فسادی که از بین نمی‌رود

تحلیل ها و بررسی های انجام شده از سوی نهاد های بین المللی و داخلی برای ریشه یابی علل و عوامل فساد درکشور حاکی از این است که اراده ی قوی برای ریشه کنی این معضل در کشور وجود ندارد و حتی در بسیاری موارد اراکین و منسوبان دولتی و حکومتی مانعی جدی بر سر راه مبارزه با این پدیده ی فراگیر می باشند.

مساله ی فساد در کشور ما یکی از مهم ترین مسایلی است که همواره برای ریشه کنی آن بحث های بسیار داغی راه انداخته شده و می شود و هزینه های کلانی برای نابودی و یا کاهش آن مصرف می گردد اما این که چرا ما به نتیجه مثبتی از این جدل و مبارزه تا اکنون نتوانسته ایم که دست یابیم خودش به مشکل دیگری تبدیل شده است.

همه ی مردم و مسوولین ازفساد شاکی هستند و خواهان مبارزه جدی برای نابودی آن می باشند اما به نظر می آید این پدیده به حدی در جامعه ی ما ریشه دوانده است که گویا ما نمی توانیم بدون داشتن نقشی در آن زندگی خود را پیش ببریم .

در فساد اداری اگر دست همه ی مردم دخیل نباشد اکثریت مردم برای پیش برد و انجام کار های اداری خود مجبور می شوند از بند و حصار های مافیایی و متاسفانه پذیرفته شده فساد و رشوه عبور کنند.

در شفاخانه ها و اداره هایی که با مردم بیشتر سر و کار دارند ازدحام و بی برنامگی فراوانی به چشم می خورد و مردم یا از مقررات و قوانین حاکم بر این نهاد ها آگاهی ندارند و یا این که به این باور رسیده اند که با پرداخت رشوه کار شان انجام می شود.

در حالی که هیچ کس حق ندارد برای انجام وظیفه ی خود از کسی پولی دریافت کند.اما شرایط به گونه ای رقم خورده و یا می خورد که پرداخت رشوه هم جزی از کاری است که مراجعین باید آن را انجام دهند.و اگر چنین نکنند سرگردان و حیران از امروز به فردا باقی می مانند.

عزم و جزم جدی و واقعی هم برای مبارزه با این پدیده ی بد اما جا افتاده وجود ندارد. برخورد ها و دیدگاه هادر این زمینه هم بیشتر رنگ و بوی سیاسی دارند تا اجتماعی و فرهنگی.

مردم از این ناحیه رنج می برند و اما کاری از دست شان ساخته نیست زیرا خود شان غیر مستقیم در این پدیده دست دارند و از طرفی برای مبارزه با این پدیده در سطح کلان و همه جانبه ، برنامه ای هم وجود ندارد.

در این میان نقش خارجی ها در فساد گسترده اداری در کشور هم برجسته است و برخی از باند های مافیایی به فساد در کشور ما دامن می زنند و به دنبال اهداف مالی و اقتصادی و یا سیاسی خود شان می باشند.

فساد در کشور ما از بین نمی رود تا این که دیدگاههای منفعت گرایانه به سمت اهداف ملی گرایانه تغییر یابدو همه گان به این بیندیشند که فساد تیشه ای است که به ریشه خود می زنندو تنها منفعت حاصل از فساد در راه فساد دیگری از بین می رود و سودی دام دار و ماندگار برای هیچ کسی ندارد ودیگر این که دست تمام کسانی را که به نحوی در فساد آغشته اند و یا از دور دستی برآتش دارند و شرایط را برای منفعت گرایی عده ای فراهم می کنند باید کوتاه کرد.

در این رابطه باید اول از دادگاه عالی و دستگاه های عدلی و قضایی شروع کرد و باید این نهادها به هر شیوه و شکلی که مقدور می باشد،پاک سازی شده و عمل کرد مستقلانه ی خود را بتوانند درهر شرایطی حفظ کنند.زیرا تنها دستگاه هایی که می توانند به قضیه های فساد رسیدگی کنند دستگاه هایی قضایی غیر وابسته به جریان های سیاسی می باشند و اگر این دستگاه ها چنان چه که ما در کشور خود می بینیم که در ظاهر غیر وابسته تعریف شده اند و صلاحیت های مستقلانه ای دارند اما در عمل پیرو الگو ها و شیوه ها و مرام های محسوس سیاسی هستند و در قضاوت از استقلال قضایی عادلانه ای برخوردار نمی باشند. در این صورت است که نه تنها فساد از بین نمی رود، بل هر روز فربه تر و گسترده ترنیز می شود.

نقش مردم برای مبارزه با فساد نیز قابل انکار نیست و نباید از آن غفلت کرد با کارهای تبلیغاتی قوی و موثر و آگاهی رسانی های متوازن و قابل قبول برای همه می توان مردم را از آسیب های فساد اداری و دست داشتن در آن آگاه کرد راه را از بیراهه برای آن ها شناساند،کاری که در این سال ها و برای مبارزه با فساد کمتر به آن توجه کرده اند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده