فروپاشی نظم اجتماعی و مردمی سرگردان!

در حال و هوای این روزها، وضعیت جامعه به شدت نگران‌کننده به نظر می‌رسد. ساختار جامعه به ساختمانی می‌ماند که از همه سو در حال ریزش است و چیزی نمانده که موجودیتش به‌کلی در معرض نابودی قرار گیرد. چالش‌ها و تهدیدهای جدی که مردم با آن روبرو هستند، بسیار گسترده و عمیق است.

به‌طور نمونه، شدت گرفتن ناامنی‎ها در کشور نه تنها جان مردم را به خطر انداخته و  مصونیت را از زنان و مردان و حتا کودکان گرفته است، بلکه باعث اخلال در زندگی عادی مردم و بروز نارضایتی‎های گسترده در میان آن‎ها نسبت به حکومت شده است. مردم با گذشت هرروز بیشتر در گرداب ناامنی فرو رفته و خود را در معرض خطر و نابودی می‌بینند. طبیعی به نظر می‌رسد که در نخستین مرحله حکومت به دلیل ناتوانی و ضعف در تامین امنیت و مقابله با مخالفین مورد بدگمانی و مخالفت مردم قرار گیرد. حملات گسترده و خونین انتحاری که طی دو هفته اخیر در کابل و ولایات رخ داد میزان نارضایتی مردم را به شدت افزایش بخشیده است.

بی‌کاری گسترده از عمده‎ترین دلایل دیگر نارضایتی‎های مردم از حکومت می‎باشد. اکثریت مردم به گونه‌های مختلف نارضایتی‌شان از اوضاع کنونی کشور و ادامه زندگی در شرایط ناگوار موجود را بیان می‌دارند. آن‎ها نسبت به اوضاع امنیتی و اقتصادی در کشور به شدت به مسوولین انتقاد دارند. بسیاری از مردم عادی به‌این باور هستند که با روی کار آمدن حکومت وحدت ملی، مشکلات مردم در تمام عرصه‎های زندگی بیشتر شده و هرگز گمان برده نمی‌شد که وضعیت تا به این اندازه نگران‌کننده و وضعیت اقتصادی فلج گردد. اگر نیم نگاهی به ارزش پول افغانی در برابر ارزهای خارجی داشته باشیم، کاهش شدید ارزش پول افغانی در برابر ارزهای خارجی به روشنی نشان دهنده وخیم بودن اوضاع امنیتی و سیاسی و به‌خصوص وضعیت اقتصادی است. چنین شرایطی تا بدانجا نگران‌کننده و جدی می‌شود که بعضی از شهروندان معتقدند با آنکه اوضاع امنیتی در کشور بسیار نگران‎کننده به نظر می‎‌رسد، اما بی‌کاری و فقر مشکل دیگریست که دامن‎گیر مردم شده و عواقب خطرناکی را پیش روی مردم قرار داده است. به هرروی با توجه به شکایات گسترده مردم از مشکل بی‌کاری در مناطق مختلف کشور، تعدادی از شهروندان کشور ادامه این وضعیت را خطرناک دانسته و می‎گویند در کنار ناامنی، مشکل بی‌کاری، درد مردم را چندبرابر ساخته است. در این میان جوانان تحصیلکرده که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده‌اند، هم‌چنان خیل و صف بی‌کاران در کشور را افزایش می‌بخشد. این در حالی است که رهبران حکومت مشغول چانه‌زنی‌های سیاسی بر سرتقسیم موقف و پست‌های حکومتی بر اساس سهمیه جناح بندی و گروهی خود هستند و مردم را به‌کلی فراموش کرده‌اند.

موردی دیگر که هم وخامت اوضاع را به نمایش می‌گذارد و هم نگرانی‌ها را نسبت به آینده کشور تشدید می‌سازد فرار روزافزون شهروندان، به‌خصوص جوانان و تحصیلکردگان است. بر اساس اظهارات ریاست پاسپورت کابل، روزانه دوهزار نفر پاسپورت دریافت می‌کنند. هم چنین روزانه نزدیک به هفت هزار فرمه درخواست پاسپورت به ریاست آن اداره می‌رسد. با وجود این مسوولین حکومتی یا بی‌تفاوت هستند و یا درگیر کشمکش‌های فرعی و شخصی و جناحی. فرار شهروندان و جوانان و به‌خصوص تحصیلکردگان گذشته از این که اعتبار و حیثیت کشور و حکومت را زیر سوال برده و سقوط می‌دهد؛ از جانب دیگر ضربه هولناکی را بر پیکره جامعه برای امروز و فردا وارد می‌سازد. در این تردیدی نیست که نیروی کار انسانی و آن هم نیروی خلاقه جوان از مهم‌ترین و بزرگ‌ترین و قابل اعتمادترین نیروی یک کشور است. تا نیروی انسانی در یک جامعه به اندازه کفایت و کیفیت موجود نباشد توسعه در آن جامعه نیز امری خیالی و دور از واقعیت ودور از دسترس خواهد بود.

بنابراین لازم است که رهبران حکومت و مسوولین از خواب غفلت بیدار شده و به منازعات شخصی و جناحی پایان بخشند و فکری برای کشور و مردم سرگردان و نگران کنند، درغیراین صورت با سقوط وضعیت، آنان نیز از مصایب آن در امان نخواهند ماند. بالاتر از همه این که آن‌ها در برابر مردم بر اساس قانون و وجدان انسانی مسوول و پاسخ‌گو هستند.

  • جان آقا غزنوی

0 پیام برای این مطلب ثبت شده