طالبان همچنان اهرم فشار اسلام‌‏آباد

موضوع صلح و گفت‏‌وگو با طالبان از سیاست‌های دنباله‏‌دار و جدی حکومت طی سیزده سال گذشته دانسته می‌شود. حکومت برای این که بتواند طالبان را به عنوان برادران ناراضی، راضی ساخته و در قدرت شریک ساخته و آنان سلاح را برزمین گذاشته و دست از مخالفت بردارند از هیچ‏گونه کوششی و هزینه‏‌گذاری دریغ نورزید. حتا گفته می‌شود مسایل و منافع ملی کلان کشور را به خاطر رضایت عده‏‌ای اندک اما ناراضی قربانی گردیده است. اما در نتیجه این تلاش‌ها و امیدواری‏‌های حکومت آنچه در دست مشاهده می‏شود تهی‏‌دستی و ناکامی است. جان کلام اینکه با در نظرداشت واقعیت جاری تلاش‏‏‌ها برای مذاکره با طالبان به منظور تأمین صلح و ثبات در کشور، نه از سوی دولت مؤثر بوده و نه مقام‏‌های طالبان در تصمیم‏‏‌گیری بر سر مسأله صلح در کشور، از خود رغبت و آزادی عمل نشان داده‏‏‌اند. حکومت همیشه ادعا کرده که زمینه گفت‏‌وگو را با گروه طالبان فراهم می‏کند و برای مردم وعده صلح و ثبات داده است. اما چنان که معلوم می‏‏شود طالبان پس از سقوط تا امروز بر سر قدرت سیاسی با دولت کنونی به توافق نرسیده و هیچ‏‌گونه انعطافی از خود نشان نداده است. اما به راستی چنین است؟ چرا حکومت موفق نگردید که با همه کوشش‏‌های خود طالبان را حتا برای یک روز هم وادار سازد که دست از کشتار مردم بی دفاع بردارند؟ ریشه ناکامی روند صلح در کجاست؟

در پاسخ به چنین پرسش‏‌هایی دلایل و علل گوناگونی مطرح می‏باشد. برخی از آگاهان سیاسی ریشه این ناکامی را در نبود یک طرح مدون و ملی می‏‌دانند. این آگاهان سیاسی می‏‌گویند که حکومت همواره تلاش کرده است از طریق افراد و اشخاص وابسته به طالبان وارد گفت‏‌وگو شود، نه از طریق یک برنامه‏‌ی منظم و اساسی. این موضوع سبب گردید که دست‏ه‌ای پنهان و نامعلوم و چه بسا معامله‏‌گر در موضوع دخالت نموده و موجب سوء استفاده گردد یا اینکه برخی از سازمان‏‌های استخباراتی همسایه زمینه‏‌های گفت‏‌وگو با طالبان در خصوص صلح را خنثی کنند.

اما در این میان دیدگاه دیگری نیز مطرح می‏‌باشد که یکی از عوامل اساسی در ناکامی روند صلح دخالت حکومت و سازمان‏‌های استخباراتی منطقه است. چنانچه در این باره رئیس‏‌جمهور نیز قبلاً در مقابل نمایندگان جرگه بزرگ به صراحت بیان داشت که صلح افغانستان اول در دست امریکا و بعد در دست پاکستان است. این موضوع نشان می‏دهد که پاکستان با تمام قدرت در ناامنی‏‌های کشور دست دارد. هرچند مقام‏‌های پاکستانی همواره از هرگونه مداخله در امور افغانستان انکار ورزیده و خود را یکی از قربانیان هراس‏‌افکنی و طرفداران جدی تحقق صلح در منطقه و افغانستان قلمداد کرده‌‏اند. اما واقعیت آن است که شواهد کافی مبنی بر دست داشتن پاکستانی‏‌ها در امور افغانستان و دامن زدن به ناامنی‏‌های آن وجود دارد. چنانچه هفته‏‌ی گذشته در گزارش‌ها آمده بود که مسئول نظامی شورای کویته از سوی آی‏اس‏آی پاکستان تحت نظارت قرار گرفته است. با استناد به این گزارش مقام‏‌ها در امنیت ملی کشور گفته‏‌اند که مولوی عبدالقیوم ذاکر، فرمانده نظامی شورای کویته از سوی سازمان استخبارات نظامی پاکستان از کار برکنار شده است. به گفته این منبع که نخواسته نامش فاش گردد، سازمان استخبارات پاکستان و طالبان پاکستانی در نشستی که در هفته‏‌ی گذشته با مولوی اختر محمد منصور، معاون دوم شورای رهبری طالبان افغانی در کویته داشته این تصمیم را گرفته است. گفته می‏شود این تصمیم به علت ناکامی مولوی عبدالقیوم ذاکر، مسئول نظامی شورای کویته در برهم زدن امنیت انتخابات شانزده حمل، گرفته شده است. بنابراین، چنین گزارش‏‌ها و دیگر شواهدی که بارها از سوی مقام‏‌های رسمی و امنیتی کشور ارائه شده است حاکی از آنست که پاکستان بر طالبان کاملا تسلط داشته و طالبان به عنوان نیروهای وابسته فاقد اراده‏‌ی لازم برای تصمیم‏‌گیری راجع به صلح و جنگ می‏‌باشند. بنابراین می‏‌طلبد که افغانستان با درنظرداشت این واقعیت‏‌های سیاسی، صلح و گفت‏‌وگو با مخالفین را تنظیم و دنبال نماید.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده