فاطمه کی بود؟

تاریخ چنین روایت می‌کند:

روزی پیامبر خاتم در جمعی از اصحاب نشسته بود. در جمع این اصحاب علی و عمار یاسر و عباس نیز بودند. جبرییل بر پیامبر خاتم نازل می‌شود و دستورالعملی را از جانب پروردگار ابلاغ می‌کند. فرمان چنین بود: “چهل روز از خدیجه دوری گزین “و پیامبر چنین می‌کند. روزها روزه می‌دارد و شب‌ها به نیایش و ستایش واندیشه می‌نشیند. چهل روز به سر می‌آید و جبرییل باز نازل می‌شود اما با طعامی از بهشت؛ طعامی که باید محمد با آن روزه اش را بگشاید و به نزد همسرش خدیجه برود.

و پروردگار با چنین دستورالعملی قصد خلق خیر کثیری را داشت خیری که باید به محمد آخرین پیامبرش انتصاب می‌یافت.

بسیاری از راویان تاریخ مانند شیخ کلینی، ابن شهرآشوب، شیخ طوسی، شیخ طبرسی و علامه مجلسی گفته اند که این خیر کثیر که خود پروردگار آن را فاطمه نامیده بود در روز جمعه 20 جمادی الثانی در سال پنجم بعثت و در سن 45 سالگی نبی عالی مقام اسلام دیده به جهان گشود .

پروردگار خودش او را کوثر نامید و فرمود فاطمه از این رو فاطمه نامیده گردید که نجات دهنده از نار است، نار همان آتشی است که دوزخیان را می‌سوزاند. اما فاطمه چرا فاطمه نامیده شد. او که قاعدتا با این همه تمهیداتی که در خلقتش از جانب پروردگار سنجیده شده بود از نار بسیار دور باید می‌بود او را به نار چه؟ در حالی که ناز شست او را خود خالق عالم می بر دارد. آیا می‌توانیم بگوییم که فاطمه تنها در نامی چند حرفی خلاصه نگردیده و این نام نیست که صرفا معنای دور کردن از نار را در خود مستتر دارد مانند هرنام دیگری که بر افراد نهاده می‌گردد .

فاطمه به عنوان یک انسان که عمر کوتاهی داشت سپری است که هر نوع نار و آتش را دور می‌سازد و این تنها در این خلاصه نمی‌گردد او را ام العلوم نیز گفته اند و از خود حضرتش نیز روایت شده که فرمود هر پرسشی که دارید تا زنده هستم بپرسید وقتی به قید “هر”دقت کنیم تمام نگفته‌ها را در بر می‌گیرد هر سوال از هر چیز و درباره هر چیز اگر از او پرسیده می‌شد قطعا پاسخ مناسب خود را می‌یافت اما کسی جز اندک یاران و خواص از حضورش بهره نجستند .

فاطمه در مکه شریف گام به هستی نهاد. یگانه دختر پیامبر خاتم بود که نسبت به دیگر فرزندان آن پیامبر عالی مقام بیشتر عمر کرد .با علی پسر عم پدرش عروسی کرد. شباب‌های بهشتی چون حسن و حسین را به دنیا آورد و شادی و خشنودی وصف ناشدنی را برای پدرش از این بابت ارزانی داشت. پیامبر ازوجود دخترش خرسند بود، اما با بودن حسن وحسین لبخند جاودانه‌ی دیگری بر لب نقش بست .

فاطمه در زمانی به دنیا آمد که جهالت در عربستان به اوج خود رسیده بود و داشتن دختر ارزشی نداشت و چه بسا مایه‌ی ننگ به شمار می‌رفت و داشتن پسر ارجحیت تام داشت و خانواده‌ها به داشتن فرزندان پسر افتخار می‌کردند و آن را به نحوی برای خود ثروت قلمداد می‌کردند. این فرهنگ به حدی در عربستان آن روز ریشه دوانده بود که حتا به پیامبر از نداشتن فرزند و بویژه فرزند پسر انتقاد و خرده‌گیری می‌کردند .

فاطمه که به دنیا آمد انتقادگران باز هم سکوت نکردند و گپ و سخن‌های دیگری به زبان راندند اما خداوند فاطمه را خیر کثیر خواند و و سوره کوثر را در شأن بانوی دو جهان نازل گردید.

قاطمه دختری که در عین حال مادر پدر نیز مورد خطاب قرار می‌گرفت و گویا همان نقش را در زمانی که پیامبر با مصایب و دشواری‌ها رو به رو می‌گردید نیز به گونه‌ای موثر بر عهده داشت، در دامان وحی پرورش یافت وآن چه را که لازم بود از پدر در همان چند سال اندک در زمان حیات پدر به دست آورد و چه آنچه که خود به طور خدایی در ذات خود نهفته داشت در زندگی کوتاه خود به کار بست و به فرزندان خود نیز آموخت .

زندگی فاطمه ساده بود اما آن بانوی معصوم و بی‌نظیر اسلام از حکمت و علمی برخودار بود که کمتر مورد توجه قرار گرفته است و شایسته است به حیات طیبه فاطمه‌زهرا، یگانه دختر آخرین پیامبر خدا ژرف‌نگری و بازنگری دقیق صورت گیرد تا فاطمه برای مسلمانان صرفاً از این که فقط دختر پیامبر است و دیگر هیچ بیرون آید و شناخت دیگری از فاطمه به دست آید.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده