ضرورت بازگشت به ارزش‎های اسلامی ( به مناسبت ایام میلاد‎النبی)

هفتهی جاری حاوی مناسبتی بزرگ اسلامی است که براساس دو روایت متفاوت اهل تشیع و تسنن رقم خورده است. سیزدهم ماه ربیعالاول و هفدهم این ماه در یک هفته مصادف شده است که بر مبنای پیشنهاد یکی از اندیشمندان اسلامی «هفته وحدت» نامگذاری شده است.

این مناسبت باعث میگردد تا الگوهای مطلوب نظام سیاسی اسلام در دوران پیامبر مورد ارزیابی و تأمل دوباره قرار گرفته و معیارهای ارزشمند آن به کار بسته و مورد استفاده قرار گیرد. زیرا متأسفانه جهان اسلام و کشورهای مسلمان در حال حاضر یکی از بحرانیترین حالتهای خویش را در طول تاریخ حیاتش تجربه نموده و افراط و تفریطهای به میان آمده، جوامع اسلامی را دچار افتادن در کام هیولای افراطگرایی ساخته است. بدیهی است که این خالیگاه،‌زمینه را برای سوء افراطگرایان ناآگاه و دشمنان آگاه اسلامی فراهم ساخته است تا در راستای دینستیزی و اسلامهراسی، حرکتهای وسیعی را به راه اندازند.

دولت‌مردان اسلامی نیز به جای اینکه روی نقایص موجود تأمل نموده و در راستای رفع عوامل ناهنجاریهای موجود از جهان اسلام دست به دست هم دهند،‌غرق در امیال قدرتطلبی شان شده و هرکدام به نحوی ابزار دست دسیسهگران بیرونی قرار گرفته‌‏اند. در چنین شرایطی است که ضرورت بازگشت به ارزشهای دینی و اصول اساسی اسلامی را برجستهتر از هر زمان دیگری به نمایش میگذارد.

ناگفته پیداست که آغاز نظام سیاسی اسلام توسط حضرت محمد(ص)‌در جامعهای آغاز شد که ظرفیتهای مناسب برای ادارهی نظام سیاسی بزرگ به گستردگی نظام اسلامی مورد نظر پیامبر و براساس دستورات قرآنی کمیاب بود. با این حال، پیامبر در گزینش افراد در تمام مراحل، پرهیزگاری و شایستگی بر مبنای ارزشهای ناب اسلام و قرآنی را قرار داد و در نگاه وی هیچگونه تعصبی با مبنای قوم، قبیله،‌نژاد، رنگ و تعلق سرزمینی مطرح نبود. به همین دلیل بود که بلال حبشی، سلمان فارسی و… با تفاوت نژاد و رنگ و متعلق به اقوامیکه از نظر اعراب آن روز دارای ارزشمساوی با آنان نبودند، جایگاه بس بلندی در دستگاهاداری – الهی پیامبر پیدا کردند. بنا بر آمار وزراییکه ستاد رسول خدا(ص) بودند و مطابق آمار والیها در تشکیلات حکومتى رسول خدا(ص) برترى با عنصر قومى، منطقهای و قبیلهای نبود، بل اصل اساسی از نظر پیامبر، تقوای الهی و پرهیزگاری و دیانت و صداقت بود.

مدینه الرسول(ص) که قبل از هجرت(یثرب) نام داشت مرکز اسلام و حکومت اسلامى و مدفن بسیارى از نیکان و پاکان است. رسول خدا(ص) این شهر را براى مرکزیت بر مکه مکرّمه هم ترجیح داد و حتى بعد از فتح مکه پایتخت را عوض نکرد. ولى آیا مدینه اولویت‏دار است؛ یعنى اهل مدینه به خاطر این که در این سرزمین و در مرکز و پایتخت هستند مزیتى بر دیگران دارند. و(مرکزگرایى) و(پایتخت‏گرایى) که در زمان رسول خدا تحت عنوان مدینه‏گرایى تبلور داشت، آیا معیارى براى عضویابى در حکومت اسلامى است؟ پاسخ این پرسش هم منفى است، زیرا در فهرست وزرایى که دیده شد تنها یک نفر مدنى است و آن،(زیادبن لبید انصارى) است و نیروهاى یمنى که نه مکى‏اند و نه مدنى آمار بالایى را در بین والیان رسول خدا(ص) داشتند. نیروهاى مهاجر هم که مکى و غیرمکى داخل آنها بودند، پستهاى حکومتى را اشغال کرده بودند.

در یک جمع‏‌بندى میتوان گفت: که سرزمین، معیار نیست حتى مکه و مدینه و یمن و هیچ حاکم اسلامى نمىتواند فردى را چون هم‌شهرى او یا مقیم پایتخت است یا مقیم یکى از ولایتهاى مهّم(مثل یمن)، اولویت دهد.

براین اساس، هرگاه نگاه گذرا به گزینش رسول اکرم در مراحل مختلف تشکیل نظام سیاسی – اسلامی داشته باشیم، خواهیم دانست که شایستهسالاری در دین اسلام و روش پیامبر یکی از موارد مهم بوده و در محور ساختارسازیها قرار داشته است. شمولیت همگانی و سهم مناسب بر اساس شایستگی و لیاقت، صداقت، ایمانداری،‌تعهد و دلسوزی به امت اسلامی از اصول مورد نظر پیامبر در گزینش مجریان قانون و قانونگذاران دینی بوده است.

گسترش نفوذ و ایجاد قدرت قوی با پایایههایی که محور آن الفت و مروت اسلامی همزمان با اقتدار قوی و ابهت بی‏‌نظیر بود،‌توانست از دین اسلام قدرتی بسازد که سیطرهی آن به زودی در جغرافیای بزرگی گسترش یافت و توانست فرهنگ قوی، نظام قدرت‌مند و اندیشهی ماندگار بسازد.

بنابراین،‌ضروری است تا بار دیگر دولت‌مردان اسلامی و کشورهای مسلمان بازگشت دوباره به روشها و ارزشهای اسلامی صدر اسلام داشته و ساختارها و کردارهای حکومتی خویش را بر همان معیارها مهیا نموده و مدیریت کنند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده