مناظره‌هایی که «مناظره» نیستند!

راه‏اندازی برنامههای گفتوگو با نامزدان ریاست‌‏جمهوری در برخی از رسانههای تصویری و صوتی که به منظور «کشف حقیقت» و ابهام‌‏زدایی از برنامههای آنان صورت میگیرد، امر مبارکی است و نشان‌‏دهندهافق روشن از زاویه‌‏ی فرهنگ دموکراسی در کشور است. استقبال عمومی از اصل این برنامه نیز خوب بوده و این امر در کاهش هزینههای پیکارهای انتخاباتی نیز تأثیرگزار بوده است.

نفس این برنامهها به معنای این است که تأثیر رسانهها بر فرهنگ سیاسی کشور بیشتر از پیش آشکار شده و روشن میشود که جایگاه این ابزارهای اطلاعات جمعی در شکل‏‌دهی به فرهنگ سیاسی مردم انکارناپذیر است. اما هزار نکتهی باریکتر زمو در نوع راه‏اندازی این برنامهها میباشد. زیرا آنچه در چهار دور کنونی تحت نام مناظره میان نامزدها راهاندازی شد، به گونهای است که معنای دقیق مناظره برای آن درست نبوده و این اصطلاح برای چنین برنامهای صادق نیست.

مناظره در لغت:«مباحثه كردن و بحث با يكديگر درباره حقيقت و ماهيت چيزي، يا با هم سوال و جواب كردن است.» و به تعبيري ديگر، مكالمه و گفت‌وگويي است دو طرفه (Dialogue) كه هر طرف با استدلال و ارائه‌ی براهين، سعي مى‌كند كه برتري و فضيلت خويش را بر ديگري به اثبات برساند.

از لحاظ علم منطق، مناظره:«توجه متخاصمان است در اثبات نظر خود، در مورد حكمي و نسبتي از نسبت‌ها براي آشكار كردن حق و صواب

در تعریف مناظره نوشته اند: « ژرف ساخت مناظره … حماسه است، زیرا در آن، میان دو کس یا دو چیز بر سر برتری و فضیلت خود بر دیگری نزاع و اختلافلفظی درمی‌گیرد و هر یک با استدلالی خود را بر دیگری ترجیح می‌دهد و سرانجام یکی مغلوب یا مجاب می‌شود

هدف اصلی از مناظره، کشف حقیقت و اثبات برتری افراد شرکت‏کننده به لحاظ طرح و برنامه بر یکدیگر است؛ نکتهای که در مناظرههای صورت گرفته مغفول مانده و به کلیگوییهای صرف و پرسشهای کلی خلاصه میشود. این همان آسیبی است که اجرای بد به «ایدهی مناظره» وارد نموده و کیفیت آن را زیر سوال برده است.

هرچند قضاوت دربارهی مناظره‌های سیاسی با محور انتخابات، بازگشایی آن از محورهای گوناگون را طلبیده و برشمردن عناصر متعددی را لازم دارد که مجال بازگویی آن در این مقال نیست، ولی اگر خواسته باشیم، اساسیترین عنصر مناظره را که همانا «کشف حقیقت» است مد نظر قرار داده و بر بنیاد آن این گفتوگوها را کالبدشکافی نماییم، آسیبها و مشکلات آن برملا خواهند شد.

به نظر میرسد ضروری است تا نحوهی پرسیدن پرسش‌‏ها، زمان لازم برای ارائهی پاسخها، روشن کردن محورهای بحث پیش از دعوت میهمانان و اطلاع دادن به آنان، فراخوان برای آمادگی لازم و چالشی بودن پرسشها به منظور ایجاد رقابت سالم و رویارویی منطقی نامزدان در این مناظرهها مد نظر قرار داده شود. بدبختانه تاکنون این روش به پیش برده نشده و مجموع پرسشها حول محور چند مسأله چرخیده است. به صورت کلی، مسألهی امنیت، اقتصاد و سیاست مورد پرسش قرار میگیرند که نامزدان شرکت‌‏کننده نیز به کلیگوییهای محض اکتفا میکنند. چه بسا هنوز جان کلام یک نامزد در خصوص ارائهی پاسخ شکل نگرفته و منعقد نشده است که وقت او تمام‏شده اعلام گردیده و سخنانش قطع میشود. نوبت بعدی نیز پرسش دیگری است بازهم ابتر و ناقص مانده و به فرجام نمیرسد. به این صورت، دیده میشود که افزون بر ناتوانی برخی از نامزدان، نقص عمدهی این مناظرهها به نحوهی اجرای آن نیز برمیگردد.

بنابراین باید به این نکته به دقت توجه شود که پرسشها کلی نباشد و مجریان برنامهها وارد جزئیات قضیه شوند تا حقیقت مورد نظر کشف شده و هرگاه فکری و طرحی برای آن وجود نداشته باشد، ثمرهی کار چنین خواهد بود که میانتهی بودن تئوریهای نامزدان در حکومتداری آینده به اثبات خواهد رسید. در یک کلام هرگاه این مناظرهها موجب ایجاد بستر رقابت سالم فکری برای نامزدان قرار نگرفته و در آن کشف حقیقت صورت نگیرد، معنای دقیق آن را هرچیزی میتوان گذاشت غیر از «مناظره» زیرا مناظره به منظور کشف حقیقت و برملا ساختن برنامههای مناظره‌شوندگان است نه محملی برای دادن شعارهایی که اعتبار و اعتماد مردم را بیشتر از پیش به روند دموکراتیک انتخابات کاهش دهد.

با این حساب پرسش اصلی این است که آیا مناظرات انجام شده توانسته‏‌اند در راستای ابهام‌زدایی از برنامههای نامزدان کمکی کرده باشند؟ مسلما پاسخ منفی است و این نقیصه به نحوهی برگزاری مناظره، رویکرد سفارشی و سمبولیک آن برمیگردد.

اگر این نارسایی را به حساب نوکار بودن رسانهها و رسانه‌گران کشور بگذاریم، مسلم است که باید انگیزهای برای تحول در این برنامه به وجود آمده و تجربهی ناتمام گذشته موجب شود که سنگ تمامی در این خصوص در روزهای باقیمانده از زمان پیکارهای انتخاباتی گذاشته شود. بدیهی‌ست که هرگاه بتوانیم تنها یک اصل «کشف حقیقت» را معیار بررسی برنامه‌ی مناظره قرار دهیم و اجزای روند مناظرات را فقط با همین یک اصل مورد بازنگری قرار دهیم، شاهد تحول جدی در ساخت، تولید و اجرای این برنامه بوده و تأثیر آن بر افکار عمومی نیز تأثیر به سزایی خواهد داشت. با این وجود نیز، نفع مسلم این برنامه این است که معیارهایی را برای داوری مردم به وجود خواهد آورد تا قضاوتی را روی کارکرد نامزد پیروز در مقایسه با وعدههای آن در این برنامهها صورت داده و در واقع این گفتوگوها محکی برای داوری افکارعمومی نسبت به آنان باشد.

0 پیام برای این مطلب ثبت شده