مسافران را دریابید

این روزها جادههای کشور هرازگاهی به خون شهروندان رنگین میگردد. هنوز جاده کندز- تخار از رنگ خون مسافران گروگان گرفته شده پاک نشده بود که 11 تن دیگر در غزنی به خاک و خون کشیده شدند. وضعیت شهرها نیز بهتر از شاهراهها نیست. کشته شدن یک وکیل در معبر ورودی خانه‌اش، نشان از وخامت اوضاع دارد و بیانگر آن است که مرگ در این سرزمین چقدر آسان و ارزان عرضه میشود.

ناامنی حاضر بیشتر از هر قشر دیگری، جان غیرنظامیان مسافر در شاهراه‌ها را مورد تهدید قرار داده است. آگاهان سیاسی این امر را نوعی تغییر استراتژی این گروه می‏دانند. ارگ نیز با تأیید مسأله گفته است که گروه طالبان جهت گرم نگهداشتن میدان جنگ و نمایش قدرت خویشتن به هدف حفظ حضور نظامی‌شان دست به‌این کار زده و به نحوی جنگ قومی راه میاندازند؛ امری ‏که وحشت و هراس را بیش از پیش در میان مردم ایجاد نموده است.

از سوی دیگر، کارشناسان براین عقیده‌اند که هرگونه عملی سازماندهی شده، غیرقابل پیش‌بینی و هراس‌آوری که به منظور هدف قراردادن غیرنظامی طراحی شده باشد، عمل هراس‌افکنانه به حساب می‌آید. لذا می‌توان این رویکرد طالبان را نوعی حرکت هراس‌افکنانه دانست که منجر به انزجار بیش از پیش مردم از آنان خواهد شد.

نکته قابل تأمل این است که تأکید بر اجرای طرح‏‌های هراس‌افکنانه از جانب طالبان و حمایت قاطعانه‏‌ی آنان از سوی پاکستان سد بزرگی فراروی روند صلح و روند مذاکره به حساب می‏‌آید. در چنین شرایطی، توقع می‏رود تا حامیان غربی دولت افغانستان در همسویی با سیاست این کشور گام بردارند، چیزی که متأسفانه چنین گرایشی در موضع‏گیری آنان در گذشته کمتر دیده شده است.

با این وجود، چیزی که نباید از نظر دور داشت و ضروری است تا در رأس خط مشی دولت افغانستان و ناتو قرار گیرد این است که نباید اجازه دهند تا بازی مبارزه با هراس‌افکنی در افغانستان بیش از این غیرنظامیان افغان را قربانی سازد. زیرا گمانه‏‌هایی وجود دارد که ممکن است آتش جنگ افغانستان به وضعیت نیمه‌افروخته باقی مانده و تمرکز غرب در نقاط دیگری مثل سوریه با عطف توجه به مسایل خاورمیانه یا آسیای میانه صورت پذیرد.

این مسأله باعث خواهد شد که پتانسیل نیمه‌فعال تحرکاتی که تحت نام هراس‌افکنی تعریف می‏شود در افغانستان باقی بماند تا زمینه‏ و بهانه‏‌ی حضور نظامیان غربی در این کشور موجود باشد و از سویی هم نیروهای امنیتی افغانستان دارای توانمندی کامل و کافی نشوند.

اما به هرحال، سهم حکومت با اختلافهای سیاسی و ناهماهنگیهای امنیتی آن در رقم زدن وضعیت حاضر پررنگ است. عدم تشکیل کابینه و تکمیل ساختارهای حکومت وحدت ملی از یکسو و ناهماهنگی نهادهای امنیتی از جانب دیگر، افزون بر بیخیالی برخی از نیروهای موظف در پایتخت، حالت نابسامان و بیپرسانی را به بار آورده که نتیجه آن ریختن خون دهها شهروند بوده و بیشترین قربانیان آن غیرنظامیان هستند. تصویر موجود از وضعیت امنیتی و ناهماهنگی و بیخیالی برخی از نیروها در قبال انجام مسئولیت‌شان، باعث بیاعتمادی مردم شده و شکاف به وجود آمده میان دولت – ملت، قولهای داده شده را نیز به مثابه وعدههای سر خرمن به تصویر میکشد. بهخصوص اینکه رییسجمهور در روزهای آغازین کارش به عنوان زعیم ملی، اقدامات دلخوش‌کنندهای را انجام داده و به شکل غیرمترقبه از برخی نهادهای قضایی و امنیتی بازدید میکرد؛ چیزی که تأثیر آن به شدت موقتی بوده و به زودی تحت تأثیر برخی از کشمکشهای درونی برای کسب قدرت قرار گرفت و به سکوت و رکود انجامید.

با این حال، نه امیدواری بر پیشگیری از حملات و نه هم اعتمادی به پیگیری از سوی نهادهای قضایی وجود دارد. در همین حال، تهدیدهای موجود، گستره بیشتری را شامل شده و طالبان گروههای رسانهای و مدنی را که فعالیتهای اطلاع‌دهی و مدنی انجام میدهند نیز گهگاهی مورد هدف قرار میدهند که نمونهی اخیر آن در ولایت هلمند رخ داد.

بنابراین، قاطعیت بیش‌تری در سطح حکومت افغانستان لازم است تا هم برای مدیریت و انسجام نیروهای داخلی‌اش تلاش نماید و هم حامیان بین‌‏المللی‌اش را متقاعد سازد که مردم افغانستان نباید بیش از این به عنوان پیش‏‌مرگان هراس‌افکنی قرار گیرند؛ پدیده‌‏ای که در سطح جهانی از سوی قدرت‏‌های سلطه‏‌گر به تعریف گرفته شده و بهانه‏‌ای برای حضور و نفوذ در نقاط مختلف دنیا قرار می‏گیرد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده