غوغای پیمان امنیتی و بازی باسرنوشت مردم

روزهای بسیاری است که موضوع امضای پیمان امنیتی به عنوان داغ‏ترین بحث سیاسی و نیز مهم‏ترین چالش سیاست خارجی کشور برتمامی ابعاد زندگی مردم و حتا حکومت‏‌داری سایه انداخته است. این وضعیت درحالی جریان دارد که هرروز برابهام بودن آن افزوده شده و از آن به عنوان یک برگِ بازی (خوب یا بد) از سوی طرف‌های آن مورد استفاده قرارمی‌گیرد. چنانچه در روزهای اخیر سفرهای به‌هنگام و نابه‌هنگامِ مقام‌های کشورهای غربی به کشور و اظهارنظرهای مقام‌های خارجی و داخلی درباره آن افزایش یافته است. درهفته گذشته یکی ازمقام‌های ارشد ایالات متحده امریکا درباره امضای این پیمان امنیتی باحامدکرزی، رئیس جمهورکشور گفت که امریکا موافقتنامه امنیتی را با کرزی امضا نمی‌کند. روزنامه وال استریت ژورنال بانشر این مطلب به نقل از یک مقام بلندپایه امریکایی گزارش داد:«اگر حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان قصد ندارد بخشی از راه حل باشد ما مجبور خواهیم شد که راهی برای عبور از او پیدا کنیم

از سوی دیگر وزیر خارجه کشورپس ازدیدارو گفت‏‌وگو باوزیر خارجه آلمان که به کشورسفرنموده است اظهارداشت که این سند پیش از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری امضا می‌شوداما درهمین حال آقای کرزی در دیدار با همین وزیر خارجه هم‌چنان بر پیش‌شرط‌‏هایش برای امضای توافق‌نامه امنیتی با امریکا تأکید ورزیده است. از یک‌سوی وزیر خارجه کشور از تکمیل شدنِ روند گفت‌وگوها و نهایی شدنِ سند امنیتی خبر می‌دهد ولی از سوی دیگر آقای کرزی می‌گوید که این سند زمانی امضا می‌شود که امریکا به خواست‌های او تن در دهد.

جدای ازدرست بودن یا نبودن امضای چنین پیمانی با امریکا یا هرکشور دیگری– که خود بحثی جداگانه به شمارمی‏رود وبایستی اززوایای منافع ملی موردارزیابی قرارگیرد- آنچه اینک مهم به نظر می‌رسد وهدف اصلی نوشتار محسوب می‌گردد حاشیه‏‌های مهم تر از متن این قضیه و بازی است که به نام امضای پیمان امنیتی به راه افتاده و تمامی ابعاد زندگی مردم را تحت الشعاع خود قرارداده است.

جناب رئیس‏‌جمهور بیش از یک سال است که این برگِ بازی را دردست خود گرفته است. زمانی به وسیله این برگِ بازی خود را دوست و هم پیمان جدی خارجی‌ها جلوه می‌دهد، چنانچه درنخستین جرگه بزرگ مشورتی وی موضوع پیمان استراتژیک را بامهارت تمام به عنوان یک امتیازکلان و تامین کننده منافع افغانستان وامریکا مطرح نموده و خواهان پذیرش آن ازسوی اعضای جرگه بزرگ گردید. ناگفته نماند که با ترتیب دادن نشست جرگه بزرگ دومی درارتباط با امضای پیمان امنیتی نیز درآغاز روحیه طرفدارانه داشت. اما همین برگِ بازی درمرحله دیگر به عنوان ابزارمخالفت با امریکا و وسیله تظاهر به نمایش چهره ملی از خود و خارجی ستیزرئیس جمهور بدل می‌شود. حال آنکه وقتی عمق قضایای موضع گیری‌های سراسر متناقض و پریشان‏‌گونه رئیس‏‌جمهور شکافته شود هیچ منطق و دلیل قانع کننده مشاهده نمی‌شود. از سوی دیگر خارجی‌ها نیز به تبع منافع خود بازی ابهام‏‌آمیزی را دربرخورد با گربه رقصاندن جناب رئیس‏‌جمهور درپیش گرفته اند.

آنچه دراین میان کاملاً فراموش گردیده و به آن اهمیت داده نمی‌شود سرنوشت مردم و کشوراست. جناب رئیس‏‌جمهورفراموش نموده است که او برطبق قانون اساسی و براساس آراء مردم به عنوان رئیس‏‌جمهوراین کشوربرگزیده شده است تا ازمنافع و جان وعزت مردم دفاع و حفاظت نماید. او دربرابر تمام مسئولیت‌ها و وظایفی که به عنوان رئیس‌‏جمهور به دوش دارد باید پاسخگو بوده و خود را مسئول بداند. اونباید سرنوشت یک ملت را به خاطر حب و بغض‌های شخصی یا خانوادگی، قومی یا محلی به بازی بگیرد. رئیس‌‏جمهور باید تاکنون درک می‌نمود که خان بودن یک قبیله با رئیس‏‌جمهوربودن یک ملت تفاوت ماهوی دارد. یک خان قبیله شاید به خاطرمنافع شخصی و خانوادگی وبقای قدرت خویش سرنوشت قبیله را گروگان خودسازد، چون هیچ ملاک و معیاری فراتر ازدستورو خواست خان درقبیله وجود ندارد اما درکتله‏‌ی بزرگ و گستره‏ای به نام ملت، محورومعیارزندگی و نظم وتدبیراموربرمعیاری قرار دارد به نام «قانون». هرکس مبتنی براین میثاق مشترک مسئولیت می‌پذیرد و دربرابرآن پاسخگواست.

حال باید پرسید که جناب رئیس‌‏جمهوربر بنیاد کدام معیار حقوقی و قانونی این چنین سرنوشت ملت را به بازی گرفته است؟ دیدگاه‌ها ونظرهای برآمده از جرگه‌ها، نشست‌های داخلی و خارجی، مشورت‌های داخلی و خارجی، واقعیت شرایط داخلی وخارجی همه وهمه مخالف موضع‏‌گیری و روش کنونی رئیس‏‌جمهور می‌باشد. اگررئیس‏‌جمهورواقعاًدرک نموده که این پیمان به سودکشورنیست چرا ازروزهای نخست که بحث پیمان استراتژیک درمیان بود با آن مخالفت نورزید؟ اگر این پیمان اعتباروعزت مردم ما را زیر سوال می‌برد چرا پیشاپیش به مذاکره وتشکیل کمیته‌های ویژه درباره تدوین وبحث پیرامون مواد این پیمان با امریکایی‌ها تن در داده است؟ چرا این پیش‌‏شرط‌ها را درنخستین سخنرانی جرگه مشورتی با اعضای آن درمیان ننهاد؟ آیا رئیس‏‌جمهور روزی که در کاخ سفید از سوی کاخ‏‌نشینان آن به عنوان رئیس‏‌جمهور موفق مورد استقبال قرار می‌گرفت همین نگرانی‌ها و گلایه‏‌ها را از امریکایی‌ها و غربی‌ها در خاطر داشت؟ واقعیت امراین است که مواضع ولجاجت اخیررئیس‌‏جمهور در عرصه‏‌ی سیاست خارجی کشور هیچ مبنای حقوقی و قانونی وملی ندارد. آنچه اوامروزمی‌‏گوید وفردافراموش می‏کند فقط به این مسأله ارتباط می‌گیرد که وی هنوزموقف وجایگاه رئیس‏‌جمهوری یک ملت را با موقف وجایگاه یک خان قبیله درک ننموده است. شرایط مشوش کنونی که به خاطر این کشمکش‌های مبهم و بی‏سرانجام وبی هدف به وجودآمده است نه تنها سرنوشت مردم را درهاله‏‌ای ازنگرانی قرارداده است، بلکه به سود شخص رئیس‌‏جمهورهم نخواهد بود وحتا موقف او را به عنوان خان قبیله هم متزلزل وناپایدارخواهد ساخت. بنابر این آنچه رئیس‌‏جمهور در روزهای آخر حکومت خود برای مردم افغانستان احتمالاً به میراث خواهد گذاشت سوء تدبیر و عدم مسئولیت‏‌پذیری در برابر سرنوشت مردم است و بس.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده