ماجرای پلیت‌های سرقت شده

سرک‌های خراب و بالا بودن قیمت تیل و سرک‌های کم گنجایش باعث نشدند که بسیاری از شهروندان از خرید موتر دست بردارند و حتا ممکن است درهر خآن‌های از یک موتر گرفته تا سه و یا چهار موتر پیدا شود.

در کابل هر نوع موتر در سطح شهر دیده می‌شود: موترهایی با پلیت‌های گوناگون. هر دو اتاق پارلمان برای خود پلیت‌هایی را برای نمایندگان تهیه کرده است که خودش ساخته و در اختیار آن‌ها قرار داده است.

وزارت داخله و ریاست ترافیک تا مدتی پیش چندان به این پلیت‌ها کاری نداشت و به اصطلاح زورش به قوه قانون ساز کشور نمی‌رسید و نمایندگان محترم مردم با هر رقم موتر و هر تعداد نگهبان که در توان داشتند درشهر در رفت و آمد بودند و چه بسا راه‌بندی‌هایی که از عبور و مرور این نمایندگان نماد قانون ایجاد نمی‌گردید.

در این اواخر وزارت داخله دست به کار شده و می‌خواهد تمام موترها پلیت‌هایی داشته باشند که از مجرای این وزارت صادرشده و توزیع می‌گردد تا همه تابع قانون مشترکی باشند و همه مکلف به اجرای آن شوند.

این اقدام می‌تواند در کاهش هرج ومرج موثر واقع شود و از طرفی مانع برخی از سوء استفاده‌های دیگرگردد.

اما پولیس ترافیک پلیت موترهایی را که بی‌جا ایستاد و یا پارک شده اند را نیز باز می‌کند و این هم به گونه‌ای مبارزه با کار غیرقانونی است و جریمه‌ای است که به صاحب موتر داده می‌شود؛ زیرا برای پس‌گیری پلیت موتر از ریاست ترافیک دشواری زیادی سر راه قرار دارد و به همان راحتی که پلیت از عقب موتر باز شده دوباره برگردانده نمی‌شود.

در این شهر رانندگانی هم هستند که بی هیچ احساس مسوولیتی با موترهایی به رفت و آمد می‌پردازند که هیچ گونه پلیتی ندارند، اما با جرأتی حیرت‌آور و سرعتی سرآسام آور رانندگی می‌کنند؛ نه پروای پیاده دارند و نه پروای موترهای دیگر را. آن‌ها گاهی موارد به اخطارهای پولیس هم توجه نکرده و با غرور به راه خود ادامه می‌دهند و آن چه بر جای می‌ماند گرد و خاکی است که به هوا پراکنده شده است.

از منفی5 بودن برخی از پلیت‌ها می‌توان فهمید که تعداد موترهایی که در کابل وجود دارند بی‌شمارند و هر روز به این جمع بی‌شمار نیز افزوده می‌گردد. اما چندی پیش گفته می‌شد روند دادن پلیت‌ها کند شده بود به خاطر این که طبق برنامه‌ای که ریاست ترافیک دارد و بر اساس شماره‌بندی‌های تخنیکی به شماره‌ی 39 برابر شده بودند و کسی حاضر نبود پلیتی رابگیرد که این شماره جزو ارقام آن بود و بویژه پلیتی که دو شماره‌ی آخرش به این عدد ختم شده بود سرنوشتی جز خاک خوردن در انبارهای ریاست ترافیک، سرنوشتی نداشت و یا هنوز هم ندارد.

این به خوبی نشان داد سلیقه‌ها وعلاقه‌ها بر هر قانونی در کشور برتری دارند.

در کشورهای دیگر دولت‌ها برنامه‌هایی برای منظم شدن زندگی شهری روی دست دارند و نهادهای مربوطه برای این که مردم هر روز از رفاه و سهولت‌های بیشتری برخوردار شوند تدابیر و نظریات به روز می‌شوند و مردم هم از آن جایی که برای زندگی درسایه‌ی فرهنگ برترِ زندگی شهری پرورش یافته اند کوشش می‌کنند معیارهای زندگی شهری را رعایت کنند، زیرا می‌دانند در سایه قانون زندگی کردن بیشترین نفع را به خودشان می‌رساند.

اما در کشور ما هر وقت بخواهیم از یک موضوع حرف بزنیم اماها و اگرهای زیادی به وجود می‌آید و همه‌ی آن‌ها هم برای توجیه کردن قانونمند زندگی نکردن می‌باشند.

در چنین شرایطی که راه‌های گریز از قانون زیاد وجود دارد، شگردهای زیادی هم برای سوء استفاده ایجاد می‌گردد.

شاید شما هم دیده باشید که برخی از پلیت‌ها به بدنه‌ی موترها محکم بسته شده اند. در اوایل برای من هم جای پرسش بود که چرا چنین محکم‌کاری صورت گرفته است، زیرا پلیت‌ها که در بازار سیاه هم به راحتی به فروش نمی‌رسند چرا که دارای اسناد اند و در ریاست ترافیک به ثبت رسیده اند، پس چرا زنجیرپیچ شده اند؟

تا این که چندی پیش یکی از همکاران گفت یک باند پلیت‌دزد دستگیر شده و تا حدی خیال‌ها از این بابت تا چند وقتی راحت خواهد بود. این باند، پلیت‌ها را از موترها در شب و یا در اوقات خلوت روز سرقت می‌کردند و به جای آن شماره‌ی موبایلی را همراه با پیامی کوتاه در ورقی می‌نوشتند و از صاحب موتر می‌خواستند که اگر به پلیت موترش نیاز دارد تماس بگیرد و آن‌ها حاضر اند پلیت موتر را با قیمت منصفانه به خود وی دوباره بفروشند!

0 پیام برای این مطلب ثبت شده