ماه رحمت خدا و نقمت بنده

ماه مبارک رمضان در فرهنگ ديني از جايگاه و خاستگاه ويژه‏اي برخوردار است. دراين ماه دريچه‏هاي رحمت الهي گشوده مي‏شود و باران خير و برکت خداوند قلوب مسلمانان را سرشار و لبريز مي‏سازد. رحمت خداوند در اين ماه به گونه‏اي هست که نفس کشيدن روزه‏داران، تسبيح خداوند به حساب مي‏آيد و خواب‏شان عبادت شمرده مي‏شود. دراين ماه، شيطان در بند گرفته شده و تمامي زمينه‏ها براي قرب بنده به خداوند و نهاديه شدن اخلاق و معنويت در جامعه فراهم مي‏گردد.

با اين وصف که در سراسر اين ماه، آبشارهاي رحمت جاري است و همه‏ي‏ زمينه‏ها براي لبريز شدن انسان و بهره‏مندي او از حيات معنوي و ارزشي فراهم است، بندگان خداوند اکثراً به پوسته اين موهبت الهي چسبيده و با گذاشتن صداهاي تراويح، اذان، قرآن و دعا از بلندگوهاي مساجد صرفاً ياد گرفته اند که خواب و آرامش را از مردم خسته از کارهاي روزمره بگيرند و رياکارانه فضاي عبادي تحجرگرايانه‏اي را نشان دهند اما از حقيقت و کنه عبادت الهي چندان که بايد خبري نيست!

اما اين وضع، تنها بخشي از فرصت‏هاي معنوي است که با آزار و اذيت همسايه‏ها آن را به يک تهديد تبديل مي‏سازيم، بخش ديگري اين وضع رنج‏آور آن است که بازرگانان و فرصت‏طلبان اقتصادي از آن استفاده مي‏کنند. اين دسته از افراد جامعه با فرارسيدن ماه مبارک رمضان، قيمت‏ کالاهاي ضروري و مورد نياز جامعه را چند برابر نموده و مردم را در تنگناهاي شديد مالي قرار مي‏دهند.

جاي تعجب اينجاست که از يکسو دم از مسلماني، روزه‏داري و عبوديت و بندگي خداوند مي‏زنيم و از سوي ديگر، در ماه رحمت الاهي و بزرگترين ماه مهرورزي، عطوفت و ارزش‏گرايي، به بلا، نکبت، مصيبت و نقمت براي مردم خود تبديل مي‏شويم! در ماهي که بيش از هر ماه ديگر بايد صله رحم داشته باشيم، نسبت به بندگان روزه‏دار خداوند از دريجه عطوفت و رحمت نگاه نموده و اسباب خيرو برکت را براي‏شان فراهم سازيم، بيشترين سوء استفاده را نموده و بالاترين اسباب عذاب و رنج‏شان را فراهم مي‏سازيم.

بدبختانه هرساله اين وضع در افغانستان تکرار مي‏گردد. کشوري که بوي فقر و فلاکت از کوچه کوچه آن بلند است و رنج عذاب فقر و ناداري، از سيماي هرشهروند آن به خوبي نمايان مي‏باشد، بازرگانان با بلند بردن چندين برابر قيمت مواد مورد ضرورت بيش از هر زمان ديگري، اسباب رنج و عذاب مردم بيچاره کشور را فراهم مي‏سازند.

اصولاً، اين وضعيت هم اکنون به يک روند معمول در کشور تبديل شده است؛ زيرا نه نهاد و اداره خاص دولتي وجود دارد که با نظارت از عملکرد بازرگانان مانع سودجويي‏هاي آنان گردد و نه هم متوليان و نهادهاي فرهنگي وظيفه خود مي‏دانند که با نفوذ در درون اتحاديه‏هاي صنفي بازرگانان، فعاليت‏هاي جامع فرهنگي و ارزش‏محور ، در راستاي خيرگرايي، سود جمعي و دستگيري از اقشار آسيب‏پذير و بينواي جامعه، کاري انجام دهند.

فراموش نبايد کرد که نظارت اقتصادي تنها يک بخش قضيه است اما مهمتر از آن، نهادينه ساختن يک امر فرهنگي است. سوگمندانه اگر دولت در امر نظارت اقتصادي ضعيف و ناتوان بوده است نهادهاي فرهنگي، به شمول رسانه‏ها، نهادهاي ارزش‏محور و متوليان امور ديني نيز در ترويج يک فرهنگ نيک و هنجار قابل قبول جامعه ناتوان و عاجز بوده اند. از اين منظر، زماني مي‏توان انتظار همراهي با مناسبت‏هاي مقدسي همچون ماه مبارک رمضان را داشت که فرهنگ بهره‏گيري جامعه از ماه مبارک رمضان منحصر به لب فروبستن از خوردن و آشاميدن نباشد و به گوشه‏هايي از عمق پيام روزه‏داري نيز آگاه گرديم.

اين مهم زماني به دست خواهد آمد که شخصيت‏هاي موثر فرهنگي و ديني و نهادهاي جاافتاده با نفوذ در اتحاديه‏هاي صنفي بازار، فرهنگ دستگيري و سنت حسنه‏ي همراهي و همنوايي با بينوايان و يتيمان جامعه را در درون جان کسبه‏کاران و بازرگانان، جا داده و از طريق نفوذ فرهنگي، فرهنگ بهره‏گيري از روزه و ساير ارزش‏هاي ديني و فرهنگي را نهادينه سازند. مي‏توان ادعا کرد که با به کارگيري اين شيوه، زمان‏ها و فرصت‏هاي الهي و رحمت‏هاي خداداد همچون ماه مبارک رمضان را به خوبي درک نموده و استفاده نموده و از تبديل شدن آن به تهديد جلوگيري کرد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده