غم مردم دایکندی،سرک های مرگ آفرین

روز شنبه 22 سرطان، یک عراده موتر فلانکوچ، حامل مسافرین تمران، در کوتل زردتاله، قریه پشتروق ولسوالی خدیر ولایت دایکندی به دره سقوط کرد. در نتیجه آن شش نفر کشته و چندین نفر دیگر هم زخمی شدند. سه نفر از کشته‌ها از جمله، محمد عیسی محمدی، طاهر مصباح و غلام حسین رحمانی از بر جستگان و فرهیختگان منطقه بودند. یک روز قبل از آن نیز سه نفر دیگر در همین ولسوالی باز به اثر واژگونی موتر کشته شدند. گفته می‌شود که از ابتدای سالی جاری تا کنون، بیش از پنجاه نفر در همین مسیر جانشان را از دست داده‌اند. علت این حوادث پیوست و دنباله دار، خرابی بیش از اندازه سرک بیان شده است. بسیاری از شاهدان عینی می‌گویند که در حقیقت سرکی در منطقه وجود ندارد و یک کوره راهی بیش نیست. در این مورد، هیچ برنامه‌ای ازی سوی نهادهای مسئول برای بهبود بخشیدن وضع سرک وجود ندارد؛ و نهادهای ناظر نیز در این مورد، کم‌ترین توجه نمی‌کند. اگر وضع به همین صورت ادامه پیدا کند، بدون تردید، افرادی بیشتری در این مسیر قربانی خواهد. دایکندی به لحاظ جغرافیای خود یکی از دورترین ولایت افغانستان محسوب می‌شود؛ و این و لایت تازه تأسیس به لحاظ تخصیص بودجه، و برنامه‌های توسعه‌ای و انکشاف در قعر جدول ولایات قرار می‌گیرد. چنین به نظر می‌رسد که گویا این منطقه به حال خود رها شده است، تا مردم به صورت آرام شاهد مرگی تدریجی خود باشند. گفتن از آب آشامد نی و صحی و بالا بودن سطح بهداشت در منطقه و پر کیفیت بودن امکانات این منطقه بسیار خنده دار است؛ اما آیا ساختن سرکه خامه، که می‌توان آن را با به کار گرفتن چند بلدوزر ایجاد کرد نیز این منطقه دریغ داشته می‌شود؟

بدون تردید مسئولین حکومتی و مقامات محلی در قبال این همه نا به سامانی مسئول هستند. نمایندگان مردم منطقه نیز از این اتهام مبرا نیستند. آنان، تنها موقع رای گرفتن به سراغ مردم می‌رود و عده‌های چنین و چنان می‌دهد، اما موقع که انتخاب پایان پذیرفت، از باز تاب دادن کم‌ترین درد و مشکلات مردم ابا می‌ورزند و بیشتر به فکری منافع و تجارت شخصی می‌باشند. افتضاح و بی کفایتی چنان در این منطقه به اوج رسیده است که بودجه ناچیز ولایت دایکندی، در سال گذشته که بیش از پانزده میلیون دالر نبود، به مصرف نرسید و مقداری آن به کابل بر گشت داده شد. پرسش این است که آیا در دایکندی هیچ کم بودی وجود ندارد؟ اگر جواب مثبت است چرا هزینه نشده است اگر جواب منفی است، پس این سرک‌های مرگ‌ آفرین چیست که هر روز قربانی می‌گیرد؟ آیا از بودجه بر گشت داده سال گذشته، نمی‌شد دو عراده بلدوزر یا چند گیری‌دور خیرداری می‌شد و سطح سرک مسطح می‌شد؟

این را نیز باید اضافه کرد مسیر دیگری دایکندی از جنوب است و فاصله منطقه تمران از قندهار در حدود 4 ساعت راه است. چندین سال است که این مسیر توسط طالبان مسدود است و طالبان بارها مسافرین بی‌گناه این مسیر را سر بریدند. برادر یکی از زخمی‌ها این حادثه، چند سال پیش در همین مسیر سربریده شد. حال، سوال مردم منطقه از حکومت این است که مسئولیت مسدود سرک‌ها و خرابی آن به عهده کی است؟ اگر حکومت در بر قراری امینت مسیر قندهار به دایکندی عاجز است که بی تردید چنین است، آیا از خریدن چند بلدوزر و گریدور هم عاجز است تا سطح سرک کابل به بامیان و دایکندی را هموار کند؟ آیا مردم مناطق مرکزی، جزء شهروندان افغانستان نیست؟ مناطق مرکزی از جمله بامیان و دایکندی جز پیکره افغانستان، نیست؟ سر انجام توسعه متوازن که در جای جای قانون اساسی بر آن تاکید شده است و همین طور شعار دولت مردان به چه معنا می‌تواند باشد؟

0 پیام برای این مطلب ثبت شده