مسئله‏ این است: آی‏‌اس‏‌آی، دوست یا دشمن؟

امضای تفاهمنامه تبادل اطلاعات میان دو سازمان استخباراتی کابل و اسلام‏‌آباد که دوهفته پیش میان نهادهای امنیتی دو کشور در ارگ ریاست‌‏جمهوری کابل به امضا رسید، سروصداهای زیادی را خلق کرد و اعتراض‌های گستردهای را در پی داشت.

تمام این واکنشها به یک نقطه ختم میشد و آن اینکه سازمان استخباراتی پاکستان دارای پیشینه‏‌ی سیاه در روابط با دولت کابل بوده و عملکرد نامیمونی را در قبال ملت افغانستان داشته است. این کارنامه اگر در مواردی از قراین و شواهد حدس زده شده است، در بسیاری از قضایا به شکل آشکار آن صورت گرفته و حتی مقام‌‏های پاکستانی به کمک عناصر افراطگرا که دست به کشتار، انتحار و انفجار در افغانستان زده‏اند، تصریح کرده و با این ابزار دولت کابل را تهدید نموده‌‏اند. تمام این رویکردهای استخباراتی پاکستان در راستای اعمال و تحمیل خواستههای سیاسی آن کشور صورت گرفته است که دانه‌‏درشتهای این تقاضاها در رسمیت بخشیدن به خط دیورند، ختم دوستی با هند، ایجاد برخی از ساختارها طبق خواست این کشور در دولت کابل و… بوده‌‏اند.

اما با روی کار آمدن دولت وحدت ملی در کابل و رونما شدن برخی از تحرکات مخربانه در پاکستان، گمان میرفت که ورق سیاست استخباراتی و امنیتی پاکستان برگشته و احتمال دارد که ‏این صفحهی جدید، حاوی نقاط مثبتی در خصوص افغانستان باشد. همین خوشبینی نیز منجر به ابراز خرسندی از سوی دولت کابل شده و سطح تبادل هیئتهای سیاسی و میزان دیدوبازدیدها را افزایش داد. سفر مکرر مقام‏‌های اسلام‏‌آباد به کابل و اولین سفر منطقهای هیئت دولت کابل به اسلام‏‌آباد، همگی نشان از این تغییر رویکرد داشت.

پاکستان نیز برای اثبات مدعای همکاری‏اش یک سری تعهدها را ابراز داشت که موجب امیدواری ملت و دولت افغانستان شد. برخی از این وعدهها همانا حاضر کردن سران طالبان پشت میز مذاکره با دولت کابل، توقف حمایت از گروههای مسلح افراطی در برابر حکومت افغانستان، همکاریهای همه‏‌جانبهی امنیتی و… بود. شکی نیست که تصور تکرار درخواستهای سیاسی اسلام‏‌آباد در برابر این تعهدها یک امر محتمل میباشد. اما این وعدهها که جزئی از پیششرطهای دوستی تازه میان کابل- اسلام‏‌آباد به حساب میآمد، نه تنها تحقق نیافت، بل به گفتهی برخی از مقام‏‌های دولت کابل، وعدههای منطقهای حکومت افغانستان را غافلگیر ساخته و بهار خونینتری را شاهد بودیم که خیلی از شهروندان کشور را– اعم از نظامی و غیرنظامی- به کام مرگ برد.

حال اما افغانستان در برابر آزمون تازهای در روابط با کشور همسایهاش، ‌پاکستان قرار گرفته است. امضای تبادل اطلاعات امنیتی که بر مبنای آن باید دو سازمانی که پیشینه‏‌ی دشمنی دارند، به دوستان نزدیک مبدل خواهند شد. این سند که گفته میشود از جانب افغانستان، معاون امنیت ملی در پای آن امضا نموده است، انتقادهای سختی را در پی داشته و شرم‏‌آور خوانده شده است. نکات مبهم و حساسیت‏‌برانگیز آن نیز روی محورهایی چون مقابله با جدایی‏‌طلبان، همکاری در مقابل سازمانهای استخباراتی دشمن دو کشور و … استوار است؛‌چیزیکه از جانب افغانستان موضوعیت ندارد. زیرا از نظر دولت اسلام‏‌آباد، هندوستان مصداق دشمن استراتژیک است که برای دولت کابل، عکس این مسئله صادق است. در افغانستان هیچ جدایی‏‌طلبی وجود ندارد، درحالیکه ساکنان قومی پاکستان مصداق این بند توافقنامه میباشند. لذا هرگاه‏ این موارد محقق شوند، حاصل این سند امنیتی برای پاکستان بْرد– بْرد بوده و برای افغانستان نیز باخت محض میباشد. چرا که هندوستان را که دارای همکاری دیرینه و صادقانه با دولت کابل است حساس ساخته و ساکنان نوارمرزی پاکستان را نیز علیه افغانستان تحریک خواهد کرد.

اما اصل مسئله ‏این است که‏‌این سند باید به دور از واکنشهای سیاسی و احساسی در درون افغانستان، با نگاه و دیدگاه منطقیتری مورد ارزیابی قرار گرفته و به نحوی مورد تصفیه قرار گیرد. زیرا اکنون باید فصلی رسیده باشند که دولت کابل و اسلام‏‌آباد تصمیم بگیرند که دشمن همدیگر باشند یا دوست یکدیگر. هرگاه دشمنی پنهان پیشین را ادامه دهند، به نفع هر دو کشور نبوده و تداوم آن برای دو ملت و دو کشور خردکننده خواهد بود. لذا باید راه دوستی و همکاری به دور از هرگونه اغراض سیاسی و سودجویانهی یک‏جانبه در پیش گرفته شود.

بدون تردید این تصمیم بیش از آنکه به عزم دولت کابل وابسته باشد، به تصمیم و سیاست جدی اسلام‏‌آباد نیازمند است. زیرا این کشور باید ثابت سازد که دوست افغانستان بوده و بیش از این به دشمنی پنهان خود ادامه نخواهد داد. این نقش با قطع رابطه با گروههای افراطی و عدم حمایت از آنان محقق خواهد شد. در آن صورت است که مردم و حکومت افغانستان با تمام نهادهای رسمی و مردمی آن به امضای هرگونه سند همکاری تن خواهند داد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده