ضرورت رویکرد ملی به سند هویت ملی

در روزهای اخیر بار دیگر موضوع توزیع شناسنامه الکترونیکی بدل به یکی از جنجالی‌ترین بحث‌های روز گردیده و با تاسف سبب بروز شکاف‌های اجتماعی و سیاسی شده است. مردم افغانستان در بیش از چهار دهه بحران و فروپاشی دولت مرکزی، از داشتن یک سند با اعتبار ملی که هویت ملی آنان را تسجیل نماید، محروم بوده‌اند. در فصل جدید سیاسی یکی از طرح‌ها یا پروژه‌های ملی که در نظام‌مند ساختن جامعه و تثبیت هویت ملی و سهولت در امور کشورداری مطرح شد و مورد استقبال جدی و وسیع شهروندان قرار گرفت، تهیه و تنظیم و توزیع شناسنامه الکترونیکی بر اساس استانداردهای جهانی است.

اما با گذشت چندین سال هنوز این برنامه ملی به حالت تعلیق قرار داشته و سوگمندانه که چگونگی مواجه با آن، پیامدهای ناگواری را دربرداشته است. ظاهر امر چنین است که روی‌کرد قومی نسبت به این سند هویتی ملی سبب شده است؛ که فضای جامعه، و حتا در سطح رهبری حکومت وحدت ملی با چالش جدی روبرو شود. بطور مشخص آن چیزی که در توزیع شناسنامه الکترونیکی سبب تنش گردیده است ذکر کلمه «افغان» به عنوان هویت ملی، نیز ذکر برخی مشخصات از جمله نام «اقوام» در صفحه شناسنامه است. در روزهای اخیر مخالفان و موافقان این نوع از طرح شناسنامه الکترونیکی رو در روی هم قرار گرفته‌اند. ناگفته نماند که تحریک برخی عناصر و دست‌هایی که نمی‌خواهند این کشور به ثبات و آرامش دست پیدا کند در شعله ورساختن این نزاع شدیدا اثر گذار بوده است.

حقیقت امر آنست که چگونگی پرداخت به این سند ملی و کشاندن آن در سطح منازعات قومی، یک روی‌کرد غیراصولی و مغایر با ارزش‌های انسانی و در تضاد با روند هم‌گرایی و پذیرش تکثرگرایی اجتماعی و سیاسی می‌باشد. نکته مهم و اساسی این است که مردم افغانستان و همین‌طور جامعه بین‌المللی از رهبران سیاسی و دولتمردان افغانستان انتظار داشتند که آنان با درایت و هوشمندی و نگرش ملی و دموکراتیک چنین مسایلی را مدیریت و کنترل نمایند. اما متاسفانه روند روی‌دادها و تصمیم‌گیری‌ها نشان داد که آنان خواسته یا ناخواسته خود در دام چنین چالش‌هایی گیر افتاده‌اند.

اینک بدون آن‌که در بیان موضوع زیاده‌روی صورت گیرد، باید گفت که شرط اساسی پایان بخشیدن به بحران در کشور باور داشتن به زندگی مسالمت‌آمیز و هم‌پذیری تمام اقوام و گروه‌های انسانی که در این جغرافیا زندگی میکنند، می‌باشد. بدون چنین باورمندی و عزم قاطع در این راستا، هرنوع اقدام و برنامه‌ریزی مقطعی منشا اثر نخواهد بود و در نهایت ممکن است زمان سربرآوردن بحران دیگری را به تاخیر اندازد؛ یعنی حکم آتش زیر خاکستر را خواهد داشت.

نکته مهم‌دیگر این است که روی‌دادهای بیش از چهاردهه گذشته کاملا ثابت ساخته است که تحمیل هرنوع هویت، حاکمیت و فرهنگ و ساختار بر جامعه متکثر کنونی کشور غیرممکن است. تلاش برای ساختن جامعه تک ساحتی و تک هویتی تلاشی بیهوده و سخت زیان‌بار خواهد بود. بنابراین مدعیات برتری‌جویی یا بزرگ‌نمایی خود و کم شمردن دیگری به جز شدت بخشیدن بحران، هیچ نتیجه‌ای را درپی نخواهد داشت.

از جانب دیگر خوش‌بختانه جهان امروز، در حوزه‌ها و زمینه‌های گوناگون تجارب و راه‌حل‌های مناسب و گران‌بهایی را در اختیار گذاشته است؛ اما مشروط بر این‌که ما عصبیت و خودپنداری را از خویش دور سازیم. این خیال خام را باید از سر بیرون کرد که همه چیز و همه راه‌حل‌ها و بهترین‌ها فقط در تاریخ و فرهنگ توهمی پنج هزارساله ما نهفته است. بنابراین یک راه اساسی برای پایان بخشیدن به جنجال شناسنامه الکترونیکی از منازعات قومی و سمتی و… این است که معیار و شاخص‌های جهانی را بپذیریم. ما که نظام دموکراتیک و قانون اساسی را که یک تجربه جهانی و بشری است پذیرفته‌ایم، حتا خود همین سند هویتی ملی نیز یک تجربه جهانی است و برآمده از فرهنگ و تاریخ پنج هزارساله ما نیست. پس چرا در چگونگی یک سندملی از تجربه و استندردهای جهانی بهره نبریم. با بودن چنان تجارب گرانبها براساس کدام سنجش عقلی بر سرشاخصه‌های طرح شناسنامه الکترونیکی بعنوان یک سندهویتی ملی منویات و غرض‌های تنگ قومی و خورده فرهنگی نزاع داشته باشیم؟

بنابراین راه عملی این است که هم‌چون دیگر کشورهای پیشرفته جهان و جامعه‌های با ثبات آنچه که در سندهویتی ملی باید ثبت گردد، فقط نام و تخلص دارنده آن و شماره دیجیتالی و کدامنیتی آن می‌باشد. سایر مشخصات فردی شامل نام پدر، مادر، زبان، قومیت، و….در بانک معلوماتی مربوط به شناسنامه الکترونیکی ذخیره شود. از لحاظ تابعیت یا هویت ملی نیز با درج عنوان «جمهوری اسلامی افغانستان» در بالای صفحه شناسنامه ضرورت بر تکرار آن نیست.

سخن نهایی این است که اگر طرف‌های قضیه عزم بر زندگی مسالمت‌آمیز و پایان بخشیدن به بحران و تنش در کشور و جامعه را داشته باشند راه‌حل‌های منطقی را می‌شود با نگرش ملی بدست آورد؛ ولی چنانچه اراده و انگیزه بر عدم انعطاف ناپذیری و تحمیل خود پنداشته‌های خویش است، این راه هرگز به ساحل آرامش و ثبات نخواهد رسید.

  • عبدالشکور اخلاقی

0 پیام برای این مطلب ثبت شده