مردم اسیر “جنگ روانی”

هفته گذشته وزیر دفاع امریکا بار دیگر نسبت به خروج کامل نیروهای بین‌المللی از افغانستان هشدار داد. چک هیگل طی اظهار نظری گفت اگر رئیس‌‏جمهور افغانستان پیمان امنیتی میان کابل و واشنگتن را امضا نکند، برنامه خروج تمام نیروهای امریکایی در پایان سال 2014 میلادی از افغانستان جدی است. وی تاکید کرد که اگر این پیمان امنیتی امضا نشود امریکا قادر نخواهد بود تا به حضور سربازانش در افغانستان ادامه دهد.

در مقابل رئیس‏‌جمهور کشور در زمینه خود داری از امضای توافقنامه امنیتی، ایالات متحده امریکا را به تهدید، استعمارگری و راه‏اندازی جنگ روانی متهم کرد. وی در گفت‏‌وگویی با روزنامه فرانسوی لوموند گفت که ایالات متحده در تلاش برای وادار ساختن او به امضای توافقنامه امنیتی تا پایان سال روان همانند یک قدرت استعمارگر عمل می‏کند. رئیس‏‌جمهور بار دیگر با تاکید بر پیش‏‌شرط‌های امضای توافقنامه امنیتی میان کابل و واشنگتن با تاکید از ایالات متحده خواست تا برای از سر گیری مذاکرات صلح، از “ارتباطات و تماس‌های سری” که در بین حلقه‏‌های طالبان دارد، کار گیرد.

نکته مهم دیگری که روزنامه لوموند به نقل از آقای کرزی آورده اینست که امریکایی‏‌ها تهدید کرده اند که در صورت عدم امضای موافقنامه امنیتی “معاشات قوای نظامی را نخواهیم پرداخت، شما را به جنگ داخلی خواهیم کشاند و از این قبیل تهدیدات.”

تنش میان حکومت افغانستان و ایالات متحده امریکا از هنگامی‌که جرگه مشورتی رای به امضای موافقنامه امنیتی میان کابل و واشنگتن داد، اما رئیس‏‌جمهور با طرح پیش‏‌شرط‌هایی امضای آن را معوق نهاد، بار دیگر افزایش یافت.

با تشدید این تنش‌ها وضعیت عمومی کشور تحت تاثیر آن قرار گرفته است. نگرانی‌ها درباره وضع امنیتی و ثبات سیاسی پس از سال 2014 به شدت افزایش یافته است. چرخه‏‌ی فعالیت‌های اقتصادی از حرکت بازمانده و نوعی رکود سراسری بر چرخه‌های کشور سایه افکنده است. به نظر می‌رسد در لابلای این تنش‌ها و کشیدگی‌ها مخالفان مسلح از وضع موجود به سود خود بهره‏‌برداری می‌نمایند. طوری که گلبدین حکمتیار یکی از رهبران بدنام سیاسی طی پیامی کرزی را تشویق به مقاومت در برابر امریکایی‌ها نموده و خواهان امضا نکردن توافقنامه امنیتی گردیده است. همینطور ملاعمر نیز طی پیامی “ غیرت افغانی”! کرزی را ستوده و او را تشویق به مقاومت نموده است. آنچه در این میان نصیب مردم و کشور گردیده است نگرانی و روان‏پریشی اجتماعی وسیاسی است.

واقعیت آنست که با گذشت هرروز این گمانه تقویت می‌یابد که تا چه اندازه اصرار امریکایی‌ها مبنی بر امضای قرارداد امنیتی واقعی است و تا چه مقدار مقاومت کرزی در مقابل آن به منافع مردم وابسته است؟ زیرا علایم و نشانه‌ها حاکی از آنست که رئیس‏‌جمهور کرزی با همه داعیه‏‌ی غیرت افغانی هرگز قادر نخواهد بود که از دایره‏ی مصلحت و خواسته‌های حمایت‏‌کنندگان دیروز و امروز غربی اش بیرون شود؛ در مقابل اگر امریکایی‌ها نیز بخواهند بدون نیاز به این همه کشیدگی قادر خواهند بود امضای توافقنامه یادشده را به دست آورند، به راستی سناریوی واقعی پشت پرده چیست؟

برخی‌ها تحلیل بر این دارند که در واقعیت امر کرزی برای امضای توافقنامه امنیتی از امریکایی‌ها ضمانت‏نامه شخصی می‌خواهد، یعنی اینکه از تیم وی حمایت صورت گیرد یا اینکه در آینده که دوران ریاست‏‌جمهوری وی پایان می‌یابد اعتبار ویژه‏ای به وی داده شود و نیز از لحاظ امنیتی تضمین گردد. چنین استدلالی برای کشیدگی موجود میان امریکا و افغانستان غیرقابل توجیه به نظر می‌رسد. زیرا چنین مسایلی به طور طبیعی و به سادگی قابل حل می‌باشد. بخصوص این ‌که جناب رئیس‏‌جمهور پیش از این سخت طرفدار امضای چنین قراردادی بود. بنابراین چنین چرخش صد وهشتاد درجه‏‌ای بنابرظواهر امر غیرمترقبه و مشکوک به نظر می‌رسد.

واقعیت امر آن است که تا افشای رازهای پشت پرده این کشیدگی و تنش، گمانه‏‌زنی‌های بسیاری‏ مطرح خواهند شد که درست بودن آن‏ها را زمان مشخص خواهد کرد؛ اما آن چه به طور آنی و فوری در این باره می‌توان گفت این است که جنجال امضای پیمان امنیتی اینک از چهارچوب چانه‌زنی سیاسی و یا سودمند بودن و زیان‌مند بودن آن برای افغانستان خارج شده است. آنچه که وضعیت اسف‏بار کنونی بر شرایط موجود و وضعیت آینده اثر برجای می‌گذارد ایجاد نگرانی‌های گسترده و عمیق در جامعه از طریق فشار و جنگ روانی است. به صراحت باید گفت که در تحمیل جنگ روانی بر مردم آسیب‏‌دیده ما هم جناب رئیس‏‌جمهور نقش عمده را دارد و هم مقام‌های امریکایی و غربی. آنان با بی‏‌پروایی تمام به نگرانی‌های مردم، به بازی خطرناک و مبهمی ادامه می‌دهند که با هرتحلیل سالم و واقع‏‌بینانه‏‌ای هیچ سودی برای کشور نداشته و بازنده آن مردم افغانستان هستند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده