخ را تیمار می‌بایـد بـه جهد

عهد فاسد، بیخِ پوسیده بود

وز شمـار و لــطف، ببریده بـود

شاخ و برگ نخل، گرچه سبز بود

با فساد بیخ، سبزی نیست سود

مشو غرّه به علمش، عهد جو

علم چون قشرست و عهدش مغزِ او

در این ابیات مولانا وجود آدمی را به درختی تشبیه کرده است که ریشۀ آن عهد و پیمان است؛ این ریشه در صورتی محکم و استوار می‌شود که آب ریـاضت و مجاهده در آن نفوذ کند و الا به اندك زمانی می‌خشکد.

او بدقولی و عهدشـکنی را مانند ریشۀ پوسیده‌ای می‌داند که مانع از میوه آوردن درخت می‌شود. وقتی ریشۀ درخت فاسد باشد، اگر شاخه و برگ درخت هم سبز باشد، سرسبزی‌اش بی‌فایده است؛ اما اگر درختی برگ سبز نــداشته بـاشد، ولی ریشه‌اش سالم باشد، سرانجام آن ریشۀ سالم، برگ‌های فراوانی می‌رویاند.

***

شیخ مصلح‌الدین سعدی شیرازی، ازدیگر متفکران و سخنوران نام‌آور زبان فارسی است که در زمان حیاتش، معروف و مشهور بوده و سخنانش از جایگاه ویژه‌ای در بین مردم، پادشاهان زمان، اندیشمندان ومحافل علمی وادبی برخورداربوده و آثارش دست به دست می‌گشته و کتاب «گلستان» این بزرگ‌مرد، کتاب درس پادشاهان هند و عثمانی بوده است.

از زمانی که ابن بطوطه، جهان‌گرد معروف مراکشی از قایق‌رانانی یاد کرده که در غربی‌ترین نقطه کشور چین، در شهر «گینگ‌سه» در حین قایق‌رانی اشعار سعدی را به زبان فارسی می‌خوانده‌اند، قرن‌ها می‌گذرد؛ اما هنوز هم آوازه این حکیم فرزانه اقصی نقاط جهان را درنوردیده و اندیشه‌هایش چون کاغذ زر، دست به دست می‌شود و بر دیوار سازمان ملل متحد نقش می‌بندد تا یادآور اهداف اساسی این سازمان باشد.

بنی آدم اعضای یک پیکرند

که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار.

منابع:

الف. سایت رادیو فردا

www.radiofarda.com.

ب. گروه بین‌المللی توسعۀ پایدار

http://www.sdsgroup.org.

ج. مجتمع جهانی صلح اسلامی

http://www.iwpeace.com.

د. http://fa.alkawthartv.com.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده