فاجعه بغلان و ده سال مسئولیت گریزی حکومت!

  • علی احمدی

ده سال پیش در پانزدهم عقرب ١٣٨۶ مردم افغانستان یک فاجعه بسیار دردناک و جبران‌ناپذیر را تجربه کردند؛ فاجعه‌ی مدهش و هولناکى که تمام مردم افغانستان و به‌خصوص رهبران سیاسى، نخبگان قومى، روشنفکران، علما، دانشجویان و مراکز علمى و فرهنگى را به شدت متأثر و مغموم ساخت و کشور را در سوگ ملى نشاند.
در این حاثه‌ی جانکاه، سیدمصطفى کاظمى، سیاستمدار جوان، خردورز، پُرانگیزه و داراى جذبه و کاریزماى ملى که از هوش سرشار براى رهبرى مردم افغانستان به سوى افق‌هاى عقلانیت و تدبیر، تحمل و مدارا و پیشرفت و توسعه برخوردار بود، همراه با پنج تن از وکلاى نامدار مجلس نمایندگان و ده‌ها زن و مرد بیگناه و کودکان دانش‌آموز به شهادت رسیدند و ده‌ها تن دیگر معلول و مجروح گردیدند.

این حادثه، هم از لحاظ کمى و هم از لحاظ کیفى، یک تراژدى غمبار ملى بود؛ و اما از لحاظ کمى ، صدها نفر کشته و زخمى شدند و خانواده‌هاى آنان دچار رنج و عذاب دایمى گردیدند؛ کودکانى پدران و زنانى شوهران خود را از دست دادند و شمارى در اثر معلولیت دایمى، روند عادى زندگى‌شان دچار اختلال دایمى گردیده و به عسر و هرج همیشگى افتادند.
اما از لحاظ کیفى، اکثر کشته‌شدگان این حادثه، دانش‌آموزان و کودکان معصومى بودند که حتى در عالم تصورهم، یک لحظه با کسى خصومت‌ورزى نکرده بودند و غرق در تخیلات کودکانه خود بودند؛ پیرمردانى به شهادت رسیدند که قادر به تأمین هزینه زندگى زن و بچه خود نبودند و شب و روزشان در پى تدارک یک لقمه نان سپرى می‌گردید؛ و همچنین، شش تن از بهترین وکلاى مردم در مجلس نمایندگان به خصوص شخصیتى در این حادثه به شهادت رسید که از محبوبیت ملى برخوردار بود و درقامت یک رهبر جوان ، پُرانرژى و کاردان تبارز کرده بود که سیاست‌ورزى اش مبتنى بر اندیشه بود و مواضع سیاسى وى از مسئولیت‌شناسى و مسئولیت‌پذیرى‌ نشأت می‌گرفت و دغدغه‌هاى ملى در نگاه او موج می‌زد و به یک مرجع ممتاز سیاسى و امید ملى تبدیل شده بود.
مردم افغانستان، به ‌خصوص روشنفکران، دانشجویان، نخبگان و آنانى که آرزوى استقرار یک جامعه مدرن را داشتند؛ همه و همه به شهیدکاظمى به عنوان یک شخصیت ملى، جوان، آینده‌دار و داراى ایده‌ی روشن براى ساختن یک جامعه‌ی نو، پویا و پایا، دل بسته بودند و به این باور بودند که وى از پتانسیلى برخودار است که می‌تواند افغانستان را از چندین دهه هرج و مرج و بى‌نظمى، به سوى یک افغانستان باثبات، صلح‌دوست، متساهل، خشونت‌ستیز، مدرن و پیشرفته هدایت کند.
طراحان و مجریان ترور او، از داعیه کلان، قدرت سازماندهى، عملگرایى و تاثیرگذارى ژرفش درسطح ملى می‌ترسیدند و در پى حذف فیزیکى او برآمدند و مرتکب بزرگترین خیانت ملى گردیدند و خوشنام‌ترین سیاستمدار این کشور را از این سرزمین گرفتند.
اما حکومت‌ها، نه حکومت حامد کرزى و نه هم حکومت وحدت ملى، هیچ کدام به مسئولیت‌هاى ملى خود عمل ننموده و براى اقناع افکارعمومى که خواهان روشن شدن آمران و عاملان این جنایت هولناک هستند، کوچکترین اقدامى نکردند .
بى‌عملى و یا بهتر است بگوییم، بى‌تفاوتى مشکوک و غیرمسئولانه حکومت حامد کرزى در قبال حادثه بغلان، موجب آن شد که چند تن از شخصیت‌هاى بزرگ دیگر نیز، مورد هجوم قرار گرفته و حذف فیزیکى شوند و سیاست تهدید و ترور، جایگزین سیاست گفت‌و‌گو و تعامل شود و بدبینى و دشمنى تا عمق جان جامعه ریشه بدواند و شقاق و نفاق به صورت یک فرهنگ فراگیر درآید و آینده مبهم و تاریکی در این سرزمین تحمیل و ترسیم گردد و یک بار دیگر افغانستان در قامت یک کشور فرصت‌سوز و اصلاح‌ناپذیر در معرض و منظر جهانیان تعریف و تثبیت شود.
در آستانه دهمین سالگرد حادثه خونین بغلان از حکومت وحدت ملى که متأسفانه تاکنون همان سیاست بى‌تفاوتى غیرمسئولانه حکومت حامد کرزى را در پیش گرفته است، جدا می‌خواهیم که به مسئولیت‌هاى ملى خود عمل نماید و سرنوشت فاجعه‌ی بغلان و حوادث مشابه آن را شفاف نماید و آمران وعاملان این حوادث جنایتکارانه را به افکارعمومى معرفى کرده و به پاى میز محاکمه بکشاند، تا مردم افغانستان در پناه انصاف و عدالت، احساس آرامش و امنیت نمایند و احساس نمایند در جامعه‌اى زندگى مى‌کنند که حکومت‌شان بدون تبعیض، مدافع جان، مال، آبرو، ارزش ها و مفاخر ملى آن‌ها است و از شأن و منزلت انسانى و حرمت و کرامت جمعى و فردى آن‌ها حمایت و حفاظت می‌کند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده