عملیات مشترک پس از سیزده سال!

ماه دسمبر سال جاری،‌تصویر خوبی برای پاکستان نداشت و این نمای دردناک، دل هزاران انسان در سرتاسر دنیا را که اندک احساسی از انسانیت داشتند، به تپش و لرزش واداشت. کودکان بیگناه مکتبیکه به امید رقم زدن آیندهی بهتر پا به صنف گذاشته بودند، بی‏خبر از اینکه هراس‏‌افکنان به هیچکسی رحم نمیکنند، صبح آن روز را مثل همیشه به درس و مشق خویش پرداختند. اما چه کسی میدانست که مشق آن روزشان با رنگ سرخ خون درهم میآمیزد و بیش از صد نفر از همصنفیهای شان در یک آتشباری غیرانسانی برای همیشه با مشق و درس خداحافظی خواهند کرد.

به رگبار بستن کودکان پاکستانی خشم مسئولان حکومتی و جنرالان ارتش این کشور را چنان برانگیخت که تصمیم گرفتند تا جلو زهرپراکنی مار درون آستین‏‌شان را گرفته و فردای همان روز هیئت بلندپایه‎‎ی نظامی را به کابل گسیل نمایند. توافق روی عملیات هماهنگ در مناطق مرزی مشترک هر دو کشور، مطلبی بود که اخبار آن به صورت رسمی در رسانهها بازتاب یافت، ولی گمانههای جدی وجود داشت که نشان میداد انگشت اتهام پاکستان به سمت دولت کابل دراز شده و از طرحریزی حمله بر مکتبی در پشاور از خاک افغانستان،‌توسط مولوی فضلالله سخن گفته شده است.

این مساله باعث شد تا پس از سیزده سال وحشتآفرینی این گروهها از داخل خاک پاکستان، دو جانب کابل و اسلام‏‌آباد عملیات مشترکی را در دو سوی مرز علیه مخالفان مسلح انجام دهند تا شاید دو کشور برای همیشه از این ویروسی که پاکستان آن را ساخته و پرداخته است، نجات پیدا کنند. اما اصل سخن در این است که آیا اینبار دولت پاکستان تصمیم قاطع دارد تا از شیوع بیشتر این ویروس در افغانستان و منطقه جلوگیری نموده و مانع انتقال آن در بدنههای کشور خویش شود یا اینکه بار دیگر به تمثیل ریختن اشک تمساح پرداخته و در صدد است تا افکار عمومی پاکستان و جهان را فریب دهد؟

هرگاه پاسخ این پرسش را در اقدامهای شتابزدهی مقام‏‌های اسلام‏‌آباد جستجو کنیم، درخواهیم یافت که ریختن خون کودکان معصوم پاکستانی، حاکمان این کشور را به تحرک قاطعتری علیه هراس‏‌افکنی واداشته و به پیامدهای شوم هراس‏‌افکنی‏‌پروری پی برده‏‌اند. بناً امیدواریها برای اینکه این حرکت بتواند فرجام مطلوبی در خصوص مبارزه با هراس‏‌افکنی و خشکانیدن ریشههای آن داشته باشد، زیاد است.

اما این سوی مرز وضعیت به گونهی دیگری است؛ در افغانستان متأسفانه، عزم جدی،‌هماهنگی مناسب و امکانات کافی وجود ندارد. گویا در نظر برخی از دولت‌مردانیکه لازم است که منحیث اشخاص مسئول در برابر خون ملت پاسخگو باشند‌، خون این ملت، سرخ نیست و شهروندان کشور شایستهی حراست از حیات و حیثیت شان نمیباشند. چرا که حکومت پاکستان در پاسخ به حملهی هراسافگنان به یک مرکز آموزشی،‌تاکنون 500 شورشی را در ردیف اعدام قرار داده است، ولی دولت افغانستان به جای اجرای اقدام‏‌های قاطع در برابر آنان، هنوز هم از ادبیات نرم در برابر هراس‏‌افکنان کار گرفته و در صدد رهایی عناصر خطرناک ایشان از زندان گوانتانامو است!

اگر این دایگی مهربانتر از مادر دولت کابل را با سیاست پیشین پاکستان مورد مقایسه قرار داده و تاکتیک جانب سوم را که ایالات متحده امریکا میباشد نیز در این تحلیل دخیل بدانیم، درخواهیم یافت که هرچند جنرال راحیل و جنرال کریمی، مسئولان ستاد مشترک ارتش پاکستان و افغانسان در حضور فرمانده عمومی ناتو،‌جنرال کمپل بر مبارزهی مشترک تعهد کردند تا عملیات مشترک در دو سوی مرز انجام دهند، ولی منویات برخی از سیاست‌مداران سه جانب قضیه، بازتاب دهندهی مشکلاتی در این خصوص میباشد. زیرا در هفتهی گذشته، ایالات متحده امریکا نیز اعلام کرد که ممکن است پس از سال 2014 اعضای گروه طالبان از سوی این کشور تحت تعقیب قرار نگیرد. جان کربی، سخنگوی وزارت دفاع ایالات متحده امریکا (پنتاگون)‌با اعلام این مطلب افزود که هرگاه این عناصر تهدیدی علیه منافع امریکا به حساب نیایند، مصداق مبارزه با هراس‏‌افکنی قرار نخواهند گرفت.

این در حالی است که گروه طالبان در این اواخر تهدیدهای زیادتری را متوجه افغانستان، اعم از مردم، نهادهای خارجی و داخلی و حتی مجامع مدنی و رسانهای کشور نموده و به صراحت اعلام کرده‏‌اند که حتی نهادهای مدنی و رسانهای را نیز مورد هدف حملات خویش قرار خواهند داد.

این سیاست مخالفان مسلح دولت افغانستان بدان معناست که آنان در صدد تضعیف بنیادهای دموکراسی و ارزشهای مدنی در افغانستان اند؛ چیزیکه ثمرهی حضور و تلاش کشورهای غربی و اعضای سازمان ناتو بوده و سیزده سال حضور و صدها میلیون دالر آنان برای نهادینه ساختن این ارزشها صرف شده است. بنابراین هرگاه این مبانی و ارزشها از سوی مخالفان مسلح مورد هدف قرار گرفته و آسیب ببینند، در واقع منافع ایالات متحده امریکا و ناتو نیز مورد هدف قرار گرفته و قربانی خواهد شد.

در همین حال، هفتهی گذشته جنرال مرادعلی مراد، قومندان عمومی نیروهای زمینی اردوی ملی کشور اعلام کرد که نیروهای اردو مورد حمایت هوایی ناتو و پشتیبانی قوای بینالمللی قرار نمیگیرند. وی از شورای ملی خواست تا از راههای قانونی و با استفاده از مفاد پیمان امنیتی امضا شده میان افغانستان، ناتو و امریکا فشار وارد کنند که حمایت جدی و اساسیتری از نیروهای امنیتی افغانستان نموده و نبرد علیه هراس‏‌افکنی و تهدیدهای موجود را تقویت نمایند.

با این وجود، هرگاه صداقت، تعهد و اطمینان سه جانبه برای ایجاد محور مشترک مبارزه با هراس‏‌افکنی حاصل نگردد، امکان اجرای عملیات مشترک و در عین حال موثر علیه این پدیده در افغانستان و پاکستان ممکن نبوده و موثر واقع نخواهد شد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده