مغایرت خشونت باارزش‏‌های دینی

به تصریح متون و آموزه‏‌های متقن دینی، اسلام دین رحمت است. هم‏چنین به اذعان همه مورخین، راز گسترش شگفت‏‌انگیز اسلام از آغاز تاکنون، در پیام‏‌های انسانی و عدالت‏‌خواهانه آن نهفته است. آنچه که اسلام را برای مردم جهان در همه ادوار قابل قبول ساخته است آموزه‏‌هایی است که انسان، اعتبار و کرامت خود را در آن‏ها می‏‌بیند. اسلام برای رفع خشونت و برکندن ظلم و برپایی عدالت آمده است.

آنچه در تاریخ اسلام به عنوان پدیده‏‌ی خشونت‏‌بار و کشتار مشاهده می‏شود دقیقاً مغایر ارزش‏‌های دین شمرده می‏شود. اما متاسفانه در جریان تاریخ، حکومت‏‌ها و عناصر مغرض و جاه‏‌طلب همیشه سعی داشته اند که از شعایر دینی به نفع خود سوء استفاده نمایند. آنان با پنهان شدن در پشتِ نقاب دین، اغلب به خاطر رسیدن به قدرت، کسب منفعت اقتصادی و یا سلطه‏‌ی فکری منحرفانه‏‌شان،‌عمل‏‌های ناروای خود را مرتکب شده اند. تاریخ جهان اسلام از این روایت‏‌های تلخ و تکان‏‌دهنده آکنده است. اما به دلیل اینکه اصل و بنیان تفکر و باور دین اسلام بر صلح، سلامت، مدارا، تعقل، تفکر، باورمندی، عدم اجبار و عدالت‏‌خواهی استوار می‏‌باشد، همیشه برای انسان‏‌ها جذبه داشته است. در روایت‏‌های دینی نقل شده است که حتا وقتی پیامبر اکرم (ص) در جنگ با مشرکان و کافران می‏رفت به مسلمانان توصیه می‏‌نمود که از کشتن انسان‏‌های بی‏‌طرف، ‌حتا زیر پا نمودنمزارع و قطع درختان جداً خودداری نمایند، به غارت و چپاول دست نزنند، مشرکان و کافران را با دعوت به اسلام فرا بخوانند، از به کار بردن کلمات زشت و ناسزا خودداری نمایند، حتا اگر دشمنان ناسزا گفتند و یا کلمات زشت به کار بردند. در رابطه با پیروان سایر ادیان مانند یهودیت و مسیحیت هم پیامبر همیشه سعی داشت که روش و برخورد منطقی و عادلانه درپیش گرفته شود و از ظلم و ستم نسبت به آنان جلوگیری به عمل آید. ولی نمی‏توان کتمان کرد که متاسفانه جاهلان و مغرضان در طول تاریخ به نام دین و مجریان شریعت رفتارهای مغایر دین اسلام را مرتکب گردیدند. در دوران معاصر نیز چنین عناصر مغرض، جاهل و مزدور کم نیستند که به نام دین جنایت و ستم می‏کنند.

چنین عناصر کج‏اندیش که هیچ باورمندی به حقیقت اسلام ندارند حتا به نزدیکترین کسان‏شان رحم ننموده و به خاطر منفعت و سودجویی خود یا اربابان‏شان دست به جنایت می‏زنند. مصداق واقعی و روشن افراد و عناصری که به انسانیت و دین باور ندارند و دل‏شان از کینه و خصومت لبریز می‏باشد و چشم‏‌شان جز خون و خونریزی، زیبایی و حقیقت را دیده نمی‏تواند، طالبان جنایت‌کار می‏‌باشند. طالبان، نه تنها افغان نیستند، نه تنها درکی واقعی از اسلام ندارند، با از جرگه‏‌ی انسانیت خارج هستند. آنان به هیچ یک از ارزش‏‌های انسانی و دینی متعهد نمی‏‌باشند. این ماهیت پلید و شوم‏‌شان بارها بر ملاشده است. از کشتارهای دسته‏‌جمعی در زمان حاکمیت و سیطره‏‌ی سیاه‏‌شان تا عملیات‏‌های انتحاری سال‏‌ها و روزهای اخیر در کشور همه حاکی از ماهیت شوم و مفکوره‏‌ی ضد انسانی آنان می‏‌باشد.

باور قطعی وجود دارد کسانی که می‏‌خواهند از اسلام با ارتکاب جنایت، آتش‏‌سوزی، به خطر انداختن امنیت و آرامش جامعه مسلمین، کشتار انسان‏‌های بی‌گناه دفاع نمایند چنین افرادی یا مغرض هستند؛ یا خود دست‏‌پرورده‏‌ی بیگانگان اند ‌یا جاهل و نادان هستند که هیچ برداشت و درک درستی از دین ندارند. ما برای دفاع از دین، برای اعتراض به توهین‏‌هایی که می‏شود هیچ ضرورت ندارد که خانه‏‌ی خود را خراب کنیم؛ هیچ نیازی نیست که خون به راه بیاندازیم؛ هرگز متوسل به خشونت نشویم؛ باید با رفتارها و شیوه‏‌های منطقی و مدنی که نمونه و الگوی تفکر و شیوه‏‌ی منطقی را بازتاب دهد از باورها و عقاید خود دفاع نماییم و یا نسبت به توهین‏‌ها و ستم‏‌هایی که روا داشته می‏‌شود اعتراض نماییم. اسلام از خود منطق قوی دارد، بر اساس عقل و خردمندی حقانیت خود را ثابت می‏سازد. با شیوه‏‌های آگاهی‏‌بخش اذهان عمومی را درباره حقایق هدایت می‏کند. اگر در اسلام به کار بردن شمشیر هم جایز دانسته شده است این جواز آخرین راه حل آن هم در برابر متجاوز است.

سخن کوتاه آن که کسانی که با بهانه‏‌های واهی و مغایر با ارزش‏‌های دینی دست به ایجاد آشوب و ناامنی و یا به راه انداختن عملیات‏‌های انتحاری می‏زنند این اعمال آنان هیچ ارتباطی به مردم افغانستان ندارد و همینطور اعمال شرم‏‌آلودشان از نظر دین مبین اسلام هم مردود است. زیرا اسلام بر اساس منطق و خرد استوار است و همواره پیروان خود را از ارتکاب اعمال ناآگاهانه و احساساتی جلوگیری نموده است. حتا در انجام اعمال عبادی و فرایض دینی، قرآن شریف مسلمانان را به فکر و تعقل فرا می‏خواند و عبادتی که از روی ناآگاهی و یا عادت و عمل موروثی انجام شود را دارای اعتبار لازم نمی‏داند.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده