طنز تلخ انتخابات

سازمان دادن تقلب‌های گسترده و دم زدن از قانون، بازی با آرای مردم با سناریوی پر هزینهای تحت نام «بازشماری و ابطال آرا»، تأخیر و تعلل در اعلام نتیجهی واقعی انتخابات و متهم کردن جریان شفافیتطلبی به بهانهجویی و گروگانگیری و طنزهای تلخ سیاسی اند که سرنوشت ملتی را تباه نموده و دموکراسی را شرمنده میسازد.

وقتی نظارهگر این وضعیت بوده و کمال بیشرمی و بی قانونی را در پرتو یک روندی دموکراتیک شاهد هستید و تبانیهای بزرگی را نیز همدست و همداستان با آن میبینید، تنها زهرخند است که پاسخگوی احساسات دموکراسی خواهانهی شما میباشد.

تمامی این موارد به صورت مطلق به کارنامهی یک تیم برگشته و متأسفانه مشاهده میشود که دست برخی از دموکراسیخواهان دنیا نیز با این جریان در یک کاسه شده و به این گونه ثابت میسازند که «دموکراسی واقعی» مربوط به کتابها بوده و از سطح مفاهیم سیاسی در نظریهی دانشمندان فراتر نرفته است. گاهی نیز اگر این مفاهیم به صورت واقعی و دقیق آن تحقق یافته باشد، مختص کشورهایی است که در اقلیم « از ما بهتران» قرار دارد. فراتر از آن اقلیم، تنها ملتی خواهد توانست این مفاهیم را در سرزمین شان پیاده سازد که سیاست‌مداران متعهد، میهندوست و مردم آگاه داشته باشند و ملتهای خارج از این قاعده باید همچنان در چنگ بازیهای سخیف سیاسی و نمایشهای کثیف دموکراتیک باقی بمانند.

حقیقت این است که کشورهاییکه به نحوی در بند سیاستهای استفادهجویانهقرار گرفته و از سوی جریانهای تمامیتخواه به بند کشیده میشود، هرگز به دموکراسی واقعی دست نخواهند یافت. مصداق واقعی این مطلب در تحولات خاورمیانهو در کشورهایی مثل مصر و سایر موارد آن دیده شد که چگونه جریانهای اقتدارگرا توانستند با ترفندهای مختلف، تیمهای طرفدار مردم را به زیر کشیده و کودتای نظامی‏‌شان را، پیکار برای دموکراسی قلمداد نمایند. افغانستان نیز یکی از همان موارد است که زمینههای داخلی و پتانسیلهای سیاسی موجود در ذهن و ضمیر برخی از جریانهای سیاسی، امکان هرنوع بازی دموکراتیک را به شکل ناروای آن میسر میسازد. چه بازی بدتر از آن که میکانیزمهای فراقانونی به عنوان اصول قانونی قملداد شده و هرگونه حقخواهی، خواستهی فراقانونی شمرده شود!

روشن است که این بازی با بسترسازی سیاسی از سوی تیم تحول و تداوم صورت گرفت و جریان حقطلبانه و شفافیتخواه اصلاحات و همگرایی، طعمه و قربانی این طنز تلخ سیاسی قرار گرفت. در این میان، به نظر میرسد یگانه عنصر ارزشمندی را که تیم اصلاحات و همگرایی از دست داد، عنصر زمان بود. زیرا این تیم نباید نتیجهی دور اول انتخابات ریاست جمهوری را با تقلبهای موجود آن مورد پذیرش قرار داده و تن به سناریویی میداد که در پرتو آن انتخابات را به دور دوم برده و بازی بزرگ و پر هزینهی دیگری را رقم زدند. تسلیم شدن در برابر این سناریوی سیاسی به منظور اینکه مبادا آرامش اجتماعی و امنیت عمومی، قربانی تمامیتخواهیهای جریان تقلب گردد و شاید دور دوم بستر شفاف تبارز آرای مردم گردد، زمینه را برای یک بازی خطرناک فراهم کرد.

اکنون اما برهمگان روشن است که راهی برای اعادهی حیثیت انتخابات باقی نمانده و نمیتوان ارزشهای دموکراتیک را به نمایشی تزریق کرد که تعفن تقلب آن، تمام دنیا را پر نموده است. لذا در یک روندسراسر جعل، تزویر و ترفندهای تقلبآمیز که نمایش روند ابطال آرا بر این دور باطل عمق بیشتری بخشید، چه ارزش دموکراتیکی باقی مانده است که بتوان در قالب آن، حکومت مردمسالار را بنا نهاده و بر محوریت آرای مردم تأکید کرد؟!

در چنین وضعی، تنها راه رضایت افکارعمومی این است که به چهارچوب سیاسی ایجاد حکومت فراگیر تن در داده و توان ملی را در نمایندگی نخبگان سیاسی تمام اقشار، اقوام و حلقههای سیاسی جستجو نمود. بدون تردید هر راهی که ورای این راهکار بوده و نتواند قناعت حلقههای سیاسی متعلق به اقشار کثیری از مردم را فراهم نماید، منجر به ایجاد اغتشاشهای دامنهدار و گستردهای خواهد شد که هیچ گریزی از آن نبوده و عبور از آن به معنای دیکتاتوری تمام عیار میباشد. اجازه دادن به چنین دیکتاتوری در شرایط کنونی و برههی حاضر به هیچ وجه ممکن نبوده و در صورت تحقق آن نیز بهای سنگینی خواهد داشت که تقصیر اصلی آن را سناریوسازان تقلب و تزویر به عهده دارند. از سوییهم تسلیم شدن به این وضعیت، آسیب بزرگی جریان دموکراسیسازی در کشور و مردمسالاری واقعی در این اقلیم استبدادزده وارد خواهد شد. لذا رفتن به چنین سمت و سویی، نه تنها به معنای شکست دموکراسی در میان یک ملت است، بل از بین رفتن اهداف بزرگ و بلند جامعه جهانی را نیز در بر خواهد گرفت؛ چیزیکه همواره در سیاستهای اعلانی آنان شعار داده شده و از آن سخن گفته شده است. به این ترتیب، باید برای آوردن آرامش عمومی به کشور تن به راهکار سیاسی داد تا با آگاهی عمومی و تعهد سیاسی که در آینده حاصل خواهد شد، بتوان تقدیر خویش را به دست گرفته و سروری و سالاری را از مجرای دموکراتیک آن نصیب مردم ساخت.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده