فاضل سانچارکی: باید تعریف مشخصی از مخالفان مسلح‌داشته باشیم

حضار محترم، بزرگان حاضر، جناب داکتر سیدعلی کاظمی، رئیس شورای مرکزی حزب اقتدارملی افغانستان، وکلای محترم پارلمان، علمای کرام، اعضای کابینه، سفیر کبیر جمهوری اسلامی ایران جناب آقای بهرامی و دوستان بین‏‌المللی دیگری که در این مراسم باشکوه حضور دارند، عزیزان، مشران، فرهنگیان، رسانه‏‌های محترم، السلام علیکم و رحمت‏‌الله و برکاته!

هفتمین سالگرد شهادت شهید سیدمصطفی کاظمی، وکلای پارلمان و بیش از هفتاد تن از شاگردان مکاتب و مردم بیگناه بغلان در15عقرب سال 1386 را گرامی و یاد و خاطره‏‌شان را عزیز می‏‌داریم مخصوصاً که این سال این حادثه و مناسبت با ایام و لیالی محرم همزمان شده است.

15 عقرب هم‏چنین از طرف پارلمان افغانستان به نام روز وحدت ملی و شهدای نمایندگان ملت افغانستان نامگذاری شده که از این بابت از مجلس نمایندگان افغانستان نیز سپاسگزاری می‏‌نماییم.

حادثه‏‌ای که در 15 عقرب رخ داد یک فاجعه بود، حادثه‏‌ی بزرگی بود که درتاریخ نوین سیاسی افغانستان آغازگر یک سلسله حوادث خونین گردید. یعنی ترورهای زنجیره‏‌ای در افغانستان از 15عقرب در بغلان آغاز شد و بعد از آن تعداد زیادی از چهره‏‌های شاخص جهاد و مقاومت و محورهای سیاسی افغانستان حذف شدند و هدف قرار گرفتند. این سلسله ترورها و اقدام‏‌های هراس‏‌افکنی نشان می‏‌دهند که یک حرکت سازمان‏‌یافته و پلان‏‌گذاری شده بوده است: زیرا چهره‏‌ها و شخصیت‏‌هایی که هدف قرار گرفتند، اگر دقیق مطالعه نماییم هر کدامشان در موقف و موقعیت خود می‏‌توانستند تاثیرگذاری زیادی در سمت وسو دادن به سیاست افغانستان داشته باشند.

چرا آقای کاظمی هدف قرار گرفت؟ عامل و یا عاملین این حادثه چه کسانی بودند؟ این سوالی است که هنوز پاسخی نیافته است. گروه طالبان مسئولیت حادثه را نپذیرفت، حزب اسلامی نیز مسئولیت این حادثه را نپذیرفت حال آن که گروه طالبان و گروه‌های مسلح مخالف دولت هر حادثه‏ فاجعه‏‌باری که اتفاق می‏‌افتاد مسئولیتش را قبول می‏کردند، اما مسئولیت این حادثه را نپذیرفتند. اگرچند نپذیرفتن این حادثه از طرف طالبان موضوع را پیچیده‏‌تر می‏‌سازد و سوال‏‌ها را زیادتر می‏کند. بنابراین بسیار لازم است که یک تحقیق جدی، جامع، گسترده و فراگیر در این زمینه صورت بگیرد. تحقیقی که متاسفانه تاهنوز زمینه‏‏‌اش مساعد نشده و بعد از حادثه هم به هر دلیلی که بوده در بغلان یک فضای امنیتی و پولیسی حاکم شد، هیئت‏‌هایی که تشکیل شدند برای بررسی این حادثه دسترسی به مردم نداشتند و تحت حفاظت قرار داده شدند، امکانات تحقیق هم برای آن‏ها در چنین شرایطی میسر نشد و این است که هفت سال از این حادثه سپری شده و متاسفانه تااکنون این حادثه و رمز و رازش در پرده‏‌ی ابهام باقی مانده و کار اساسی در این زمینه صورت نگرفته است.

متاسفانه در کشور ما چنین رسم شده هر حادثه‏‌ای که اتفاق می‏افتد آن را به یک آدرس احاله و ارجاع می‏‌نماییم که آدرس طالبان باشد. طالبان گاهی به یک آدرس موهوم و مجهول تبدیل شده، هر فساد و جنایت سیاسی و یا اقتصادی و امنیتی و هر جنایتی که صورت می‏‌گیرد، ما در پشت سرش دست طالبان را می‏‌بینیم. و این آدرس موهوم و مجهول هم متاسفانه تاهنوز شناخته‏‌شده نیست که در کجا و چه کسی است؟ ما نمی‏‌گوییم که طالبان و جریان‏‌های افراطی پشت سر این حوادث قرار ندارند، اما بیاییم یک تحقیق درست‏تر انجام دهیم که تمام رخدادهایی که درافغانستان رخ می‏‌دهند، تمام ترورهایی که می‏شوند، تمام کشت وکشتارهایی که صورت می‏‌گیرند تمام این حادثه‏‌ها آیا از طرف طالبان صورت می‏‌گیرند یا کس دیگر؟

نکته‏‌ی دیگر این است که طالبان این حوادث را انجام می‏‌دهند و مسئول طالبان اند، اما دولت افغانستان و نهادهای امنیتی و مسئول وظیفه دارند که دراین زمینه تحقیق کنند و به مردم افغانستان روشنگری کنند که چه کسی این حادثه را آفریده و در پشت این حوادث کی‏‌ها قراردارند تاهم آرامش خاطری باشد برای افکارعمومی و هم برای خانواده‏‌های قربانیان. نکته‏‌ی دیگر این است که طالبان درهوا عمل نمی‏‌کنند بل در زمین عمل می‏‌کنند.

طالبان وقتی از آدرس‏ خود حرکت می‏کنند و حادثه‏‌ای مثل حادثه بغلان را می‏‌آفرینند باید از گذرگاه‌ها و مجراهایی عبور کنند. شبکه‏‌هایی وجود دارند و عواملی که باید شناسایی شوند. چه کسی باید این‏ها را شناسایی کند؟ آیا آن‏ها مستقیماً این کار را انجام دادند و توسط عوامل خودشان که در این رابطه هم متاسفانه ابهامات فراوان وجود دارد و کار دقیقی صورت نگرفته است.

گاهی آدم خیال می‏کند که جریان‏‌های افراطی و سنگدل در تاروپود لایه‏‌های ساختار نظامی و امنیتی ما نفوذ و لانه کرده‏‌اند و از این جاها ما را ضربه می‏زنند. ما و شما می‏بینیم که متاسفانه اکثراً از رنجرها و لباس پولیس استفاده می‏شود و گاهی از داخل نیروهای امنیتی و شبکه‏‌های مخفی که در درون این ساختارها وجود دارند، عمل می‏شود و ضربه زده می‏شود. و کسانی هستند که به شکلی بی‏‌تفاوت هستند، مسئولیت دارند، اما بی‏‌تفاوت هستند و رغبت و انگیزه ندارند و نمی‏‌خواهند در این زمینه کاری انجام دهند. تمام این‏ها عواملی هستند که مانع روشن شدن این حادثه هستند.

ما امیدوار هستیم حالا که دولت وحدت ملی، دولتی که نتیجه فداکاری‏‌های مجاهدین و چهره‏‌های مقاومت و طیف نخبگان و روشنفکران و مردم است در افغانستان شکل گرفته است. مردم ما چه قبل از این 13 سال و چه بعد از آن به خاطر دموکراسی، آزادی، شفافیت و مسئولیت‏‌شناسی مبارزه کردند و مبارزه می‏کنند.

مردم مبارزه کردند تا فساد در این کشور کم شود، مشکلات ریشه‏‌کن شود و جامعه به سطحی از رفاه و آسایش برسد و مشکلات زندگی کم شود، عدالت تطبیق شود، قانون حاکم شود و محصول مبارزات ممتد مردم، دولت وحدت ملی است. اگر رئیس‏‌جمهور افغانستان یک فرمان صادر می‏‌کند و یک ضرب‏‌الاجل تعیین می‏کند که باید قضیه کابل‏‌بانک در فلان تاریخ حل وفصل شود، قضیه کابل‏‌بانک مثلاً حیف و میل صدها ملیون دالر است، اما سرمایه‏‌های معنوی و فکری و کدری مردم مانند شهید سیدمصطفی کاظمی و بسیاری از شخصیت‏‌ها، سرمایه‏‏‌های مردم هستند، صدها ملیون دالر را می‏شود به دست آورد، اما کاظمی را نمی‏‌توان به دست آورد، استاد ربانی را نمی‏‌توان به دست آورد، جنرال داوود داوود و سیدخیلی را نمی‏‌توان به دست آورد. پس ایجاب می‏کند جناب رئیس‏‌جمهور فرمانی صادر کند و ضرب‏‌الاجلی تعیین کند که به این پرونده‏‌های قتل‏‌های زنجیره‏‌ای، به این قتل‏‌هایی انتحاری و انفجاری که باعث قتل مردم افغانستان و سرمایه‏‌های فکری آن‏ها شده رسیدگی شود. این یک ضرورت است و اگر واقعاً تعهدی وجود دارد رهبری حکومت وحدت ملی به وعده‏‌های خود عمل کند و در این زمینه فرمان صادر شود که متاسفانه دردولت قبلی این کارصورت نگرفت. ده‌ها قتل و حادثه صورت گرفت و امروز متاسفانه دست ما خالی است، ذهن ما خالی است و مردم افغانستان نمی‏‌دانند که پشت سر این قتل‏‌ها چه کسانی هستند.

نکته‏‌ی دیگر این که ما باید یک تعریف روشن و مشخص از مخالفین مسلح دولت داشته باشیم. نمی‏‌شود یک روز برادر بگوییم و یک روز دیگر مخالفین سیاسی. آنانی که آدم می‏کشند برادر نیستند. رئیس‏‌جمهور قبلی افغانستان، طالبان را برادر خطاب کرد و طالبان برادرش و صدها برادر ما را در این کشور کشتند. برادر تشنه به خون برادر نیست. آن‏ها صدها زن و مرد و پیر و جوان را کشتند. پس آنان برادر نیستند، مخالف سیاسی هم نیستند چرا که مخالف ساسی یک تعریف مشخص دارد. مخالف سیاسی کسی است که با عملکرد و طرز تفکر و نگاه مخالف ما، با قدرت ما مخالف است، اما دشمن جان ما نیست.

دشمنان ما مخالف حیات ما و مخالف زندگی ما هستند. می‏‌خواهند ریشه ما را قطع کنند. می‏‌خواهند نظام را سرنگون کنند. خیلی‏‌ها نگران هستند که امروز یا فردا شاید داعش به افغانستان بیاید. حال آن که داعش وقت، 20 سال پیش به افغانستان آمده بود.

مگر ما شاهد قتل‏‌عام‏‌ها نبودیم، شاهد نبش قبرها نبودیم، مگر ما شاهد کشت و کشتار زنان و کودکان نبودیم.

در حادثه‏‌ی بغلان اطفال مکاتب چه گناه داشتند، نمایندگان مردم چه گناه داشتند؟ مگر ما شاهد تخریب اماکن مقدس نبودیم و ده‌ها شخصیت دیگر این کشور که ترور شدند چه گناهی داشتند؟ ما درعرصه‏‌های مختلف داعش‏‌گونه عمل می‏‌نماییم. کسانی که دردرون نهادهای اجرایی افغانستان به فساد مبتلا هستند، عدالت را تطبیق نمی‏‌کنند، کسانی که در نهادهای انتخاباتی ظلم و تقلب کردند تمام این عملکردها داعش‏‌گونه است. این کشور نیاز به اصلاحات و رفورم اساسی در تمام عرصه‏‌ها دارد و این مسئولیت بزرگ دولت وحدت ملی افغانستان است.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده