فاضل سانچارکی، رئیس کمیته سیاسی حزب اقتدار ملی و سخنگوی ائتلاف ملی افغانستان در یک گفت و گوی اختصاصی:انتخابات ناسالم، بحران جبران‏‌ناپذیری خواهد داشت

جناب آقای سانچارکی، انتقادی که تاکنون روی محورهای عمده‏ی تشکل‏های سیاسی مطرح بوده این است که نامزدها و مهره‏‌های مطرح در انتخابات ریاست‏‌جمهوری آینده زمانی جزو و عضو تیم ناکام کنونی حکومت بوده اند. حال چگونه این اعضای یک تیم ناکام در آینده خواهند توانست کامیابی را در امور حکومت‏‌داری حاصل کنند؟ به صورت مشخص، راهکار شورای همکاری احزاب و ائتلاف‏ها در این خصوص چیست؟

این یک امر معمول در تمام دنیا است که برخی از عناصر و افراد در آغاز با یک تیم در یک ساختارسیاسی به این امید همراه و همگام می‏شوند که شاید به اهداف مورد نظر شان برسند؛ اما وقتی می‏بینند که این ساختار برای رسیدن به اهداف مورد نظرشان مناسب نیست، در میانه‏ی راه از آنها جدا شده و راه خودشان را انتخاب می‏کنند.

در افغانستان نیز تعداد انگشت‏شماری از این‏گونه افراد وجود دارند که با گذشت زمان از کارکرد حکومت نارضایتی داشته اند. این ویژگی در شورای همکاری احزاب و ائتلاف‏‌های سیاسی نیز وجود دارد. در این تشکل، تعدادی از وزیران برحال کابینه وجود دارند که از کارنامه‏‌ی حکومت کنونی رضایت ندارند و تصمیم گرفته اند تا راه اصلاحی را در پیش گرفته و فصل جدیدی را در کارنامه‏‌ی سیاسی‏‌شان آغاز کنند که در آن عملکرد بهتری داشته باشند.

درکشورهای دیگر نیز چنین رویکردی وجود دارد. شما برخی از افراد را می‏بینید که با یک مجموعه‏‌ی سیاسی کارشان را آغاز می‏کنند، اما با گذشت زمان وقتی می‏بینند که در این چهارچوب، کاری از پیش برده نمی‏‌شود، راه‌شان را کج کرده و راه بهتری را در پیش می‏‌گیرند. این یک امر معمول است. اما آنچه از اهمیت خاص برخوردار است، این مسأله می‏‌باشد که اگر ما بخواهیم دموکراسی در افغانستان تحقق پیدا کند، مردم‏‌سالاری نهادینه شود، باید اپوزیسیونی در برابر قدرت حاکم وجود داشته باشد. در فرایند چنین ساختار سیاسی، باید گردش قدرت صورت بگیرد و محور گردش قدرت نیز طرح و برنامه باشد. به این معنا که اپوزیسیون باید طرح و برنامه‏‌ی جدیدی را مطرح نموده و عرصه‏‌ی عملی برای اجرای این طرح فراهم شده و برای گردش قدرت با این میکانیزم، مجال گردش قدرت مهیا شود. در افغانستان تاکنون چنین مجالی فراهم نشده است. لذا باید چنین مجالی مهیا شود تا ثابت شود که نیروی بدیل و جایگزین حکومتی می‏‌تواند کار بهتر از حکومت کنونی انجام دهد یا خیر. در صورتی ‏که نتوانست، این تیم نیز در یک دور دیگر باید توسط مردم و با رأی آنان ساقط شده و تشکل بهتری روی کار آید.

هراسی نیز وجود دارد که از روند صلح به سود حکومت استفاده‏‌جویی صورت می‏گیرد و پیشبرد این روند به نفع جریان حاکم با انتخابات آتی ریاست‏‌جمهوری ارتباط داده می‏شود. این هراس تا چه اندازه جدی است؟

تردیدی نیست که حکومت در نظر دارد از هر ابزاری در راستای انتخابات استفاده‏‌جویی کند و تمام مسایل جاری را به نحوی با انتخابات مرتبط سازد. حکومت کوشش می‏کند تا امضای پیمان امنیتی با امریکا، مصالحه با مخالفان مسلح و… را به نحوی با انتخابات گره زده و از آن مستمسکی برای خودش بسازد.

ما در نشست‏‌های مختلف با حلقه‏‌های مرتبط با قضیه‏‌ی انتخابات همواره براین نکته تأکید کرده ایم که نباید به هیچ وجهی مسایل دیگری را با انتخابات مرتبط ساخت و از آن سکویی برای استفاده‏‌جویی آماده کرد. انتخابات یک بستر کاملاً مردمی است که در آن تصمیم و رأی مردم باید تأثیرگزار باشد نه تصمیم‏‌های سیاسی عناصر موجود در ساختار قدرت. باید تمامی اطراف و حلقه‏‌های موجود سیاسی به مشارکت مردم باور داشته و هیچ عامل دیگری را با این مسأله مرتبط نسازند. لذا هیچ کسی حق ندارد به طور مثال، مسأله را اینگونه طرح نماید که مثلاً پیمان امنیتی به شرط گرفتن امتیاز در انتخابات امضا خواهد شد یا مسایلی از این قبیل‌وضع امنیتی تا چه اندازه به عنوان یک چالش، فراروی انتخابات شفاف مطرح بوده و چه راهکاری باید برای تأمین امنیت انتخابات روی دست گرفت؟

امنیت واقعاً بنیاد و اساس برگزاری یک انتخابات سالم است. بدون انتخابات هرگز نمی‏‌توان به انتخابات شفاف، سراسری و سالم دست یافت، اما نیروهای امنیتی و نهادهای مسئول به مردم افغانستان قول داده اند که قادراند امنیت انتخابات را تأمین نمایند. آنان همچنین از انتقال مسئولیت‏‌ها و پیش‌برد این مسئولیت به صورت درست آن اطمینان داده اند. هرگاه این تعهد در برابر مردم از سوی نهادهای امنیتی، اجرایی و عملیاتی نگردد، اعتبار این نهادها و نیروها نزد مردم کاهش خواهد یافت.

لذا بسیار ضرور است تا این نیروها براساس وعده و تعهدی که داده اند نسبت به تأمین امنیت انتخابات مسئولانه و متعهدانه عمل نمایند. البته ما از جامعه جهانی نیز خواسته ایم که در این راستا همکار جدی و حامی نیروهای امنیتی افغانستان باشند. چون نیروهای جامعه جهانی پس از برگزاری انتخابات افغانستان را ترک خواهند گفت و در زمان برگزاری انتخابات حضور دارند.

مسأله‏‌ی دیگری که در خصوص امنیت مطرح است، ابعاد دیگر امنیتی می‏باشد. چرا که امنیت تنها بُعد فیزیکی ندارد که با استقرار نیروهای امنیتی بتوان امنیت رأی‏‌دهندگان را تأمین کرد. امنیت روانی مردم به لحاظ حضور در انتخابات و تأثیرگزاری آرای آنان، انتخابات صندوق‏‌های رأی، امنیت شمارش آرا، امنیت نظارت بر انتخابات و شبکه‏‌هایی که مراحل انتخاباتی توسط آن‏ها انجام و اجرا می‏‌شود، همگی جزیی از مسایل امنیتی اند که باید دولت و نهادهای مسئول در راستای کار نموده و پاسخگو باشند.

به عنوان سوال آخر، هرگاه انتخابات سالم، شفاف و قابل قبولی در افغانستان برگزار نگردد و انتقال قدرت سیاسی به صورت مسالمت‏‌آمیز انجام نشود، پیامد در آینده‏‌ی جامعه چه خواهد بود و تعامل جامعه جهانی با افغانستان چه خواهد بود؟

اهمیت برگزاری انتخابات در افغانستان به همان اندازه که برای مردم افغانستان مطرح است، برای جامعه جهانی نیز مهم است. بسیاری از اعضای جامعه جهانی چنین فکر می‏کنند که موفقیت در برگزاری انتخابات افغانستان، موفقیت در سیاست داخلی آنان خواهد بود.

هرگاه این روند به صورت قانونمند و شفاف آن پیش نرود، پیامد آن بحران غیرقابل پیش‏‌بینی خواهد بود. واکنش مردم و جامعه جهانی نیز نسبت به این مسأله به نحوی خواهد بود که هرگاه تیم حاکم یا هر حلقه‏‌ی دیگری بخواهد نامزد مورد نظرش را با استفاده از ابزارهای غیرقانونی از داخل صندوق به عنوان مهره‏‌ی پیروز بیرون بکشد، مورد پذیرش واقع نخواهد شد. لذا چنین رویکردی نسبت به این مسأله جفا در حق مردم افغانستان، پشت کردن به جامعه جهانی و لگدمال ساختن ارزش‏‌های دموکراتیک و مردم‏‌سالاری در کشور است که نظام سیاسی را در افغانستان با بحران غیرقابل پیش‏‌بینی مواجه خواهد ساخت.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده