عوامل افزایش حملات هراس‏افکنانه چیست؟

در روزهای اخیر پایتخت کشور، کابل، شاهد حملات مرگ‌باری بوده است. در این رویدادهای خونین جان ده‌ها تن از هم‌وطنان ما گرفته شدند. هرچند در برخی موارد هدف‌های دولتی از سوی هراس‏‌افکن‌ها انتخاب شده بودند؛ به‌‏ویژه مراکز دادگاه عالی کشور، اما متاسفانه در عمل، این مردم عادی بودند که تاوان و بهای سنگین چنین عملیات‌های هراس‌‏افکنی را پرداخت می‌کردند.

رویدادهای خونین اخیر در کشور و به‏‌ویژه در کابل از جهت‌های گوناگون قابل ارزیابی و نگرانی است. زیرا این رویدادهای خونین در شرایطی به وقوع می پیوندند که از یک سو تامین امنیت کشور به صورت کامل به نیروهای داخلی کشور واگذار شده، از جانب دیگر نیروهای امنیتی داخلی نیز آمادگی خود را برای تامین امنیت همه‏‌جانبه هم‌وطنان و سرکوب مخالفین اعلام داشته‏‌اند و همچنین حکومت جدید نیز هرچند پس از ماه‌ها تاخیر، سرانجام با تکمیل نسبی کابینه، کار و فعالیت رسمی خود را عملاً آغاز نموده است. نکته‏‌ی دیگر و مهم این که حکومت جدید تلاش دارد که توان و کفایت خود را برای اداره کشور و استقرار ثبات و امنیت به نمایش بگذارد. جدای از داوری در مورد چگونگی این اراده، حکومت و سیاست‌های آن، این مسئله بر چگونگی وقوع رویدادهای اخیر به صورت جدی اثر گذار بوده است.

درست در نقطه‏‌ی مقابل، مخالفین حکومت و همین ‌طور حامیان بیرونی آنان نیز در پندارها و تصورات خویش موارد یادشده را به شدت دنبال نموده‏‌اند. آنان به خوبی دریافته‏‌اند که تحقق درست هریک از موارد یادشده، افغانستان را به سوی ثبات و استقرار پیش خواهد برد. استقرار ثبات و امنیت در افغانستان در واقع به منزله قطع‌دست‌های مداخله‏‌گر آنان محسوب می‌گردد و همچنین گرفتن فضا و زمینه جولان دادن آنان برای حفظ یا گسترش منافع منطقه‏‌ای شان می‌باشد. از طرف دیگر مخالفان نیز تلاش دارند که نه تنها زنده ماندن و بقای خود را در چنین شرایطی به نمایش بگذارند بل سعی دارند با گسترش و تشدید فعالیت‌های خود و حتا خشن‏‌تر ساختن عملیات‌های هراس‏‌افکنی خود نوعی اثر روانی بر حکومت و جامعه تحمیل نمایند. آنان بدین خاطر سعی دارند که تمام توان خود را به کار اندازند که یا در میدان کارزار نظامی و هراس‏‌افکنی اهداف خود را به دست آورند یا از آن دست‏‌مایه‏‌ای بسازند برای گفت‏‌وگوهای احتمالی صلح. همچنین دست‏‌مایه‏‌ای بسازند برای امیدوارساختن حامیان بیرونی‏‌شان برای ادامه حمایت از آنان.

بنابراین تداوم حملات انتحاری و هراس‏‌افکنی در روزهای اخیر در کشور و به‏‌ویژه در کابل، پایتخت از جهات گوناگون گزینش گردیده و دارای اهمیت است. همانطور که اشاره گردید متاسفانه تاوان سنگین چنین حملاتی را بیشتر مردم غیرنظامی و عادی می‌پردازند. از طرف دیگر نباید پرده‏‌پوشی نمود که از لحاظ روانی نیز جامعه و حتا بخش‌هایی از دولت به شدت تحت تاثیر این شرایط قرار گرفته‏‌اند.

نکته‏‌ی مهم دیگری که باید افزود این است که وقوع چنین رویدادهایی در کابل و تمرکز حملات هراس‏‌افکنی در پایتخت بیش از هرجایی دیگر می‏تواند مخالفان و حامیان بیرون مرزی این گروه‌ها را به هدف و نیات شوم‏‌شان نزدیک سازد. به طور مثال حمله بر یک مهمانخانه در کابل به قصد کشتن سفیر هند و برنامه‏‌ریزی دقیقی که در این رابطه صورت گرفته بود نشان داد که حامیان طالبان تا کدام مرحله در کشور نفوذ نموده و میدان برای مانور دادن‏‌شان باز است. حمله بر کارمندان دادگاه عالی کشور نشانه‏‌ای دیگر از برنامه‏‌ی حساب‏‌شده مخالفان برای اثبات وجود در کشور و اثرگذاری روانی بر حکومت و جامعه است.

به هر روی آنچه مایه‏‌ی نگرانی بوده و در شرایط کنونی ذهن و روان جامعه را به خود مشغول داشته است این است که‏ آیا حکومت و نیروهای امنیتی در این راستان کدام برنامه‏‌ای دارند یا خیر؟ این حملات هراس‏‌افکنی تا کجا و چه زمانی ادامه خواهند یافت؟ در کدام نقطه حکومت و نیروهای امنیتی موفق خواهند شد که جلو چنین حملات هراس‏‌افکنی را بگیرند؟

متاسفانه باید گفت کارکرد حکومت جدید تاکنون نشان داده است که از برنامه‏‌ی مشخص ودقیقی برای تامین امنیت برخوردار نیست. هرچند مقام‌های امنیتی و بلندپایه کشور بارها بر مسئله تامین امنیت و مقابله جدی با مخالفان سخن گفته‏‌اند، اما پوشیده نیست که ‏این اظهار نظرها در عرصه‏‌ی عمل چندان تحقق نیافته است و نوعی دودلی و تردید را در کارکردهای آن‌ها نشان می‌دهد. به تعبیر دیگر در شرایط کنونی حکومت به طور کل نسبت به برخورد با مخالفان مسلح و پیشگیری از عملیات‌های هراس‏‌افکنی دیدگاه و برنامه منسجم و توافق‏‌شده روی دست ندارد. اختلاف‌های سیاسی رهبران حکومت متاسفانه نه تنها بر وضع اداره حکومت بل بر چگونگی تامین امنیت و مقابله با مخالفان نیز اثر منفی برجای گذارده است. اگر این روش و وضع نگران‏‌کننده ادامه یابد نسبت به وضع امنیتی کشور در آینده نگرانی‌های جدی‏‌تری مطرح می‏گردد. انتظار برده می‌شود رهبران حکومت با در نظرداشت وخیم بودن اوضاع سیاسی و امنیتی هرچه زودتر زنگ‌های خطر را شنیده و آن را جدی بگیرند. آنان نباید اجازه دهند که شرایط کنونی و آینده‏‌ی جامع، قربانی رقابت‌ها و اختلاف‌های سیاسی و جناحی آنان گردد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده