غیبت رئیس‌‏جمهور و تاوان خون 21 شهید

پیکرهای پاک 21 شهید ارتش که در جایگاه دفاع از ناموس ملی جان‏‌نثاری کردند درحالی بر شانههای ملت افغانستان سنگینی میکرد که غیبت رئیس‌‏جمهور در مراسم تشییع این شهدا، دلهای داغدار و سینههای سوگوار مردم را زخمیتر ساخت.

انتظار مردم این بود که رئیس‏‌جمهور پس از لغو سفرش به سریلانکا به دلیل رخداد خونین کنر، در مراسم تشییع شهدا نیز حضور فعال داشته و واکنش قاطعی در برابر این عمل ددمنشانهی طالبان داشته باشد. اما سوگمندانه که رئیس‌‏جمهور به صدور اعلامیهی دو پهلویی که بازهم حاکی از سیاست مماشات و محافظهکارانهی وی بود، اکتفا نموده و دیپلوماسی التماس را در برابر حکومت پاکستان پیشکش نمود. دستور رئیس‌‏جمهور برای انجام تحقیق پیرامون این قضیه نیز پیرو فرمانهای پیشین وی شده و در سیاهچالهای کمیسیونسازی به نسیان سپرده خواهد شد. از سوی دیگر، وقتی گروه طالبان با صراحت تمام مسئولیت این حادثه را به عهده گرفته و نهادهای امنیتی نیز انگشت اتهام را به آدرسهای معینی نشانه گرفتند، لازم بود تا اقدامات دیپلوماتیک و تدبیرهای امنیتی برای پیگیری این قضیه روی دست گرفته شود.

با تأسف که نه دستگاه دیپلوماسی کشور عکسالعمل لازمی راجع به این قضیه در برابر کشورهای معین و دسیسهگر داشتند و نه هم نهادهای امنیتی پاسخی در برابر کمکاریهای شان ارائه کردند. زیرا گفته میشود حملهی بیش از صد هراس‏افکن به قرارگاه سربازان ارتش ملی با مقاومت شش ساعتهاین سربازان روبرو شده و پس از اتمام ابزار جنگی و دفاعی و استمداد بی‌‏پاسخ آنان از نیروهای حمایتی، قربانی این جنگ نابرابر شده اند. از جانب دیگر، امنیت ملی ادعا نمود که احتمال این حمله پانزده روز پیش به این قرارگاه اطلاع داده شده بود، ولی توجه جدی به آن صورت نگرفت.

تمام این ابهامات یک طرف قضیه است که باید روشن شوند، اما غیبت سنگین رئیس‌‏جمهور در این صحنهی حساس بیش‌تر از همه واکنش شدید و خشمآمیز مدنی و مردمی را در پی داشت. تجمع و راه‌پیمایی نهادهای مدنی در غرب کابل که منجر به راه‌پیمایی از سه‏راه علاءالدین تا ریاست پنج پارلمان شد، با تقدیم 21 گل به سربازان پولیس ملی ختم شد.

روشن کردن شمع در پارک شهرنو کابل، راه‌پیماییهای متعدد و گسترده در مناطق دیگر پایتخت و ابراز احساسات گسترده در شبکههای اجتماعی از جمله فیسبوک، همگی دو روی یک سکه را نمایان ساخت. روی اول آن ابراز انزجار از عوامل هراس‌‏افکن و حمله‏‌کنندگان بر قرارگاه کنر و سربازان ارتش بود و روی دیگر آن تقدیر از جانبازی شهدای ارتش و اعتراض بر عدم حضور رئیس‌جمهور در مراسم تشییع شهدا را به نمایش گذاشت. سر دادن شعارهایی چون «برادران ناراضی، نه شهیدند نه غازی» یا اینکه رئیس‌‏جمهور را مخاطب ساخته و اعلام میکردند که یا با مردم باشد یا با دشمنان، اوج نارضایتی مردم را از نهادی نشان داد که زعامت آن را آقای کرزی به عهده دارد. به‌‏خصوص اینکه تنها یک هفته پیش چرخبال ارتش ملی به دستور رئیس‏‌جمهوری، جنازهی مولوی عبدالرقیب، فرمانده مشهور طالبان را به تخار منتقل نموده و آقای کرزی او را «قربانی صلح» لقب داد. دادن این لقب به فرمانده طالب و عدم توجه به شهدای ارتش و پدرانی‌که حاضراند جگرگوشههای جوان‏شان را فدای کشور سازند، نشانههایی از یک نافرمانی عمومی را در میان مردم نسبت به ریاست‏‌جمهوری آشکار ساخت.

این درحالی است که گفته میشود رئیس‌‏جمهور در چنین وضع ناگوار کشوری، مراقب این مسأله بود تا با کسب رضایت سران قبیله مبنی بر توافق روی حمایت از یک کاندیدای مشخص ریاست‏‌جمهوری و نرم ساختن مخالفان مسلح یا همان برادران ناراضی‌‏اش، توان سیاسی خود را در دور آیندهی ریاست‏‌جمهوری افزون سازد.

روشن نیست که این حرکتهای نارسای رئیس‏‌جمهور مبتنی بر کدام ایدهی دیپلوماتیک بوده و برخاسته از کدام مشورت و مشیت سیاسی می‌باشد. اما آنچه روشن است اینکه تیم حاکم در راستای مماشات با دشمنان افغانستان سنگ تمام گذاشته و قیمت این کاستی را فرزندان صدیق این سرزمین با خون خویشتن پس میدهند.

با این وجود، یگانه چیزی ‌که مسلم است این مسأله می‌باشد که تاوان خون شهدای ارتش بر دوش حکومت کنونی تا قیامت باقی مانده و مسئول آن سیاستمدارانی اند که حاضرند خون آنان را به ناراضیان مخالفی که جز خونخواری پیشهای ندارند، ببخشند.

اما نباید از یاد برد که نتیجهی این سیاست، کاهش اعتماد مردم به حکومت کنونی و نظام سیاسی جاری از یکسو و سیستم سیاسی حاکم بر کشور در مجموع خواهد بود و این نقیصه، قربانی بزرگی است که سیاستمداران فعلی مسئول و مقصر آن بوده‌‏اند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده