غدیر خامه‏‌ی عشق

سال دهم هجرت فرا رسیده بود. پیامبر تصمیم داشت تا به حج بیت الله برود. قاصدانی را به هر سوی گسیل داشت. امر مهمی در کار بود و می‏خواست به تمام مناطق دور و نزدیک خبر دهد که جمع گردند. آخرین حج پیامبر بود. هر کس که استطاعت مالی و توانایی داشت بر او لازم شد تا در این سفر، پیامبر خدا را همراهی کندalt.

این نخستین باری بود که پیامبر تصمیم گرفت تا به امر خدا مناسک حج را به همراه گروه بزرگی از مسلمانان به انجام رساند.

جمعیت زیادی گرد آمدند. این سفر را پیامبر اسلام با پای پیاده به همراه اهل بیت و انصار و مهاجرین کثیری آغاز کرد. مناسک حج به گفته مورخان با یک صد و بیست هزار نفر از مناطق دور و نزدیک به انجام رسید. حتا علی ابن ابی‏طالب؛ دامادش که به امر پیامبر برای تبلیغ اسلام به یمن فرستاده شده بود با شنیدن خبر آخرین حج پیامبر خود را با جمعی از یمن به این مراسم رسانده بود.

پس از مناسک حج در راه باز گشت به مدینه در محلی به نام غدیرخم دستور توقف از جانب پیامبر صادر گشت. غدیر خم محلی بود که به دلیل برکه و آبگیر و درختان نه چندان زیاد اما کهن‌سالی که داشت محل توقف کاروان‏ها بود. پیامبر توقف کرد ومنتظر ماند تا همگان در نزدیک‏ترین فاصله برای شنیدن صدا و سخنان پیامبر بزرگ جمع گردند.

روز مهمی بود و دستور مهمی هم باید به مردم داده می‏شد؛ مردم باید این سخنان را با دقت و هوشیاری زیادی می‏‌شنیدند زیرا آخرین حج پیامبر بود و بی‏شک امر مهمی را در خود نهفته داشت.

جبرئیل بر پیامبر فرود آمد و آیه یا ایها الرسول بلغ ……..را بر پیامبر وحی کرد. روز تکمیل دین خدا بود. روزی که غدیر خم آبگیری ناشناخته، اینک با این اجتماع عظیم و ملکوتی و حضور آخرین پیامبر خدا به تاریخی عظیم‏تر و باشکوه‌‏تر تبدیل می‏گشت و سرنوشت زمان بعد از پیامبر با آیات شریفه‏ واضح گشت و سرنوشت زعامت، ولایت و رهبری امت اسلام تعیین گردید.

غدیر آغاز یافت تا تاریخ به سمتی ادامه یابد که خدا آن را تعیین کرده بود.غدیر آغاز عشقی جاویدان است که علی به پیامبر خدا داشت و تا آخرین نفس در خدمت اسلام و دین خدا قرار گرفته بود. علی سرسلسله ولایت ولی گردید تا هدایت قوم را به عهده بگیرد.

پیامبر دستان علی را محکم در دست گرفت و آن‏ها را به بالای سر به سمت آسمان بلند کرد. دستان محمد و علی تنیده درهم نقش دوستی و ولایت یافت. انوار خورشید سوزان صحرا در حرارت سخنان شیوا و شیرین محمد از یادها رفت. درحلاوت سخنان پیامبر همگان تکان خوردند زیرا بوی رحلت به مشام می‏رسید وهم شمیم بشارت زعامت کسی مانند علی بر دل‏ها راه یافته بود. همگان و شاید بیشتر از ده‏‌ها هزار نفر این سخنان پیامبر را با گوش‏‌های خود شنیدند که علی را دوست و ولی خود خطاب کرد.

غدیر برکه‏ای کوچک در دل صحرای سوزان شاهد بزرگ‏ترین واقعه‏‌ی تاریخ اسلام بود: تاریخی که فقط در قالب تاریخ نماند. برکه‏ی آبی که به عظمتی شگفت نایل آمد. محمد، علی را انتخاب کرد از آن رو که خدا علی را برای سروری و ولایت بر انسان‏ها برگزیده بود.

پیامبر علی را به امت معرفی کرد و او را سرور ساخت و تأکید کرد که هر کس او را امین می‏داند و بر نبوتش اذعان دارد و پیرو او است علی زین پس رهبر و مولا ی او است: “هر کس من مولای او هستم علی نیز مولای اوست”. آیا این تأکید بر ولایت علی نیست؟ ولایت علی آیا تنها به معنای دوستی است؟ علی در روزهای سخت در کنار پیامبر بود. در بستر او در هنگام خطر خفت تا جان پیامبر ایمن از هجوم دشمنان قسم خورده شود.

علی با رشادت‏‌های بی پایانش برای اسلام خود را به اثبات رسانده بود. با آن که در میان صحابی از سن و سال کمتری برخوردار بود اما دانش‏‌آموخته خانه نبوت بود و شاگرد پیامبر و تمام تعالیم و آموزه‏‌های دینی را مستقیم از خود پیامبر فرا می‏گرفت. محمد شهر علم بود وعلی دروازه‏ی آن شهر. چنانچه فرمود:«من شهر علم هستم و علی دروازه ی آن». آیا سزاوارتر و کامل‏تر از این حدیث می‏توان درباره علی ابن ابی‏طالب یافت؟

واقعه غدیرخم پاداش شایستگی‏‌های بی‏شایبه علی و فداکاری‏‌های او برای اسلام و پیامبربود.علی در صحنه‏‌های خطر خوش درخشید. در پرهیزگاری و عدالت سرآمد روزگاران بود و در خدمت اسلام و پیامبر قرار داشت.غدیر، خامه‏‌ی عشق خدا بود که بر علی جاری گشت!

0 پیام برای این مطلب ثبت شده