صلح و اصلاحات، نسخه نجات افغانستان

ساختار تازهی شورای عالی صلح و تقرر رئیس جدید برای این نهاد، بار دیگر «صلح» را به یک موضوع رسانهای تبدیل کرده و این واژه را که غریبتر از مفهوم خود است،‌ به متن تحلیلهای سیاسی بازگرداند و با متون ارائه شده آشنا ساخت.

رئیس‌جمهورغنی در بخشی از سخنانش راجع به مذاکرات صلح بار دیگر روی نقش پاکستان تکیه کرد و خواهان صلح با این کشور شد. زیرا به باور وی، جنگ موجود به صورت غیر مستقیم میان دو دولت است نه جریان‌های افراطی و مسلح خاصی که وابسته به کشورهای بیرونی نباشد.

اما صلح و مصالحه تنها روایت داغ رسانهها و معضل موجود نظام سیاسی کشور نیست. مهمتر از این مسئله، اصلاحات لازم و شکایت از استبداد جاری در ارگ ریاست جمهوری است. زیرا بسیاری از حلقههای موجود سیاسی و حتی نهادهای وابسته به حکومت،‌ شکایت از سلب صلاحیت لازم و تجمیع اختیارات در ارگ ریاست جمهوری دارد.

بنابراین،‌ نجات افغانستان از وضعیت کنونی، تنهادر گرو صلح با طالبان نیست، بل این کشور به اصلاحات گسترده برای تغییر سازوکارهای سیاسی برای جلب رضایت مجموعههایی گردد که این روزها به اشکال مختلف از مرکز قدرت دور شده و به حاشیه رانده میشوند. این حلقات کسانی را با خود دارند که نمیتوان نقش و جایگاه آنان را دست‌کم گرفته و تنشهای جاری را سبک شمرد. زیرا در صورت همبستگی آن‌ها، حکومت را به سادگی دچار چالشهای جدی خواهد کرد.

از سوی دیگر، این روزها دستیابی به توافق سیاسی جامع، مشروع و پایدار بسیار مشکل به نظر می‌رسد، زیرا نارضایتی‌ها درباره تقسیم قدرت سیاسی در افغانستان و…  ادامه ص 2

برنامه‌های خارجی، ترکیب مسموم شورش، افراط‌ گرایی و فرصت‌طلبی قومی در کشور افزایش یافته است.

این درحالی است که در واقع، تشکیل حکومت وحدت ملی در سال 2014 در راستای رفع رقابت بین جناح‌های اصلی در افغانستان برای افزایش قدرت ناکام بوده و مشروعیت و کارآیی حکومت فعلی را نیز زیر سوال برده است. لذا آگاهان براین باور اند که افغانستان در حال حاضر نیاز به سیستم‌های موثر برای تقسیم قدرت و سازوکارهای بهتری دارد تا برای افراد با قدرت و نفوذ در این کشور که بیم کنارگذاشته شدن و حذف شدن دارند، ایجاد اعتماد کند.

اگرچه صلح با طالبان بخش مهمی از روند صلح در افغانستان است اما تحقق صلح در کشور تنها وابسته به مذاکره با این گروه نیست. برای ایجاد شرایط مناسب برای روند صلح و اجرای پایدار آن، حکومت فعلی افغانستان، احزاب سیاسی و نهادهای انتخاباتی باید برای ایجاد اعتماد برای تحقق صلح در افغانستان همکاری کنند.

در نهایت، اقدامات اساسی که لازم است برای بسترسازی صلح و اصلاحات صورت گیرد، عمدتا در مواردی قابل تحقق اند که بخشی از آن‌ها با برگزاری انتخابات و زمینهسازی رقابت سالم سیاسی، تقسیم قدرت متوازن و صلح و اصلاحات است.

بنابراین،‌ در ابتدا حکومت افغانستان باید انتخابات آزاد برگزار کند تا اجازه رقابت منصفانه سیاسی برای کسب قدرت ایجاد شود. انتخابات پارلمانی در اوایل جولای سال آینده برگزار خواهد شد و انتخابات ریاست جمهوری نیز باید در سال 2019 میلادی برگزار شود. بنابراین حکومت و نهادهای انتخاباتی باید سریعا برای ایجاد اصلاحات انتخاباتی اقدام کنند تا با افزایش نقش احزاب سیاسی و کاهش تعداد حوزه‌های انتخاباتی منجر به نزدیک شدن مردم به نمایندگان شده و از اینکه گروه‌های مختلف قومی دسترسی برابر به نظرسنجیها دارند، اطمینان حاصل شود. در مجموع نیز باید پاسخگویی بیشتری بین رای دهندگان و نمایندگان آنان به وجود آید.

دومین موضوع نیز تغییر رویکرد در تقسیم قدرت در افغانستان است. در رویکرد فعلی، برنده صاحب همه چیز خواهد شد در کشور چند پاره افغانستان قدرت بسیار زیادی به رئیس‌جمهور می‌دهد؛ در واقع حکومت وحدت ملی جلوه‌ای از این معضل است. رئیس‌جمهور افغانستان قدرت این را دارد تا تقریبا هر مقام مسئولی را عزل و نصب کند که شامل والی‌ها و شهردارها نیز می‌شود. افزایش اختیارات مقامات محلی و اظهارنظر هنگام تعیین رهبران سیاسی می‌تواند مسئولیت‌پذیری و نقش شهروندان افغان در مسائل کشوری را افزایش دهد.

سوم اینکه اصلاحات سیاسی باید منجر به گفت‌وگو با طالبان شود، اما حکومت نباید منتظر آن‌ها برای پیوستن به روند صلح شوند. طالبان از قدرت سیاسی و اقتصادی سهم‌خواهی خواهد کرد که احتمالا به کاهش قدرت و نفوذ برخی صاحبان قدرت، به‌ویژه در مناطق پشتون‌نشین کشور منجر خواهد شد. بنابراین اهمیت بسیاری دارد که اصلاحات نظام سیاسی افغانستان زودتر صورت گیرد تا در چهارچوب قانونی قابل قبول به طالبان اجازه داده شود تا در قدرت سهمی داشته باشند. اعطای اختیارات بیشتر به ولایت‌ها در زمینه انتصابات و تصمیم‌گیری و سازوکارهای سیاسی نیز ابزاری هستند که ایجاد صلح پایدار در افغانستان را تسهیل می‌کنند.

سخن آخر اینکه افغانستان برای قرار گرفتن در مسیر صلح و ثبات نیازمند ایجاد اصلاحات و بازسازی نهادهای سیاسی خود است. با این وجود، در حالی که امریکا و شرکای بین‌المللی افغانستان نمی‌توانند شرایط مناسبات جدید سیاسی در کشور را دیکته کنند، اما قادر هستند تا به بازیگران سیاسی افغانستان تا تصمیمات سخت سیاسی خود بگیرند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده