فرار از سرزمین انتحار

کم‌تر کسی را می‎توان یافت که در شرایط کنونی افغانستان، فکر فرار از این سرزمین را در سر نداشته باشد. از آنهایی‌که دست‌شان به دهان‌شان می‎رسند تا کسانی هم که نان روزمره‌شان را سختی پیدا کرده و با هزار سختی و بدبختی، سیاهی شب را به سپیدی صبح پیوند زده و سعی دارند تا با قوت لایموتی، خر لنگ روزگار شان را راه اندازند.

این فکر اما برای عده‌ای جز خیال چیز دیگری نیست. زیرا مال و منالی برای عبور از این خاک و رسیدن به اقلیم دیگر را ندارند. برای بخشی از جامعه نیز از آن رو سخت است که چشم‌انداز پیش روی‌شان را چندان روشن نمی‌پندارند. آنهایی‌که اندک جای و جلالی برای خود در این خراب آباد قایل‌اند و سعی دارند تا این سرزمین، خانه امن و آباد همگان شود، می‌گویند با رفتن در ملک بیگانه، آنها ابزاری بیش نیستند برای پیشبرد کارهای شاقه و این ریسک به نتیجه اش نمی‌ارزد.

اما همگان، هنگامی‌که یک عامل انتحاری و مهاجمی به جایی حمله ور شده و به هیچ کسی رحم نمی‌کند، بار دیگر عزم و آرزوی فرار درسرشان پیدا شده و راه چاره را برای نجات از مردن در کام انتحار و انفجار، بیرون رفتن از این خاک می‌دانند. شکی نیست که مهاجرین مجبور به فرار از خاک کشور خود، به آسانی جایگاه قابل قبولی را در کشور دیگری پیدا نکرده و شغل مناسب با شان خویش را نخواهند یافت. اما گفته اند که «گوشت خر خوردن، بهتر است از مردن»‌. افتادن به دام داعش، گرفتار شدن در کام فقر کْشنده و گروگان شدن در چنگ مخالفان مسلحی‎که حتا به اطفال خردسال هم رحم نمی‎کنند، بسی بدتر از آن است که در جای دیگری زندگی کنی و برای پیدا کردن لقمه نانی دست به ظرف‌شویی یا شْغل‎های پست دیگری بزنی. بدون شک تلاش در راه پیدا کردن خرجی خانواده و کوشش برای نجات جان خود و خانواده یکی از اقدام‎های پسندیده و شایسته‎ای است که از نگاه انسانی ارزشمند و از دیدگاه اسلامی نیز «جهاد واقعی»‌ دانسته می‎شود.

در چنین حالتی است که تنها افراد عادی فرار نمی‌کنند، بلکه بدتر از آن سرمایه‌های مادی و معنوی کشور را ترک کرده و هم نیروی انسانی ما از دست رفته و هم اینکه ثروت و سرمایه نقدی تاجران ملی کشور، در بانک‌ها و مراکز تجاری دیگر کشورها جاخوش خواهند کرد. این واقعیت را می‌توان پس از هر حادثه المناک انتحاری و انفجاری به وضوح مشاهده کرد. تاثیرگزاری حمله مهاجمان مسلح به هوتل انترکانتیننتال که نمادی از امن‌ترین مکان برای میهمانان داخلی و خارجی به حساب می‌آید، سیگنال خطر را بیش‌تر از همه برای نیروهای فنی، فکری و مالی داخلی و خارجی نواخت. جان باختن 7 تن از تکنیسین‌های هواپیمایی اوکراین که نقش به‌سزایی در خدمات‌رسانی یک شرکت نسبتا نام‌دار هوایی افغانستان داشت، خود دلیلی بر فرار سرمایه‌های فکری و مالی از کشور به شمار می‌آید.

در چنین فضای وحشت‌آلود، به نظر می‎رسد ضرر و زیانی که از این ناحیه به ملت و دولت می‌رسد، اهداف اصلی دهشت‌گران را برآورده ساخته و ناکامی حکومت در تامین امنیت را بیش‎تر از پیش ناکام جلوه می‎دهد. بنابراین عزم راسخی لازم است تا فکر فرار از خیال مردم دور شده و شیوه‌ای برای کسب آرامش و سکون در کشور به وجود آید؛ راهی‌که موجب اطمینان خاطر مردم و دورکردن خیال فرار از اندیشه شان گردد.

  • فرشته شهاب

0 پیام برای این مطلب ثبت شده