معضل حاشیه‌نشینی «شر ‌نامه» شهـردار

هفتۀ گذشته، ساکنان ناحیه سیزده شهر کابل، با تجمع در مقابل ناحیه مربوطۀ شهرداری، به شهردار پایتخت «شرمنامه» اهدا کردند. وکلای گذر و متنفذین این ناحیه، هدف از این کارشان را ناکامی شهردار پایتخت در اجرای تعهدات‌اش در قبال این منطقه خواندند.

 به گفته‎ی آن‌ها، شهردار پایتخت بارها وعدۀ توسعۀ این ناحیه را سپرده و قول داده تا ساکنان محروم این ناحیه را که آمار تخمینی آن به یک میلیون نفر می‎رسد، از انحصار در یک سرک مزدحم و پر جمعیت نجات بخشد.

راه‌حل این معضل اما در کم‌ترین کار ممکن، ایجاد جاده‎های فرعی میان‌بُر از چند قسمت این ناحیه می‎باشد؛ کاری‎که شهرداری کابل بارها قول انجام آن را داده، ولی هرگز کلنگ آغاز آن را برزمین این ناحیه نکوبیده است.

اما نداشتن راه مواصلاتی مناسب تنها معضل ناحیه سیزده یا منطقۀ موسوم به «دشت برچی» نیست. زیرا معضل اصلی این ناحیه همانند بسیاری از نقاط دیگر اطراف پایتخت، پدیده‎ای به نام «حاشیه نشینی»‌است؛‌چیزی‎که در نتیجۀ کوچ‌های دسته جمعی روستانشینان به دلیل ناامنی، خشک‌سالی و یا هم طمع رسیدن به زندگی بهتر اتفاق افتاده است.

این ‍‍پدیده اما زمانی معضل‎ساز می‎شود که تراکم جمعیت، نبود شغل مناسب، بالا بودن هزینه‌های معیشتی و هزینه‌های مسکن در مراکز شهر و نقاط بالای‌شهر، بیش‎تر افراد کم بضاعت را به حواشی شهر سوق می‎دهد. در چنین روندی است که بی عدالتی در توزیع یک‌دست امکانات رفاهی و معیشتی، بی توجهی به نیازهای ساکنان مناطق محروم و بیکاری اتفاق می‌افتد.

در پی آن، شغل‌های کاذب خیابانی نیز زیاد شده و این امر به ازدحام انبوه کنار جاده‌ای در این مناطق می‎افزاید؛ امری‎ که در اطراف جاده ناحیه سیزده به خوبی قابل مشاهده بوده و حضور هزاران کراچی دست‌فروشی به خوبی این وضعیت را به نمایش می‎‌گذارد. از سوی دیگر،‌کمبود زیرساخت‎های رفاهی چون درمان‌گاه‌، مکتب، فضای سبز، اماکن تفریحی و معابر مناسب، حمل و نقل و خیابان‎های وسیع به همراه سایر نیازمندی‎های شهرنشینی به شدت احساس می‎شود.

در واقع، ساکنان این منطقه و مناطق مشابه، در زندگی بینابینی روستایی و شهری گیر مانده و به نحوی از روستا رانده و از شهر مانده‌اند. در چنین وضعیتی است که تنها معضل شهری، شرایط دشوار زندگی فیزیکی نیست، بلکه مشکلات فرهنگی نیز پدید آمده و فضای نامطلوبی را رقم می‎زند. در چنین مناطقی است که تغییر نسل اتفاق افتاده و باید به این مسئله توجه شود که دیگر نسل‎های سه و چهار نمی‎توانند همانند پدران خود زندگی کنند و وجود تبعیض را تحمل کنند.

لذا به دنبال رفع تبعیض‌ها و نیازهای نسل‎های جدید برمی‎آیند و در افتادن با نهادهای مسوول دولتی، اولین پیامد بی‌توجهی به معضلات جاری این مناطق است.

راهکاری‎ که شهردارها برای حل حاشیه نشینی در شهرهای بزرگ روی دست می‎گیرند، «به‌سازی، نوسازی و توانمندسازی» چنین مناطق است. اما نگاه شهردارهای پایتخت کشور ما در طول یک و نیم دهه اخیر به این گونه موارد، بیش از آنکه برخاسته از رویکرد مسلکی به توسعه شهری باشد، نوعی چشم‎انداز سیاسی داشته و با برنامه‎های مقطعی همراه شده است.

به گونه‎ای که هرگاه مردم سراغ دولت‎مردان رفته و در فصل‎های خاص سیاسی چون انتخابات و… مطالبات شان را تقاضا کرده‌اند،‌دولت قولی سپرده و فردای آن روز، تمام تعهدات خود را به فراموشی سپرده است.

حقیقت این است که برخورد با این معضل شهری نباید با نگاه شتاب آلود و شرایط خاص و مقطعی صورت گیرد.

به‌سازی و بهبود وضعیت حواشی شهر و حاشیه‎زدایی شهرها باید در چارچوب کلی توسعۀ شهری و کلان‎شهرها از جمله پایتخت تحقق یابد که نیازمند طرح درازمدت،‌جامع و فراگیر است. شکی نیست که اگر شهرداری پایتخت به این معضل به صورت اساسی نپردازد، حاشیه‎نشینی به بحران بزرگی تبدیل شده و با گذشت زمان به یک موضوع غیرقابل مهاری مبدل خواهد شد.

  • نعیمی

0 پیام برای این مطلب ثبت شده