استقبال از بهار با شهری که بهاری نمی‏شود

 

بار دیگر فصل سبزینه‌پوشی از راه می‏رسد و باد بهار از حنجره‏ی نوروز با صدای اعتدال‌آمیزی نفس باد صبا را با بوی مشک آمیخته و عالمی را که در حسرت بازگشت جوانی‌اش به سر می‏برد، با انبان پر پذیرایی خواهد کرد.

بهار در راه رسیدن است و شهرهای آریایی آماده‏ی برگزاری رسوم و آیین آریای کهن می‏شوند تا همانند سال‏های پار و پیرار، فرسودگی زمستان را از تن به در نموده و عالم سال‏خورده را به استقبال چیدن سفره‏ی هفت‌سین و هفت‌میوه ببرد تا دیگرباره احساس جوانی و شادابی نماید.

بهار دیگری در راه است و چشمان همگان به سوسوی نسیمی نشسته که از شمال جنده‏ی سخی در مزارشریف و کابل برخاسته و صدای تکبیر شرکت‌کنندگان را بر آسمان بلند خواهد کرد؛ صدایی که تا بخارا نیز طنین‌انداز شده و به گوش آن ترک شیرازی نیز می‏رسد. تُرکی که بهار را دل‌انگیزتر نموده و کام یار را از دیدن چهره‏ی بهارآرای او شیرین خواهد کرد چه اینکه به قول شاعر:

گل بی‌رخ یار خوش نباشد،

بی‌باده بهار خوش نباشد.

از سویی هم شب‏های کابل منتظر شنیدن نغمه‏های “سمنک” است و دختران جوان و نوجوان کابلی نیز لب تر نموده اند تا بار دیگر شب‌زنده‌داری را بر خواب غفلت ترجیح داده با افتخار تمام این سخن را بر زبان جاری سازند که “دیگران درخواب ما کفچه زنیم.”

با این حال و در شرایطی که کشورها و شهرهای دیگر آریانشین برنامه‏های غبارروبی از شهرها و آب زدن جاده‏های‌شان را جزیی از برنامه‏های شهرداری‏های‌شان قرار داده و بر حشر عمومی و مردم همت گماشته اند، پایتخت کشور ما همچنان با حالت خاک‏آلود و غبارآگین قرار دارد.

اما لب‏های آسمانی که به استقبال نوروز می‏روند به ما پوزخند زده و  فضای بهاری نیز، نفس سخاوت‌بخش و طراوت‌آفرین خویش را از ما دریغ نکرده و بارش متداوم باران در روزهای آخر زمستان، از گام‏های سبز بهار استقبال خوبی می‏کند. بدون شک، آهنگ دلکش بارش باران به شهرنشینان و شهردارمان هشدار می‏دهد که هرکدام از شما نیز باید همچون قطره‏های باران در شستشوی شهر و محل زندگی‌تان یاری نموده و حداقل نقطه‏ای را پاکسازی نمایید.

اما روشن نیست که این آهنگ هشدارآمیز چقدر به گوش شهروندان پایتخت‌نشین رفته باشد و یا هم گوش مسوولان حکومتی را پر نموده باشد. اما آنچه واضح بود به خوبی گوش شهردار و سایر مسوولان را پر نتوانسته و آنان را بار دیگر به تحرک لازم و تلاش بایسته وادار نکرده است. زیرا گلدان‏های میان جاده‏ای شهر کابل که در اوایل ماه حوت برای سبزی‏کاشتن توسط تیم سبزپوش شهرداری آماده می‏شد در بسا نقاط، بار دیگر بساط فروش نهال‌داران و نهال‌فروشان شده و منتظر سبز شدن می‏باشند.

با این وصف، برماست تا تکانی به خویشتن داده و شهر خویش را به شکلی که شایسته‏ی بهار است آراسته سازیم. آمدن بهار در شهر کابل و بلند شدن نغمه‏های بهاری از خانه‏های کابلیان از شهردار و مسوولان شهرسازی می‏خواهد تا دیگر بار ساکنان آن در روز نوروز برای رفتن به محل سبز یا محیطی که بتوان در آن نفس آرام کشید دچار مشکل نباشند. چرا که سال‏های گذشته وقتی به هر گوشه‏ای از طبیعت کابل پناه می‏بردی، به خوبی کمبود اماکن سبز و تفریحی احساس می‏شد و در نقطه‏های محدود تفریحی جای سوزن انداختن نیز نبود چه رسد به تفریح سالم و نفس کشیدن آرامش‌بخش.

پس جا دارد تا با شنیدن آهنگ اعتدال بهاری تکانی بر خویشتن داده و صدای موسیقی نوروز از دل آسیای میانه تا بستر بزرگ‏ترین دموکراسی دنیا (هندوستان) با آواز “هولی” ما را نیز به طرب آورده و احساس مسوولیت بهاری را در ما زنده سازد.

بی‌تردید، هرگاه چنین احساسی در ما احیا نشده و حرکتی بر مبنای بهارینه‌ساختن محیط خویش در خود ایجاد ننماییم، این بیت شامل حال‌مان خواهد شد که «ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار» و کام‌نگرفته، بهار را پشت سر خواهیم گذاشت.

در آن صورت است که کام نرگس به جای اینکه نگران نگریستن به چشم شقایق باشد، به حال ما افسوس خورده و باران آسمانی اشک‏های حسرتی تلقی خواهند شد که برحال ما و شهر ما خواهند گریست و متأثر خواهند شد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده