غزنی، زندگی در سایه‏‌ی مرگ

هفته‏‌ی گذشته تصویری از جسد یک جوان رعنا و رشید در رسانه‌‏های اجتماعی به نمایش درآمد که توسط طالبان از حومه‏‌ی شهر غزنی ربوده شده و پس از مدتی جسد خون‏آلود وی در نزدیک محل زندگی او انداخته شد.

جرم سیدعلی‏‌سینا از سوی طالبان که هنوز دانش‏‌آموز مکتب بود و علاقه و انگیزه‏‌ای به فعالیت‏‌های سیاسی و شاید جبهه‏‌گیری و جهت‏‌بندی‏‌های حزبی در فکرش هم خطور نمی‏کرد، همکاری با نیروهای امنیتی دولت اعلام شده است. هیچ‏کسی این گفته را باور نخواهد کرد که علی‏‌سینای نوجوان با وجود اینکه دانش‏‏‌آموز مکتب بود به صورت رسمی به این‏گونه فعالیت‏‌ها پرداخته باشد، باری اگر حرکتی هم کرده باشد، ممکن است در راستای یک رسالت ملی و اشباع احساس وطن‏‌دوستی وی بوده است که این خصلت در نهاد هر جوان میهن‏‌پرست افغان وجود دارد.

هرچند در کشوری‏ که کشتار و خونریزی، قتل و غارت، مرگ و نابودی جزیی از اخبار روزمره‏‌ی آن شده است، مشاهده‏‌ی این تصویر شاید خیلی از کاربران فیس‏بوک را تکان نداده باشد. زیرا حوادث فجیع و دلخراش دیگری نیز در همان آوان شنیده شد که حتی طعم شیرین خوشی‏‌های بی‏‌نظیر پیروزی تیم ملی فوتبال را نیز تا حدودی تحت‏‌الشعاع خویش قرار داد. رخدادهایی چون حمله بر کنسولگری ایالات متحده امریکا و کشته و زخمی شدن چندین انسان در آن، رفتن 27 کارگر مظلوم و بیچاره‏ از جمع معدنچیان در ولایت سمنگان به کام مرگی که سال‏ها است در این نقطه به صورت مکرر رخ می‏دهد وبا این حال، مرگ علی‏‌سینا و ترور وی از سوی طالبان در حواشی و حومه‏‌ی شهر غزنی، هراس را در میان شهروندان این شهر بیش‏تر ساخته است. کسانی ‏که کارمندان دولت، همکاران موسسه‏‌های خارجی و داخلی و کارگران اداره‏‌های مختلف بوده و هدفی جز امرار معاش و گذران زندگی ندارند، اکنون هر لحظه و هر ساعت انتظار چنین حوادثی را در زندگی خویش داشته و ترس از مرگ بر جان آنان مستولی شده است. هدف قرار دادن فردی که کار خدماتی آشپزی را در ریاست جنایی پولیس این ولایت انجام می‏داد، ثابت ساخت که گروه طالبان به دنبال بهانه‏‌ای اند تا چگونه خون مردم را بر زمین بریزند.

این رخدادها داوری‏‏‌هایی را نیز در میان مردم و رسانه‏‌های عمومی رقم زد که مخالفان مسلح و عقبه‏‌ها و حلقه‏‌های آن‏ها همواره به مرگ اندیشیده و کاری جز کشتن، هراس‏‌افگنی، ارعاب و ایجاد دغدغه و نگرانی در میان مردم ندارند. این سریال بی‏‌سرانجام و هراس‏‌آور مدت‏هاست که در نقاط مختلف کشور، از جمله شاهرا‏‏ه‏‌های عمومی و شهرهای جنوبی و جنوب غربی ادامه دارد. گفته می‏شود که برخی از این افراد وابسته به گرو‏ه‏‌هایی اند که ارتباط سیاسی با جناح‏‌های رسمی مخالفان مسلح نداشته و گروه‏‌های کوچکی را تشکیل داده اند که کار شان ترور، قتل، ارعاب، راه‌زنی و غارت مال و جان مردم است.

با این وجود، مسئولیت و رسالت نهادهای امنیتی این است تا به هر نحو ممکن از تحرکات این گروه‏‌ها جلوگیری نماید. زیرا بنا به ادعای مسئولان امنیتی، علاقه و انگیزه‏‌ی مردم برای همکاری با نیروهای امنیتی و مشارکت در تأمین امنیت در مناطق‏‌شان به شدت رو به افزایش است. این سخن را جنرال بسم‏‌الله محمدی؛ وزیر دفاع ملی به صراحت در مجلس نمایندگان اظهار داشته و افزود که گرفتن مسئولیت امنیت در ولایت‏‌ها تنها با همکاری مردم موفقیت‏‌آمیز خواهد بود. با این وجود، وقتی جان مردم در امان نباشد، و رخدادهایی شبیه قتل علی‏‌سینا در غزنی یا آتش زدن منازل مردم در شهرستان قیصار ولایت فاریاب رخ دهد، چگونه می‏توان انتظار همکاری و مشارکت مردم در تأمین امنیت را داشت. لذا اگر نیروها و نهادهای امنیتی انتظار دارند تا مردم همکارشان باشد، باید به هر نحو ممکن جلو هراس و نگرانی از مرگ توسط گروه‏‌های هراس‏‌افکن را در نقاط مختلف کشور بخصوص ولایت‏‌هایی چون غزنی، فاریاب، هلمند و… بگیرند. در غیر آن صورت، روند تأمین امنیت با مشارکت مردمی آسیب جدی و شدیدی خواهد دید.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده