فریاد بی صدای فلسطین

تصمیم ماه دسمبر سال گذشته میلادی ترامپ در به رسمیت شناختن بیت‌المقدس به عنوان پایتخت اسراییل و طرح انتقال سفارت امریکا به آن عملیاتی و سفارت ایالات متحده در بیت‌المقدس افتتاح شد. برنامه‌ای که همزمان با روز نکبت برای فلسطینیان یا اخراج آنها از سرزمین اصلی‌شان همراه بود. این امر اعتراض گسترده‌‌ فلسطینیان را در پی داشت؛ اعتراضی‌که با گلوله نظامیان رژیم اسراییل پاسخ داده شده و جان بیش از ۵۰ تن آنان را گرفت. این برخورد دست‌کم بیش از دوهزار زخمی نیز برجا گذاشت.

 هر چند که بسیاری از کشورهای جهان ابراز نگرانی کردند که این اقدام امریکا باعث افزایش تنش‎ها در کرانه باختری و نوارغزه می‌شود، اما تل آویو در کنار واشنگتن در روزهای افتتاح، تلاش‎های جدی را برای  انجام آن دادند.

به‌خصوص که این اقدام در آستانه‌‌ آغاز تشکیل رژیم اسراییل موسوم به روز نکبت هم حاوی پیام‎های معناداری بود. این مساله زمانی جالب‎تر شد که برخی اخبار از مطرح شدن طرح معامله بزرگ قرن حکایت دارد.

برخی آگاهان براین باوراند که که تصمیم افتتاح سفارت امریکا در بیت‌المقدس، ناشی از اشتباه به شدت راهبردی کاخ سفید و شخص ترامپ در خصوص خاورمیانه و تحولات این منطقه دارد که یقینا به دلیل عدم آگاهی او از دنیای سیاست است که دلیل مخالفت برخی از امریکایی‎ها با این اقدام ترامپ هم ناشی از این عامل است. اما با توجه به تحولات سوریه و عدم حضور پررنگ امریکا ترامپ به دنبال پر کردن این خلاء در جای دیگر است. لذا این تصمیم ترامپ علاوه بر نوعی حمایت از رژیم اسراییل می‎تواند نوعی حضور مجدد در منطقه را برای امریکا به دنبال داشته باشد. از طرف دیگر این مساله می‌‌تواند نوعی فضا را برای اسراییل در شرایط کنونی فرهم آورد به‌خصوص که این رژیم اکنون از درون با چالش‎های متعددی روبه رو است.

از سوی دیگر،  جهان در ۷ هفته منتهی به روز نکبت شاهد خروش مردم فلسطین بود که کماکان ادامه یافت و در روز نکبت هم خونبار شد. یقینا در این وضع ملتهب، افتتاح سفارت، آتش اعتراضات به شدت جدی‎تر ودر عین حال گسترده‌تر مردم فلسطین را در پی داشته باشد.

اقدام به افتتاح سفارت در بیت‌المقدس و به رسمیت شناختن بیت‌المقدس به عنوان پایتخت رژیم اسراییل بخش ظاهری و نماد معامله بزرگ قرن است.

چرا که در این طرح امریکا سعی دارد تا تمامی اراضی اشغالی ۱۹۴۸ و۱۹۶۷ را به مناطق تثیبت شده برای اسراییل بدل کند. هر چند که جزییات دقیق و کاملی از این طرح هنوز به بیرون درز نیافته و تنها شمایل کلی از آن در محافل سیاسی و بین‌المللی مطرح است. اما به نظر می‌‌رسد در سایه اجرای این طرح، فلسطینی‎های مناطق اشغالی ۱۹۴۸، مجبور به ترک سرزمین‌های خود می‌‌شوند تا دولت یهودی مورد نظر اسراییل در این مناطق استقرار کاملی پیدا کنند. دراین راستا هم موضوع بازگشت پناهندگان فلسطینی به این مناطق و حضور در این سرزمین که طبق معاهدات جهانی یک حق مسلم برای فلسطینی‎ها است و حتی در مذاکرات با طرف‎های صهیونیست هم اقرار به این حق شده، منتفی خواهد بود.

از سوی دیگر، آنگونه که در زمان اعلام تصمیم ترامپ در به رسمیت شناحتن بیت‌المقدس به عنوان پایتخت رسمی اسراییل کشورهای مهم جهانی با او همراهی نکردند، در پروسه افتتاح و انتقال سفارت هم کشورها نظر مثبتی نداشتند. اروپایی‎ها این اقدام ترامپ را تنش زا و بحران آفرین تلقی کرده و از ادامه آن ابراز ناخرسندی و نگرانی کرده‌اند‌‌. در طول این مدت تنها چند کشور کم اهمیت امریکای لاتین و اروپایی مشابه اقدام ترامپ، بیت‌المقدس را پایتخت رژیم اسراییل دانسته‌اند‌‌ که حتی تاکنون در راستای این اقدام دیپلماتیک خود سفارتخانه‎های‌شان را از تل آویو به بیت‌المقدس هم انتقال نداده‌اند‌‌. لذا نمی‌‌توان همراهی با این اقدام ترامپ را در جهان مشاهد کرد. در این میان، تنها برخی متحدان منطقه‎ای امریکا چون عربستان موضع محافظه‎کارانه گرفته‌اند‌‌. اما واکنش‌های جهانی در واقع هیچ گشایشی در گره کور بحران مردم فلسطین ایجاد نکرد. این امر ثابت ساخت که فریاد مردم مظلوم فلسطین چقدر بی صداست که گوش جهانیان، مجامع بین‎المللی و نهادهای حقوقی در برابر آن کاملا ناشنوا بوده و هیچ بازتاب و بازخورد موثری را برای ساکنان این سرزمین ستم کشیده در پی نداشت.

  • محمد قره‌باغی

0 پیام برای این مطلب ثبت شده