ممنون مقصودی: تراژدی، بخشی از زندگی من است

مقصودی به سال 1345 خورشیدی(1966) در کابل متولد شد، آموزش‌های ابتدایی را در مدرسه محلی فرا گرفت. دور دوم آموزش‌‏ها را در دبیرستان ابن سینا ادامه داد. پس از پایان صنف دوازده به خدمت ارتش در آمد و بیش از دوسال در ارتش ملی خدمت کرد.

پس از پایان دوره خدمت سربازی، به آموزش عالی ادامه داد و به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه کابل راه یافت. مقصودی با علاقمندی خاص در رشته هنرهای زیبا آموزش‏‌هایش را ادامه داد و تنها یک فصل به دوران فراغت وی باقی مانده بود که جنگ‏‌های داخلی شدت گرفت و ناگزیر به ترک تحصیل شد.

شرایط جنگی افغانستان او وخانواده اش را ناگزیر ساخت که کابل را به قصد پیشاور پاکستان ترک کنند، سال‏‌های زیادی را در مهاجرت سپری کرد و در همان سال‏‌ها همکاری‏‌هایش را با رادیوی بی‏.بی‏.سی و تولید برنامه‏‌های آموزشی برای افغانستان ادامه داد.

پس از فروپاشی رژیم طالبان، این هنرمند محبوب کشور به کابل آمد و فعالیت‏‌های هنری‏اش را در کشور از سرگرفت. اکنون در بخش برنامه‏‌های تولیدی کلیدگرپ کارمی‏‌کند.

نام ممنون مقصودی با کمدی “شادگل” و سریال “د کوندی زوی” بر سر زبان افتاد و او با این کار به شهرت زیاد دست یافت.

او را بیشتر با فلم “ د کوندی زوی “ می‌شناسند، فلمی که نه تنها برای او شهرت آفرید، بلکه رنج‌های یک نسل را نیز به تصویر کشید.

مقصودی هفت فلم سینمایی در کارنامه دارد و آخرین کارش هم “ کمدی شکسپیر “ در لندن بوده است.

این هنرمند در فلم‏‌های “عزت”، “پشیمانی” ،”زهر” و”د کوندی زوی” به کارگردانی واحد نظری (رئیس پیشین رادیو و تلویزیون ملی) که شامل سه قسمت بود نقش مر کزی را داشت.

مقصودی در فلمی مشترک با فرانسوی‏‌ها به نام “نیلوفردر باران” نیز نقش اول را داشت و این فلم در 12 جشنواره بین‌المللی به نمایش در آمد.

مقصودی از بازیگران مطرح درامه‌های “خانه نو زندگی نو” رادیوی بی‏.بی.‏سی است، این درامه را بسیاری از مردم افغانستان در شهرها و روستاها به خاطر دارند، بویژه زمانی که مردم دسترسی به تلویزیون نداشتند. در سال‏های اخیر به رغم دسترسی به تلویزیون و افزایش رسانه‏‌های همگانی هنوز هم این سریال محبوبیت خاص خود را دارد.

مقصودی بیش از یک دهه در پاکستان با رادیوی بی‏.بی.‏سی همکار ی داشت و در تهیه درامه خانه نو و زندگی نو سهم فعال داشت.

ممنون مقصودی سه پسر ویک دختر دارد. لینا مقصودی (خانم ممنون مقصودی) هم در درامه‌های “خانه نو زندگی نو” نقش “عاطفه” را بازی می‌کند.

فرصتی دست یافت تا نظرات این فعال امور سینمایی را داشته باشیم. در تهیه این مصاحبه روزنامه‏‌نگار جوان آقای”علی آرش” با ما همکاری کرده که سپاس‌گزارشان هستیم.

او جریان دیدارش را با مقصوی این گونه نوشته است:” در گفت و گو با ممنون مقصودی، او را آرام، با نشاط و دارای اعتماد به نفس بالایی می‌یابی. دردهای زیادی اجتماعی در کلامش نهفته است چون به گفته خودش دردمند بوده است.

برای دانستن این دردها و آشنایی بیشتر با کارنامه‏‌ی این هنرپیشه، لحظه‌ای همنشین او شدیم و از او شنیدیم.”

هفته‌‏نامه اقتدارملی افتخار دارد که این بار میزبان نظرات این هنرمند محبوب کشور در عرصه‏ی سینما و هنرهای تمثیلی است.

کارهای زیاد هنری در کارنامه شما ثبت شده است. فلم، تمثیل، اجرای برنامه‌های رادیویی و.. اگر ممکن است از انگیزه‌ها و دغدغه‌هایی که در سال‌های نخستین به هنر داشتید برای ما بگویید، این که نخستین کارهای هنری‏تان را چگونه و از کجا شروع کردید؟

آن زمانی که هنوز تلویزیون به عنوان یک رسانه در افغانستان نیامده بود، مردم بیشتر به رادیو گوش می‌دادند و یا هم به تیاتر می‌رفتند. در آن زمان برادر و خواهر بزرگم داستان‌های رادیویی و نمایش‌نامه‌های را اجرا می‌کردند که شنونده‌ها و بیننده‌های زیادی داشتند. به خاطر اجرای این درام‌ها آن‌ها از سوی مردم بسیار تشویق می‌شدند و مورد احترام قرار می‌گرفتند. من که کودکی بیش نبودم نسبت به این تشویق‌ها غبطه می‌خوردم و با خود می‌اندیشدم که چگونه می‌توانم به این افتخار دست یابم. همین بود که به کمک خواهرم در صدد کشف استعدادم برآمدم و پس از سعی و تلاش بسیار سرانجام شامل برنامه‌های رادیو شدم.

پس به این ترتیب، پیش‏زمینه ورودتان به دنیای هنر قبلاً وجود داشت، آن چنان که اشاره فرمودید خواهرتان شما را به دنیای هنر کشاند؛ پس مشوق‏تان در این عرصه هم باید خواهرتان باشد، درست است؟

یقیناً. خواهر بزرگم “سایمه مقصودی” مرا به دنیای هنر کشاند. اجرای نقش اول نمایش‌نامه “ قهرمانان “ را که او در استیج” کابل ننداری” اجرا کرد، بسیار خوب به خاطر دارم. این نمایش‌نامه با استقبال بی‌نظیر مردم و حتا سران حکومتی وقت روبرو شد تا جایی که ظاهرشاه، شاه سابق کشور نیز برای دیدن این نمایش به کابل ننداری آمد و نمایش‌نامه قهرمانان را به تماشا نشست. در پایان نمایش‌نامه شاه سابق برای بازیگران این نمایش‏نامه کف زد و برای خواهرم مبلغ صدهزار افغانی تحفه داد. این کار شاه سابق نه تنها باعث تشویق خواهرم شد بلکه برای من نیز انگیزه آفرید. به همین خاطر در عرصه‏ی هنر از خانواده و خصوصاً از خواهر بزرگم خیلی سپاس‌گزار هستم.

جناب مقصودی، بیش از 19 سال از نخستین کارهای هنری شما در برنامه آموزشی بی.بی.سی می‌گذرد. هنوزهم مردم این برنامه‌ را به خاطر دارند. آن زمان “ سوپ اپرا” از برنامه‌های پر طرفدار رادیویی بود و بویژه که هنوز تلویزیون آن قدر در دسترس مردم نبود. “ خانه نو زندگی نو “ از برنامه‌هایی است که در حال حاضر نیز از رادیویی بی.بی.سی به نشر می‌رسد، فکر می‌کنید هنرهای تمثیلیی را که شما آن زمان در رادیو اجرا می‌کردید چه قدر در تغییر نگرش مردم موثر بوده است؟

این درامه‌ها در قسمت اصلاح و رشد زبان بسیار نقش داشته است. ما در این درامه‌ها زبان دراماتیک یا زبان مردم عام را به کار گرفتیم و با اصطلاحات خاص خودشان با آن‌ها سخن گفتیم. طوری که وقتی مردم درامه‌ها را می‌شنیدند فکر می‌کردند که درامه بخشی از زندگی آن‌هاست.در کنار این ما در لای درامه‌ها چگونگی ابعاد، فرهنگ، عنعنات، دین، مذهب و … را نیز بیان کردیم. هدف از نشر درامه‌های تراژدی آن بود که مردم درامه‌ها را بشنوند تا از تکرار دوباره آن جلوگیری شود. همچنان با نشر درامه‌های کمدی خواستیم به زندگی افراد جامعه امید و انگیزه ببخشیم. به باور من این کارها ارزشمندی خاص خودش را دارد و وقتی ما بازده این درامه‌ها را ارزیابی می‌کردیم برای ما از بسیاری جهت‌ها امیدوارکننده بود.

محتوای بیشتر کارهای هنری شما بیان درد آوارگی، جنگ و مصایبی است که بر مردم دردمند ما روا داشته شده است. شما در حقیقت ممثل این دردها هستید، تمثیل‌های‏تان بر بیننده و شنونده تأثیرات خاص دارد. پرسش این است که خودتان نیز در جریان تمثیل از موضوعی که بیان می‌کنید متاثر می‌شوید؟

وقتی می‌خواهم یک نقش تراژدی را بازی بکنم، تا درد و رنجی که بر شخصی که قرار است نقش او را بازی بکنم در وجود خود تحمیل نکنم، نمی‌توانم درد او را به نمایش بگذارم. به عبارت دیگر تا گریه‏ی او را گریه نکنم، هرگز خودم را در نقش‌ موفق حس نمی‌کنم. از درد نقش‌هایی که بازی کرده‌ام، پُر درد شدم. پس به همین دلیل می‌توانم بگویم که تراژدی بخشی از زندگی من است و من هم شامل آن هستم.

فکر می‌کنید مخاطبان شما به چه اندازه کارهای هنری‏تان را درک می‌کنند؟

اگر مخاطبان‌ام به گونه درست مرا درک نکنند و پیام‌های نهفته در کارهایم را درنیابند، گناه آن‌ها نیست، خودم را مقصر می‌دانم چون نتوانسته‌ام به گونه‏ی درست آن چه را که مخاطبانم از من انتظار داشتند. تمثیل کنم. اما تا جایی که مردم کارهایم را دیده ‌اند و یا شینده‌ اند، بازخورد آن برایم مثبت بوده و از این بابت خودم را ممنون و مشکور مردمم می‌دانم.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده