اولویت‌های سازمان کنفرانس اسلامی

سازمان کنفرانس اسلامی از بدو تاسیس، هماهنگی میان کشورهای اسلامی رفع، تشنج و اختلاف میان کشورهای مسلمان، انکشاف و توسعه اعضای این سازمان بزرگ جهانی را هدف خود اعلام نموده است. فلسفه وجودی سازمان کنفرانس اسلامی رفع نارسایی‌ها در جوامع اسلامی و ایجاد بسترها و زمینه‌های همکاری لازم میان کشورهای اسلامی بوده است. نقش سازمان کنفرانس اسلامی به عنوان بزرگترین نهاد بین‌المللی بعد از سازمان ملل متحد، این کنفرانس را در سطح بزرگترین نهادهای جهانی قرار داده است. اکنون که کشورهای عضو کنفرانس اسلامی در نشست ترکیه شرکت کرده‌اند، این پرسش وجود دارد که این سازمان در مدت 47 سال فعالیت به چه اهداف و نتایجی دست یافته است و دورنما و چشم انداز فعالیت آن چگونه است؟

اکنون بعد از گذشت نزدیک به نیم قرن، اولویت‌های سازمان کنفرانس اسلامی چیست؟ جواب این پرسش را می‌توان با بررسی وضعیت کشورهای عضو این سازمان جستجو کرد. درحال حاضرسازمان کنفرانس اسلامی با چه چالشی مواجه می‎‌باشند و اولویت فعلی این سازمان چیست؟ درشرایط فعلی دومساله به عنوان موضوعات مهم و چالش عمده فراروی فعالیت کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی وجود دارند.

مساله اول وضعیت نابسامانی است که تعدادی زیادی از کشورهای اسلامی با آن مواجه‌اند. قضیه فلسطین هنوز به عنوان زخم ناسور در پیکره کشورهای اسلامی وجود دارد و راه حلی برای آن یافت نشده است. کشورهای مسلمان دیگر مثل عراق، سوریه، افغانستان، لیبیا، یمن و… با مشکلات پیچیده و لاینحلی روبرو هستند. کشور سوریه برای مدت های طولانی از قافله تمدن بشری بازمانده است. عراق سال‌های سال نمی‌تواند در وضعیت گذشته خود برگشته و افغانستان به ویرانه‎‌ای تبدیل شده که بعد از گذشت پانزده سال سقوط حکومت طالبان و کمک‌های وسیع جامعه جهانی هنوز هم با چالش‌های جدی مواجه است. رویارویی بعضی از کشورهای قدرتمند عضو کشورهای سازمان کنفرانس اسلامی زمینه و بستر رقابت‌های منفی را به وجود آورده و تاثیرات ناگوار و شگرفی را در مناسبات و روابط میان کشورهای اسلامی گذاشته است. سایه فضای سیاسی موجود میان کشورهای عضو کنفرانس اسلامی سبب شده است که این کنفرانس از کارآیی لازم برخوردار نباشد و در سطح جهانی از اهمیت و اعتبار بیفتد و دیگر جلسات این کنفرانس تیتر خبرگزاری‌ها ورسانه‌های بین المللی قرار نگیرد.

مساله دوم به وجود آمدن افراط‌گرایی در میان کشورهای اسلامی و حمایت بعضی از اعضای سازمان کنفرانس اسلامی از گروههای افراطی در سطح منطقه و جهان است. افراط گرایی نه تنها همسویی و همکاری میان کشورهای اسلامی را با تهدید جدی مواجه نموده است بل چهره ی اسلام را در جهان زشت و غیر قابل تحمل معرفی کرده است. نتیجه افراط گرایی نه تنها دامن کشورهای غیر مسلمان را گرفته است بل در میان خود کشورهای اسلامی به یکی از معضلات پیچیده و غیر قابل حل تبدیل شده و ویرانی‌ها و ناهنجاری‌های فراوانی را به بار آورده است.

اگرچه مبارزه با افراط گرایی نیازمند ایجاد میکانیزم دائمی برای مبارزه فرهنگی با این طرز تفکر است اما اگر قرار باشد که مبارزه اصولی و اساسی با این طرز تفکر شروع شود سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی چاره ای جز دست زدن به ایجاد یک چنین میکانیزمی ندارد.

بنابراین اگر کنفرانس کشورهای اسلامی می‌خواهد کاری در همسویی با اساسنامه و مرامنامه خود انجام داده و در جهت رفع کمبودها و نواقص میان کشورهای اسلامی اقدام موثری انجام دهد، مبارزه اصولی با افراط گرایی را باید در اولویت برنامه‌های کاری خود قرار بدهد. زیرا در غیر این صورت فلسفه وجودی سازمان کنفرانس کشورهای اسلامی با پرسش جدی مواجه خواهد شد و این سوال را در اذهان مطرح خواهد کرد که آیا وجود چنین سازمانی ضرورت دارد یا خیر. اگر این اولویت‌ها از سوی سازمان درک شود و برای بیرون رفت از این چالش‌ها راهبردها و راه حل‌های اصولی و بنیادین در نظر گرفته شود، سازمان کنفرانس اسلامی یک بار دیگر به عنوان یک سازمان موثر جهانی مورد توجه جهانیان قرار خواهد گرفت.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده